• 0 آیتم -
    • سبد خرید شما خالی است

شهروز جویانی

""

کتاب های نویسنده

سفر زخم

رایگان
رمان‌هایی که شهروز جویانی با نام مستعار منتشر کرد
هم نسلان من در میانه دهه شصت دو کتاب بالینی داشتند که حوادثش به نوعی بازتاب آنچه بود که در فاصله سال‌های 1357 تا 1362 بر میهن‌مان گذشته بود. اما آنچه این دو کتاب را جذاب‌تر می کرد نثر و سبک به کار برده شده توسط مولفانشان بود که هم از رئالیسم جادویی بهره بودند و هم از سوررئالیسم، که در آن دهه از دیدگاه هنر دولتی منحط به شمار می‌آمد. شهرت این دو رمان سبب شد تا خوانندگان و منتقدان به دنبال یافتن کتاب‌های دیگر دو مولف باشند که اولی ظاهراً زادۀ آمریکای لاتین است و دومی زادۀ آلمان، و در مقدمه و موخرۀ هر دو کتاب از  دیگر آثارشان  نام برده شده بود. همچنین اشاره‌هایی به زندگی هر دو نویسنده توسط مترجمان هر دو کتاب که وجودشان را مسجل می‌کرد.
اما دیگر آثار مولفان یافته نشد و هر دو مترجم نیز هرگز کتابی از آن دو نویسنده ترجمه نکردند و نام مترجمان نیز بر کتاب های دیگری دیده نشد. تلاش خوانندگان و منتقدان نیز بی ثمر بود. حتی برخی از آنان که از بد حادثه از میهن گریخته و در آلمان یا آمریکای لاتین ساکن شدند، جستجو را ادامه دادند و هر چه گشتند بیشتر به این نتیجه رسیدند که این دو نویسنده(و ایضا هر دو مترجم) وجود خارجی ندارند. این اطلاعات دهان به دهان گشت و بر رمز و راز پیرامون هر دو رمان افزود.
سیزده سال پیش که باشگاه ادبیات را تاسیس کردم، این دو کتاب از اولین آثاری بود که نسخه دیجیتال آنها را فراهم کرده و در دسترس خوانندگان نسل‌های بعد قرار دادم و باید بگویم که از سوی آنان نیز مورد استقبال قرار گرفت. شهروز جویانی را به واسطه جنگ سینمای نوین می‌شناختم که در فاصله سال‌های 1360 تا 1364 تنها نشریه جدی سینمایی بود. دوستان مشترکی داشتم که از پشت پرده نشریات و کتاب‌هایی که با نام مستعار منتشر کرده بود برایم سخن گفته بودند و طبعا نقطه اوج این صحبت‌ها همواره شب طولانی تیزدندان و سفر زخم بود.
بعد از تاسیس باشگاه کوشیدم جنگ نوین، سینمای نوین و سرانجام مفید را در اختیار خوانندگان قرار داده و از زیر غبار زمان نجات دهم. خوشبختانه بازنشر مفید تقریباً مترادف شد با گفت‌وگوی شهروز جویانی با نشریه اندیشه پویا و استقبال گسترده‌تر دوستداران نشریات ادواری ادبی/هنری از فایل‌های دیجیتال این نشریه را رقم زد. اما در آن گفت‌وگو سخنی از کتاب‌های منتشر شده با نام مستعار در چهار دهۀ گذشته به میان نیامده بود. اول به این سبب که تمرکز گفت‌وگو بر نشریه مفید بود و دوم آنکه شهروز تمایلی به این کار نداشت.
کوشیدم شماره تماس وی را به دست آورده و او را ترغیب به افشای راز کنم. اما به دلایلی مختلف کار به محاق افتد و دیر شد و شهروز جویانی از میان ما رفت. حال که دیگر نیست، با کسب رضایت از بازماندگان وی توسط دوست مشترک و نزدیک‌مان ناصر زراعتی این دو رمان را بازنشر می‌کنم. با تاکید بر اینکه خورخه کاره‌را گومز و گرترود کلوگه، همچنین بیژن نیک‌بین و حسین فارسیجانی وجود خارجی نداشته و ندارند و تنها پدیدآورنده این دو رمان کسی نیست جز شهروز جویانی!
آقای زراعتی به زودی مطلبی مبسوط در این خصوص و دیگر آثار شهروز منتشر خواهد کرد، بنابراین بهتر است ماجرا را از زبان وی بشنوید. به علاوه نسخه صوتی هر دو کتاب نیز به زودی با صدای وی منتشر می‌شود.
ذکر دو نکته ضروری است. اول اینکه اسکن تازه و تمیزتری از شب طولانی تیزدندان فراهم شده که به اشتراک گذاشته می‌شود. و دوم، متاسفانه چاپ کتاب سفر زخم چندان مطلوب نبود، بنابراین فصل اول آن اندکی کمرنگ است. امیدوارم به زودی نسخه چاپی بهتری به دست آورده و اسکن مجدد آن را تقدیم خوانندگان کنیم.
امیر عزتی

