• 0 آیتم -
    • سبد خرید شما خالی است

رایگان

تحلیلی بر حماسۀ کوراوغلو

somdn_product_page
اشتراک‌گذاری

درباره نویسنده

یادداشت مترجم بر بازنشر الکترونیکی
این کتاب حاوی ترجمۀ یکی از مقاله‌های درج شده در کتاب «آذربایجان شیفاهی خالق ادبیاتی» نوشتۀ پاشا افندی‌یف (زادۀ ۱۹۲۸) است که من در واپسین سال‌های دانشجویی در دانشگاه صنعتی آریامهر در سال‌های ۱۳۵۴ و ۵۵ ترجمه کردم و حواشی فراوانی نیز به‌ویژه از روایت‌های داستان کوراوغلو گردآوری همت علی‌زاده بر آن افزودم.
تک‌نسخه‌ای از کتاب «آذربایجان شیفاهی خالق ادبیاتی» (ادبیات شفاهی مردم آذربایجان) که با الفبای سیریلیک در جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان چاپ شده‌بود (Азәрбајсан шифаһи халг әдәбијјаты) در آن هنگام در میان ما دانشجویان آذربایجانی دست‌به‌دست می‌گشت. اکنون دو نسخۀ چاپ سال‌های ۱۹۸۱ و ۱۹۹۲ در اینترنت یافت می‌شود، که فصل «کوراوغلو»ی آن با متنی که من ترجمه کردم تفاوت‌های زیادی دارد. آن نسخه‌ای که من ترجمه کردم می‌بایست در دهۀ ۱۹۶۰ یا اوایل دهۀ ۱۹۷۰ چاپ شده باشد. چنین نسخه‌ای نیافتم. آیا نویسنده پس از چاپ نخست تغییراتی در نوشته‌اش داده و گسترش‌اش داده، یا من اطلاعاتی را که فایده‌ای برای خوانندۀ ایرانی نداشت، در آن صورت بی‌گمان به توصیۀ اشخاصی بزرگ‌تر از خودم، مانند حسین محمدزاده صدیق یا حسین اسدپور پیرانفر، از ترجمه حذف کرده‌ام و در عوض روایاتی از همت علی‌زاده بر آن افزوده‌ام؟ نمی‌دانم.
در آن هنگام امکان انتشار این «ترجمه و تألیف» من وجود نداشت، زیرا که در کنار بسیاری آثار دیگر، نوشته‌هایی حاوی کلمات ترکی آذربایجانی، یا دربارۀ فرهنگ و ادبیات آذربایجان را نیز «ادارۀ نگارش» یا «ادارۀ ممیزی» که زیر نظر ساواک کار می‌کرد، به‌شدت سانسور می‌کرد و به‌ندرت اجازۀ انتشار به آن‌ها می‌داد.
پس از نامه‌های اعتراضی و سرگشادۀ «کانون نویسندگان ایران» خطاب به امیرعباس هویدا نخست‌وزیر، و سپس خطاب به جانشین او جمشید آموزگار، و رسیدن «فضای باز سیاسی» جیمی کارتر رئیس جمهور وقت امریکا به ایران، به نظر می‌رسید که شاید گشایشی در فضای فرهنگی ایجاد شده و شاید بتوان برای انتشار چنین کتابی اجازه گرفت. اما همچنان که امروزه کتاب‌ها در ادارۀ ارشاد و ممیزی جمهوری اسلامی «گیر» می‌کنند. این کتاب نیز در ادارۀ ممیزی دوران شاه «گیر» کرده‌بود.
در تابستان ۱۳۵۷، در آستانۀ انقلاب، آنگاه که جعفر شریف‌امامی به نخست‌وزیری رسید، ناشر این کتاب تلاش تازه‌ای را برای گرفتن مجوّز برای انتشار کتاب آغاز کرد. اما هنوز اجازه نمی‌دادند. سرانجام به او گفتند که عنایت‌الله رضا که در عین ریاست بر کتابخانۀ بنیاد پهلوی، مشاور عالی ادارۀ ممیزی هم بود، به‌ویژه در زمینۀ کتاب‌هایی که کلمه‌ای دربارۀ آذربایجان در آن‌ها بود، دربارۀ این کتاب خاص گفته است که (نقل به معنی) «کسی به‌نام کوراوغلو در ایران و آذربایجان وجود نداشته است، و افسانۀ موهوم مربوط به او ربطی به آذربایجان ندارد، بلکه داستانی است که در ترکیه رایج است. پس کتاب را ببرید و همۀ شعرهایی را که به ترکی آذربایجانی و با خط عربی نوشته شده، به خط ترکیه بازنویسی کنید و بیاورید تا ما مجدد بررسی کنیم.» و این در حالی بود که همچنان که در این کتاب هم ملاحظه می‌شود، مکان اصلی رواج داستان‌های کوراوغلو آذربایجان بوده و نخستین روایت‌های آن را الکساندر خوچکو (خودزکو)ی لهستانی از آوازهای آشیق‌های آذربایجان ایران گرد آورده‌است. به علاوه، حتی در زبان مادری رضا، یعنی گیلکی نیز ضرب‌المثل‌هایی دربارۀ «کوره‌غولی» (کوراوغلو) می‌گفتند.
