فخرالدین شادمان

""

سید فخرالدین شادمان (۱۲۸۶ تهران – ۴ شهریور ۱۳۴۶ لندن) نویسنده، استاد دانشگاه، قاضی و دولتمرد دوران پهلوی و نایب‌التولیه آستان قدس رضوی بود. پدرش حاج سید ابوتراب نام داشت و روحانی بود. تحصیلات اولیه او با علوم قدیمه گذشت. زبان و ادبیات عرب و فقه و اصول را در مدارس میرزا صالح و خان مروی در طهران نزد آقا سید محمود حیاط شاهی و آقا شیخ محمدتقی نهاوندی فراگرفت و سپس به تکمیل علوم جدید در مدارس کمال و تدین و دارالفنون پرداخت و پس از آن، دورهٔ دارالمعلمین مرکزی (دانشسرای عالی بعدی) را در سال ۱۳۰۴ و دورهٔ مدرسه عالی حقوق تهران را در سال ۱۳۰۶ به پایان رسانید. در مدارس ثروت، علمیه و ادب، مظفری و کمالیه، فارسی، فرانسه و تاریخ درس داد و از سال ۱۳۰۵ در دارالمعلمین مرکزی فرانسه و انگلیسی درس داد. همزمان در مطبوعات هم قلم می‌زد. از سال ۱۳۰۵ در روزنامه اطلاعات و از سال ۱۳۰۶ در روزنامه اقدام می‌نوشت و در سال‌های ۱۳۰۶ و ۱۳۰۷ سردبیر هفته‌نامه ادبی طوفان بود. شادمان در سال ۱۳۰۶ به خدمت عدلیه درآمد و مدیر دفتر محاکم بدایت تهران شد. در سال ۱۳۰۷ عضو محکمه تجارت، در سال ۱۳۰۸ معاون پارکه دیوان جزای عمال دولت ۱۳۰۸ و در سال ۱۳۱۱ مستنطق (بازپرس) شد. سپس تحصیلات خود را ادامه داد و در سال ۱۳۱۴ شمسی از دانشکدهٔ حقوق دانشگاه پاریس و در سال ۱۳۱۸ از دانشکدهٔ علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه لندن به اخذ درجه دکتری نائل شد. دو سال در دانشگاه کمبریج انگلستان به مطالعه پرداخت. یک سال هم دورهٔ دانشگاه هاروارد آمریکا را طی کرد. او همزمان با تحصیل، در سال ۱۳۱۴ نمایندهٔ دولت ایران در کنفرانس تربیتی آکسفورد ۱۳۱۴ و در سال ۱۳۱۸ کفیل نمایندگی دولت ایران در شرکت سابق نفت ایران و انگلیس شد. در سال‌های ۱۳۱۲ تا ۱۳۲۲ نیز در دانشکدهٔ تحقیقات و السنه شرقی دانشگاه لندن تدریس می کرد. دکتر شادمان پس از بازگشت به ایران، بازرس دولت در بانک کشاورزی و هنر، سرپرست ادارهٔ کل انتشارات و تبلیغات و در سال ۱۳۲۵ رئیس شرکت سهامی بیمه ایران شد. در اول تیر ۱۳۲۷ در کابینه عبدالحسین هژیر به عنوان وزیر اقتصاد ملی و در اول مهر همان سال به عنوان وزیر کشاورزی به مجلس معرفی شد. سمت‌های بعدی او عبارت بود از: وزیر اقتصاد ملی، رئیس شورای عالی سازمان برنامه در سال ۱۳۳۲؛ رئیس شورای هدایت ملی در سال ۱۳۳۳، رئیس کمک‌های فنی سازمان ملل متحد، رئیس ایرانی صندوق مشترک ایران و آمریکا در سال ۱۳۳۳؛ وزیر دادگستری در سال ۱۳۳۳ و نایب‌التولیه آستان قدس رضوی در سال ۱۳۳۴. او در سمت نایب‌التولیه آستان قدس رضوی، قروض آستانه را پرداخت، ساعت را از صحن عتیق به صحن نو انتقال داد، دارالسعاده را تجدید بنا کرد و سقف آن را برداشت، حجرات قهوه‌خانه و آبدارخانه دارالسرور را تخریب کرد با افزودن بخشی از مدرسه علی نقی میرزا به آن، آسایشگاه خدام را در بالای رواق دارالسرور ساخت، نام مهمانخانه را به مهمانسرا تغییر داد و وسایل آن را عوض کرد، روی پوشش نهر، باغچه‌های طولانی مرتفع و گلکاری شده احداث کرد، پنجره‌ای را که از حجره رواق پس پشت به راهرو سقاخانه باز بود، بست، آینه‌کاری توحیدخانه مبارکه را تعمیر کرد و سقف آن را برداشت. تعویض ضریح امام رضا نیز در دوران نایب‌التولیگی او آغاز شد. دکتر شادمان از سال ۱۳۲۹ در دانشگاه تهران به تدریس تاریخ اسلام اشتغال داشت و از استادان ممتاز به‌شمار می‌رفت. ریاست گروه آموزشی رشته تمدن و فرهنگ اسلامی دانشکدهٔ الهیات و معارف اسلامی را نیز به‌عهده داشت. او همچنین عضو فرهنگستان ایران، عضو شورای عالی فرهنگ، عضو شورای فرهنگی سلطنتی، عضو هیئت امناء کتابخانهٔ سلطنتی پهلوی، عضو شورای عالی فلسفه و علوم انسانی، نایب رئیس مرکز بین‌المللی تحقیق در فرهنگ و تمدن ایران بود و در سال ۱۳۳۲ ریاست هیئت نمایندگی ایران در کنفرانس علوم اداری در استانبول را به عهده داشت. فخرالدین شادمان بر اثر بیماری سرطان لوزالمعده در لندن وفات یافت. پیکر او را به ایران آورده، در رواق دارالسرور حرم امام رضا به خاک سپردند.

