""
طغرل افشار از نخستین پیشگامان نقد سینمایی در ایران و بانی برگزاری اولین جشنواره فیلم در ایران بوده است. او از معدود منتقدان آن دوره بود که درک و تصور درستی از مقوله سینما داشت. نقدهای او در آن زمان چیزی فراتر از نوشتن دربارۀ داستان فیلمها و دادن اطلاعات دربارۀ هنرپیشههاست. طغرل افشار در ۱۵ فروردین ۱۳۱۲ در تهران به دنیا آمد. او فرزند جلال افشار گیاهپزشک و پژوهشگر و استاد دانشکده کشاورزی و بهجتالزمان (ثریا) اسفندیاری خواهر نیما یوشیج بود و پس از جدایی پدر و مادرش تا زمان مرگ با مادر زندگی میکرد. افشار از ۱۳۲۷ به صورت جسته و گریخته به نوشتن دربارۀ سینما و نقد فیلم پرداخت. در همان زمان به نوشتن گزارش و نوشتههای ورزشی برای مطبوعات نیز میپرداخت. قلم صریح و نقدهای جانانه او علیه ابتذال در سینما او را به نخستین منتقد جدی سینما در ایران تبدیل کرد. وی کار نقد فیلم را بهطور مستمر از شماره ششم مجله دوهفتهنامه پیک سینما در ۱۸ آبان ۱۳۳۱ آغاز کرد و در فرودین ۱۳۳۳ نخستین جنگ سینمایی را با نام «در کمان رنگین سینما» منتشر نمود. افشار یکی از پایهگذاران جشنواره فیلم در ایران بود. طغرل افشار در ۲۸ مرداد ۱۳۳۵ در سن بیست و سه سالگی حین شنا در دریای بابلسر غرق شد. او زمان مرگ به تحصیل در رشته حقوق در دانشگاه اشتغال داشت. روی سنگ قبرش نوشته شدهاست: «در اینجا طغرل افشار اولین منتقد سینما در ایران روان آرام و نجیبش را به خاک کشیدهاست.» افشار تا زمان مرگش مرتباً به نوشتن میپرداخت. بنا بر روایت مستندات موجود، اولین بار این طغرل افشار بود که در سال ۱۳۲۹، زمانی که مدت کوتاهی از فعالیت مطبوعاتیاش میگذشت، جشنواره کوچکی در سینما کریستال خیابان لالهزار نو در تهران برپا کرد که طی سه سال بعد، دو دوره دیگر این جشنواره نیز برگزار شد. پیش از آن تاریخ تنها چند هفته فیلم از یک کشور خاص در ایران ترتیب یافتهبود. در روزهای ۵ و ۶ تیر ۱۳۳۳ همزمان با انتشار مجله پیک سینما چهارمین جشنواره فیلم به تلاش او برگزار شد و در آن فیلمهایی از ۹ کشور به همراه سخنرانی هوشنگ کاووسی و خود افشار به نمایش درآمد. این برای سینمای نوپای آن زمان که تولیداتش ابتدایی و اندک و آثاری تجربی با تکیه بر آزمون و خطا در عرصه فیلمسازی داشت حرکتی در خور توجه قلمداد میشد. افشار در سال ۱۳۳۲ در فیلم بیپناه به کارگردانی گرجی عبادیا (احمد فهمی) بازی کرد. فیلم به زندگی جوانی میپردازد که در کودکی پدرش را گم کرده است. جوان دختری را در روستا فریب میدهد و به شهر فرار میکند. دختر فریبخورده به زنان بدکاره شهر میپیوندد. پسر درگیر ماجرایی تبهکارانه میشود و کارش به دادگاه میکشد. دادستان او را محکوم میکند و در نهایت درمییابد که جوان مجرم کسی نیست جز فرزندش. به نظر میرسد افشار برای گرفتن حس یک فیلم در آن دهه و فهم بهتر پروسه فیلمسازی برای بازی در این فیلم پیشقدم شد. آنچنان که بعدها از بازی در فیلم پشیمان شد و سرخورده از کار خود نوشت: «خواستم فساد و ابتذال پست پرده فیلمفارسی را از نزدیک ببینم و بشناسم.» او در نقد فیلم تحت تأثیر نگرش بلینسکی منتقد انقلابی روسیه بود و مانند او معتقد بود ادبیات وسیلهایست برای پر کردن شکاف موجود بین اندیشمندان و توده مردم و بر نکات اخلاقی و اجتماعی تأکید داشت. طغرل افشار در ۷ آبان ۱۳۳۲ همراه منتقدان دیگری همچون فرهاد فروهی، هوشنگ کاووسی و محسن موحد (نویسنده اطلاعات) بیانیهای را علیه برخی تماشاچیان امضاء کردند. این بیانیه در محکومیت رفتار تماشاگران خشمگینی منتشر شده بود