شب طولانی تیزدندان

رایگان
رمان‌هایی که شهروز جویانی با نام مستعار منتشر کرد
هم نسلان من در میانه دهه شصت دو کتاب بالینی داشتند که حوادثش به نوعی بازتاب آنچه بود که در فاصله سال‌های 1357 تا 1362 بر میهن‌مان گذشته بود. اما آنچه این دو کتاب را جذاب‌تر می کرد نثر و سبک به کار برده شده توسط مولفانشان بود که هم از رئالیسم جادویی بهره بودند و هم از سوررئالیسم، که در آن دهه از دیدگاه هنر دولتی منحط به شمار می‌آمد. شهرت این دو رمان سبب شد تا خوانندگان و منتقدان به دنبال یافتن کتاب‌های دیگر دو مولف باشند که اولی ظاهراً زادۀ آمریکای لاتین است و دومی زادۀ آلمان، و در مقدمه و موخرۀ هر دو کتاب از  دیگر آثارشان  نام برده شده بود. همچنین اشاره‌هایی به زندگی هر دو نویسنده توسط مترجمان هر دو کتاب که وجودشان را مسجل می‌کرد.
اما دیگر آثار مولفان یافته نشد و هر دو مترجم نیز هرگز کتابی از آن دو نویسنده ترجمه نکردند و نام مترجمان نیز بر کتاب های دیگری دیده نشد. تلاش خوانندگان و منتقدان نیز بی ثمر بود. حتی برخی از آنان که از بد حادثه از میهن گریخته و در آلمان یا آمریکای لاتین ساکن شدند، جستجو را ادامه دادند و هر چه گشتند بیشتر به این نتیجه رسیدند که این دو نویسنده(و ایضا هر دو مترجم) وجود خارجی ندارند. این اطلاعات دهان به دهان گشت و بر رمز و راز پیرامون هر دو رمان افزود.
سیزده سال پیش که باشگاه ادبیات را تاسیس کردم، این دو کتاب از اولین آثاری بود که نسخه دیجیتال آنها را فراهم کرده و در دسترس خوانندگان نسل‌های بعد قرار دادم و باید بگویم که از سوی آنان نیز مورد استقبال قرار گرفت. شهروز جویانی را به واسطه جنگ سینمای نوین می‌شناختم که در فاصله سال‌های 1360 تا 1364 تنها نشریه جدی سینمایی بود. دوستان مشترکی داشتم که از پشت پرده نشریات و کتاب‌هایی که با نام مستعار منتشر کرده بود برایم سخن گفته بودند و طبعا نقطه اوج این صحبت‌ها همواره شب طولانی تیزدندان و سفر زخم بود.
بعد از تاسیس باشگاه کوشیدم جنگ نوین، سینمای نوین و سرانجام مفید را در اختیار خوانندگان قرار داده و از زیر غبار زمان نجات دهم. خوشبختانه بازنشر مفید تقریباً مترادف شد با گفت‌وگوی شهروز جویانی با نشریه اندیشه پویا و استقبال گسترده‌تر دوستداران نشریات ادواری ادبی/هنری از فایل‌های دیجیتال این نشریه را رقم زد. اما در آن گفت‌وگو سخنی از کتاب‌های منتشر شده با نام مستعار در چهار دهۀ گذشته به میان نیامده بود. اول به این سبب که تمرکز گفت‌وگو بر نشریه مفید بود و دوم آنکه شهروز تمایلی به این کار نداشت.
کوشیدم شماره تماس وی را به دست آورده و او را ترغیب به افشای راز کنم. اما به دلایلی مختلف کار به محاق افتد و دیر شد و شهروز جویانی از میان ما رفت. حال که دیگر نیست، با کسب رضایت از بازماندگان وی توسط دوست مشترک و نزدیک‌مان ناصر زراعتی این دو رمان را بازنشر می‌کنم. با تاکید بر اینکه خورخه کاره‌را گومز و گرترود کلوگه، همچنین بیژن نیک‌بین و حسین فارسیجانی وجود خارجی نداشته و ندارند و تنها پدیدآورنده این دو رمان کسی نیست جز شهروز جویانی!
آقای زراعتی به زودی مطلبی مبسوط در این خصوص و دیگر آثار شهروز منتشر خواهد کرد، بنابراین بهتر است ماجرا را از زبان وی بشنوید. به علاوه نسخه صوتی هر دو کتاب نیز به زودی با صدای وی منتشر می‌شود.
ذکر دو نکته ضروری است. اول اینکه اسکن تازه و تمیزتری از شب طولانی تیزدندان فراهم شده که به اشتراک گذاشته می‌شود. و دوم، متاسفانه چاپ کتاب سفر زخم چندان مطلوب نبود، بنابراین فصل اول آن اندکی کمرنگ است. امیدوارم به زودی نسخه چاپی بهتری به دست آورده و اسکن مجدد آن را تقدیم خوانندگان کنیم.
امیر عزتی