• 0 آیتم -
    • سبد خرید شما خالی است

خواب عشق، آخرین خواب صادق هدایت

رایگان
یادداشت اختصاصی مولف برای بازنشر الکترونیکی
فیلمنامۀ «خواب عشق، آخرین خواب صادق هدایت» روایتگر واپسین شب زندگی صادق هدایت، به پیشنهاد دوست فیلمسازم مصطفی کلانتری نوشته شد. می‌خواست فیلمی در بارۀ هدایت بسازد. نوشتن‌اش را به من پیشنهاد داد و انگیزه‌ای شد برای نوشتن این فیلمنامه. مکان حادثه جز پاریس جای دیگر نمی‌توانست باشد. و مشکل مصطفی به عنوان کارگردان با تهیه‌کننده بر سر لوکیشن حل‌نشدنی بود. نه هدایت می‌توانست شب آخرش را در آمستردام گذرانده باشد و نه برای تهیه‌کننده هلندی شهری به جز آمستردام انگیزه‌ای برای سرمایه‌گذاری بود. جهانشهر آمستردام تنها مکانی بود که برای او می‌توانست انگیزه باشد. فیلم ساخته نشد.
می‌دانم فیلمنامه برای چاپ و نشر نیست، اما آیه آسمانی نیست.  شرایط که پیش آید اصول متعارف کنار زده می‌شود. همانطور که تا سال‌ها پس از انقلاب، فیلمنامه‌ها را اول می‌خواندیم و بعد منتظر می‌ماندیم شاید کاست‌ ویدیوی «وی. اچ. اس» فیلم را از دستفروش‌ها یا آشناها پیدا کنیم. فیلمنامه «خواب عشق، آخرین خواب صادق هدایت» منتشر شد. یک سالی بعد، درویش از همکاران عباس معروفی در دفتر گردون در کلن زنگ زد که «آقای مصطفی فرزانه فیلمنامه‌ات رو خونده می‌خواد تو رو ببینه.»  در یک رستوران ایرانی کلن قرار گذاشته شده بود. آماده شده بودم آقای فرزانه هرچه می‌خواهد به من بتوپد که چرا مرتکب چنین خبطی شده‌ام. در رستوران مصطفی فرزانه و خانمش بودند همراه با عباس معروفی و درویش عزیز و یکی دیگر از دوستان. مصطفی فرزانه گفت سال‌ها در فکر بودم و تلاش هم کردم فیلمنامه‌ای در بارۀ صادق هدایت بنویسم. نتوانستم. خوب از کار در نمی‌آمد. آقای فرزانه افزود یک کارگردان معروف هم نسخه‌ای از فیلمنامه‌اش درباره هدایت را به من داد نظرم را بدهم. خوشم نیامد و این را هم به آن کارگردان گفتم؛ اما این فیلمنامه درست همان تصویر ذهنی‌ و تخیلی‌ای است که می‌توان از هدایت به تصور آورده و بر پرده نمایش داد. وقتی ماجرای مشکل کارگردان با تولیدکننده هلندی را گفتم که شرط ساخت را منوط به تغییر لوکیشن از پاریس به آمستردام کرده بود. آقای فرزانه با کمال بزرگواری پیشنهاد داد با مصطفی کلانتری به پاریس برویم و او همه امکانات فیلمسازی‌اش را در اختیار ما بگذارد. این برخورد او خلاف‌آمد پیشداوری‌ام بود. دوستی و ارادتم به آقای فرزانه همچنان تا آخرین روزهای زندگی‌اش پایدار ماند. سال‌ها پیش، وقتی در آمریکا بودم قرار شد با فرزانه گفتگوی ویدیوی مفصلی درباره دوستی‌اش با هدایت به ویژه روزهای آخر زندگی او در پاریس داشته باشیم. او حتا وعده داد از اشیا و وسایل شخصی صادق هدایت که به یادگار به فرزانه رسیده بود و در صندوق امانت بانک نگهداری می‌شوند برای مستند هدایت استفاده کنیم. گفتگوی ویدیویی کوتاهی هم در خانه‌اش در شانزه لیزه انجام شد. هرچه باشد هنوز آن امید هست روزگاری پیش آید که بالاخره این فیلمنامه به تصویر آید. هدف اصلی از نشر آن هم همین بود. پیامی نهفته در بطری دربسته به دریا افکنده. امواج او را درهم شکنند یا به دست کسی در ساحل برسد.