ناشر با کمک من (که در پادگانی دورافتاده در تبعید به‌سر می‌بردم) و با زحمت بسیار، متن شعرهای کتاب را با حروف لاتین تایپ کرد. اما دسترسی به ماشین تایپی با الفبای ویژۀ ترکیه آسان نبود. به‌ناگزیر من خود با دست علامت‌های ویژه را رو و زیر حروفی مثل ğ، ç، ş، و … گذاشتم، و به ناشر سپردم.
اکنون شهریور ۱۳۵۷ بود، به گمانم ادارۀ نگارش را منحل کردند، سدّ عنایت‌الله رضا از سر راه کتاب‌های آذربایجانی و مربوط به آذربایجان برداشته شد، و این کتاب و ده‌ها کتاب و نشریۀ دیگر از کتابخانۀ ملی ایران شمارۀ ثبت دریافت کردند، و چاپ و منتشر شدند. اما دستگاه پشت پردۀ سانسور، یعنی ساواک، هنوز بر سر کار بود و در آخرین مرحلۀ پیش از چاپ ناشر را واداشتند که تکه‌ای از متن کتاب را پاک کند. این را می‌توان در پایان ص ۳۹ و آغاز ص ۴۰ کتاب به‌روشنی دید. تاریخ من‌درآوردی «شاهنشاهی» را هم هنوز لغو نکرده‌بودند و در آغاز این کتاب تاریخ ۳۷/۶/۶ دیده می‌شود. منظور ۶ شهریور ۲۵۳۷ «شاهنشاهی» است، معادل ۱۳۵۷.
در افشای رضا مقاله‌ای مستند نوشته‌ام به نام «حکایت آن که اهل این کار نبود» که در این نشانی می‌توان آن را خواند:
https://drive.google.com/file/d/1uwr6MdKYIJEWg1Mp_RUpfStKeR5-hJhK/view?usp=sharing
ترجمۀ این کتاب در پی استقبال باورنکردنی از کتابچۀ «اپرای کوراوغلو» بود، که در دانشگاه‌های سراسر کشور و در محافل دانشجویی، و بیرون از آن، به پدیده‌ای شگفت‌انگیز تبدیل شده‌بود. دربارۀ آن پدیده مقاله‌ای نوشته‌ام با عنوان «اپرای کوراوغلو در میان دانشجویان» که آن را در مجلۀ «تریبون» شمارۀ ۱۰ یا در این نشانی می‌توان خواند:
https://shivaf.blogspot.com/2023/05/operaye-koroghlu-dar-miane-daneshjouyan.html
متن کامل ترکی اپرای کوراوغلو، همراه با ترجمۀ من به فارسی در این نشانی موجود است:
https://drive.google.com/file/d/1L3sVJ_LNemR7lqC_BUwLF-yNCZw-W3MW/view?usp=sharing
در زمینۀ حماسه‌های مشابه نیز بخشی از کتاب «حماسه‌های شفاهی آسیای میانه» نوشتۀ پژوهشگر بریتانیایی خانم نورا چادویک را در پادگان تبعیدگاهم ترجمه کردم که سال‌ها بعد، پس از یافتن مجدد دست‌نوشت ترجمه، منتشر شد و در این نشانی موجود است:
https://www.bashgaheadabiyat.com/product/oral-epics-of-central-asia
پس از انتشار کتاب «حماسه‌های شفاهی…» دو تن از دوستان گرامی تشویقم می‌کردند و دو شیوۀ متفاوت را برای ادامۀ کار در همان زمینه پیشنهاد می‌کردند. اما من مخالف بودم و در نوشته‌ای کوتاه برایشان توضیح دادم که چرا حماسۀ کوراوغلو در آن میان یگانه است و میلی برای ادامۀ کار در زمینۀ دیگر حماسه‌ها ندارم. آن نوشته در این نشانی در دسترس است:
https://shivaf.blogspot.com/2017/07/hamase-va-hamase.html
با سپاس از «باشگاه ادبیات» که «حماسه‌های شفاهی آسیای میانه» را پیشتر منتشر کرده، و اکنون «تحلیلی بر حماسۀ کوراوغلو» را بازنشر می‌کند.
استکهلم – ۱۳ نوامبر ۲۰۲۵

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “تحلیلی بر حماسۀ کوراوغلو”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *