""
(۱۳۲۴ در کرمانشاه - ۱۳۸۸ در کرمانشاه)، نویسندهٔ داستان کوتاه و رمان. از نویسندگان نسل دههٔ ۴۰ و ۵۰ ایران بود و آثارش نمونههایی از ادبیات کارگری و نیز ادبیات اقلیمی مناطق کردنشین ایران بهشمار میآیند. لاری کرمانشاهی از کودکی ذهنی کنجکاو داشت. وی در دوران نوجوانی با ادبیات آشنا شد و به نوشتن پرداخت. نخستین کتاب لاری «وقتیکه شکوفهها میشکفند و زمانیکه برگها میریزند» بود که با نام مستعار «شکوفه لاری کرمانشاهی» هنگامی که ۱۶ ساله بود، در سال ۱۳۴۳ به چاپ رسید. لاری پس از انقلاب ۵۷ تنها موفق به چاپ یک کتاب شد و در سال ۱۳۷۰ «برفابههای بهاری» را به چاپ سپرد. این اثر به عنوان نشاندهندهٔ دوران افول ادبیات اقلیمی فارسی منطقهٔ کرمانشاه شناخته شده است. دستنوشتههای زیادی از وی به جای مانده که رمانهای ناتمام وی را شامل میشوند. یکی از این رمانهای ناتمام «تنهایی رئیسجمهور» نام دارد که به شرح زندگی قاضی محمد، رئیسجمهور جمهوری مهاباد میپردازد. لاری کرمانشاهی که فعالیتهای صنعتی و فنی داشت، در سالهای پایانی زندگی خود دچار ورشکستگی شد، ازاین رو سالهای سختی را پشت سر گذاشت. چنانچه از آن زنده یاد نام برده میشود وی علاوه بر آثارخود، در زندگی شخصی خود نیز همواره دوستدار و غمخوار قشرفرودست جامعه بوده و درصدد ایجاد اشتغال برای آنها بوده است. داستان: وقتی که شکوفهها میشکفند و زمانی که برگها میریزند، برفابههای بهاری، بیبی خانم، چشم الفیها، سالهای از دست رفته، غروب بینوایان، فردا حمله آغاز میشود، کارگران، کوچ ناشکیب، کوماین. شعر: قلبم را به خاک بسپارید. آثار منتشر نشده: تنهایی رئیسجمهور، فراسوی شب، هزارپا.