کتاب های نویسنده

تسخیر تمدن فرنگی

رایگان

سید فخرالدین شادمان، نویسنده این کتاب، یکی از رجال سیاسی و متفکر تاریخ معاصر ایران بود .در سال 1286ش در تهران به دنیا آمد .تحصیلات خود را تا درجه دکتری حقوق از دانشگاه پاریس و دکتری اقتصاد از لندن ادامه داد . مشاغل متعددی همچون تدریس، دادیاری و بازپرسی، ریاست شرکت بیمه ایران، وزارت اقتصاد کشاورزی، دادگستری، بازرسی بانک کشاورزی، ریاست شورای عالی برنامه و بالاخره نیابت تولیت آستان قدس رضوی را بر عهده داشت .او در دانشگاه نیز تدریس می‌کرد و آثاری نیز به رشته تحریر در آورد.
در این کتاب که نخستین بار در سال 1326به طبع رسیده از مباحث مدرنیسم، تجدد، سنت، رابطه آنها با هم، ویژگی‌های تجدد غربی و روش‌های مواجهه و رویکرد به تمدن غربی، غرب‌گرایی و غرب ستیزی صحبت می‌شود. نگارنده معتقد است “پیش از آن که ایران یکباره به دست تمدن فرنگی اسیر و گرفتار و بیچاره و بی اختیار شود، خود باید آن را به اختیار و تدریج و به عقل و تدبیر مسخر کند و زبان فارسی که عزیزترین میراث ملی ایران و بزرگترین جلوه‌گاه فکر و ذوق ایران است از بد بدخواهان در امان بماند .”
نویسنده همچنین به موانع و مشکلاتی اشاره می‌کند که مانع از تسخیر تمدن فرنگی از سوی اندیشمندان ایرانی می‌شود. وی راه‌های مقابله با غلبه غرب و غرب‌گرایی را نشان می‌دهد.