رایگان
شعرهایی از عشق و استانبول
اشعاری از آتیلا ایلهان، احمد عارف، ادیب جانسور، ارحان گولریوز، ازدمیر آصف، امید یاشار، اکتای ریفات، اورهان ولی، ایلهان برک، بدری رحمی ایوباوئلو، بیرهان کسکین، تورگوت اویار، جاهیت سیتکی تارانجی، جمال ثریا، جودت کودرت، جیحون ییلماز، دیدم ماداک، سردار تونجر، سزن آکسو، سنور سزر، شوکرو ارباش، صاباحتین علی، ضیا عثمان صابا، عاریف کالندر، عاشیق ویسل، فاروک نافیذ چاملیبل، گولتن آکین، لاله مولدور، محمود تمیزیورک، موسلیم چلیک، ناظم حکمت، نجیب فاضیل کیساکورک، نوزات چلیک، نوروالله گنچ، ودات تورکالی، یاووز بولنت باکیلر، یحیی کمال بیاتلی
منصور صالحی –
با خواندن این جمله از عاشیق وینسل کتاب رو دانلود کردم:
من در واقع چیز زیادی ندارم به تو بدهم
چای هست اگر می نوشی. من هستم اگر عشق می ورزی. راه هست اگر رهگذری.