که هنگام نمایش فیلم رودخانه اثر ژان رنوار در تهران دست به واکنشهای تند و عصبی زده بودند. واکنش تماشاگران به قدری شدید بود که منجر به توقیف فیلم شد و به همین دلیل منتقدان و نویسندگان سینمایی را واداشت در اعتراض به این حرکت بیانیهای منتشر کنند. از دیگر فعالیتهای افشار در زمینه نقد فیلم میتوان به انتشار مجله دوهفتهنامه پیک سینما اشاره کرد. دوره یازده شمارهای پیک سینما در سال ۱۳۳۳ به صاحب امتیازی حمید رهنما و مسئولیت طغرل افشار نگاهی انتقادی به سینما، بهخصوص سینمای فیلمفارسی داشت که در آن زمان در حال شکلگیری بود. او همچنین کتابی با عنوان در کمان رنگین سینما در فروردین ۱۳۳۳ منتشر کرد که مجموعهایست از نقدهای سینمایی او. افشار در نقدی در مجله در کمان رنگین سینما تحت عنوان سینما در ایران نوشت: «تاکنون که بیش از سی فیلم فارسی بر روی پرده آمدهاست، ما بجز موضوعات یکنواخت و بدون هدف، صحنههای مکرر و خستهکننده، بازی بیحالت هنرپیشگان و حرکات تئاترال آکتورهای تئاتر، صحنههای متشابه کاباره و زندان و سرانجام رقص و آواز ایرانی که حتی در فیلمهای دراماتیک نیز وجود پیدا کردهاند چیز دیگری ندیدهایم.» طغرل افشار در مهر ۱۳۳۲ اولین کتاب غیرسینمایی خود به نام «تخیلات من» را منتشر کرد که مجموعهای از داستانهای کوتاه ادبی و اجتماعی بود. وی در مقدمه همین کتاب مینویسد:«نوولهای کوتاهی که در این کتابچه گردآورده شده است تنها مشتی حس و درد انسانی است که گاهی به شکل یک قطره اشک ترش مزه از چشم انسان خارج میشود و زمانی حتی آن یک قطره اشک هم از تجلی خود اباء میکند و این غم و غصهها که طنازی و جلوه این نوولها است پنهان میماند. افشار که تخیلات من را برگزیدهای از نوشتههای پنج سال گذشته خود اعلام کرده، در انتهای مقدمه از خوانندگان خواسته که«پس از آنکه تارهای حساس مغز خود را با نوشتههای لرزان توام ساختید، آنچه گفتنی دارید برایم بنویسید تا بدانم که چه گفتهام، چه باید بگویم و چگونه از کنار هر حس رد شدهام!». دیگر کتاب او «نامههای فراموشنشدنی» نام دارد که طغرل افشار در اردیبهشت ۱۳۳۵ تنها سه ماه قبل از مرگش منتشر کرد. این کتاب در پنجاه صفحه، مجموعه دو داستان بود که به شیوه نامهنگاری نوشته شده بود. او در مقدمه این کتاب مینویسد: "شاید تعجب کنید که چگونه یک نویسنده و منتقد سینمایی چنین کتابی انتشار دادهاست، شاید تعجب کنید که چگونه یک منتقد از احساسات شاعرانه و عاشقانه صحبت کردهاست. شاید هم پیش خود بگوئید که یک قدم به قهقرا رفتهاست… ولی میخواهم بدانم آیا با زبان عشق و احساس بهتر نمیتوان از زندگی و مبارزات اجتماعی گفتگو کرد؟"
اولین جُنگ سینمایی ایران
برای شناخت مولف، مقالۀ عباس بهارلو در پنجاهمین سالگرد درگذشت وی ضمیمه شده است.
فهرست؛
قسمت اول: مختصری دربارۀ میزان ارزش و اهمیت هنر سینما
مختصری از تاریخ پیدایش سینما
سینما در کشورهای مختلف اروپایی و آمریکایی
سینما در ایران
با هم به یک استودیو برویم
یک صحنه فیلم چگونه تهیه میشود
مراسم باشکوه سینمایی
کارکنان سینماتوگرافی ایران چه میگویند؟
راه صحیحی انتخاب کنیم
قسمت دوم: انتقاد فیلم
برای معرفی بهترین فیلم های سال
بهترین فیلم های زمستان 1329
بهترین فیلم های سال 1330
بهترین فیلم های سال 1331
بهترین فیلم های سال 1332
درگذشت معصومه خاکیار
فیلم هایی که در سال آینده در سینماهای تهران نمایش خواهد داد
آکادمی آوارد و جایزه اسکار
(توضیح: نسخهای که برای اسکن استفاده شده، فاقد 8 صفحه بود. بنابراین از اسکن کم کیفیت قبلی استفاده شد)