جُنگ جنوب

رایگان
ضمیمۀ روزنامۀ نوای ملت
محل انتشار» اهواز
شماره اول    آذر 1345
«جنگ جنوب» از جمله نشریاتی است که با امتیاز یک روزنامۀ محلی منتشر شده است.
در یادداشت کوتاهی که در جنگ به چاپ رسیده، ضمن تشکر از مدیر «نوای ملت» که امکان انتشار این نشریه را فراهم کرده، آمده است: «آنها که دست به کار این نشریه زده‌اند نه از سرشت ویژه‌ای هستند و نه در زمینۀ هنر و ادبیات مدعی جبه و جغه! کارشان همین است که هست با این اعتقاد که هدف تلاش است و سخت‌کوشی در راهی که اینک اولین گام آن را برداشته‌اند. این نشریه در «انحصار» هیچکس نیست بلکه با همه تنگی حوصله صفحاتش میدانی است دور از همه آلودگی‌های «رفیق‌بازی» و در اختیار همۀ دوستان جنوبی که می‌توانند در این گذر یاری‌دهندۀ خوبی باشند…»، اما شادی و شور گردانندگان «جنگ» دیری نمی‌پاید و به سبب نداشتن امتیاز و امکانات نشر، تنها موفق می‌شوند یک شماره «جنگ جنوب» را منتشر کنند.
نخستین مطلب «جنگ جنوب» شعری است تحت عنوان «وجدان جامعۀ ماهیان سرخ» از ا. فرجام.
«غباری که بر چهرۀ شعر خوزستان نشسته است» از اعطا، «گریز» داستانی از ابراهیم شیرالی، «ترانه‌های چینی» باجلان فرخی، «در حاشیۀ یک کاریکارتور» از ا. ز، و حرفی به اشاره، پیرامون «شکار» مهدی اخوان‌ثالث از احمد طاهری، بخشی از رمان «همسایه‌ها»ی احمد محمود، شعرهایی از «ظریف» موسوی پور، محمود سجادی و … از دیگر مطالب «جنگ جنوب» است.
شعری از شین چی‌چی شاعر چینی را تحت عنوان «برای بردۀ زشت» به ترجمۀ باجلان فرخی از این جنگ نقل می‌کنیم:
به هنگام شباب طعم اندوه را نمی‌دانستم
آرزویم ان بود که از برج‌های افسانه‌ای بالا روم
دوست داشتم بر فراز برج‌های افسانه‌ای سوم و شعری بگویم،
شعری که بیان اندوهم باشد
اکنون طعم همۀ غم‌ها را می‌دانم،
باید غم‌هایم را بیان کنم، اما خویشتن‌داری می کنم
باید اندوهم را بر زبان آرم، ولی خودداری می‌کنم
به حای بیان این غم‌ها می‌گویم:
روز سردی است، پاییز زیبایی است.
«جنگ جنوب» در 20 صفحه به قطع رقعی منتشر شده است.
از سلیقۀ گردانندگان در انتخاب مطلب می‌توان حدس زد که اگر انتشار آن ادامه می‌یافت، اکنون مجموعه‌ای خواندنی پیش رو داشتیم.

نگرشی در هنر و ادبیات

رایگان
زیر نظر جواد پارسای
محل انتشار تبریز
دفتر اول «ژغند»      تابستان 1348
دفتر دوم «پژواک»   زمستان 1348
دفتر سوم «پژواک»       بهار 1349
«ژغند» با سطرهایی از شعر «نیما» و یادداشتی از گردآورنده آغاز می‌شود. در بخشی از این یادداشت آمده است:«…می‌خواهیم نه دنباله‌روی کسانی باشیم که بر توسن عنان‌گسیختۀ خیال تاختند و به ابدیت پیوستند و نه کسانی که ره گم کرده، طریق وصال را بستند. تکیه می‌کنیم بر آنکه احساس بکر و راستین دارد بی‌انحراف و آنکه دور است از زد و بندهای موجود و دبستان‌های رنگ‌باختۀ شرمنده. و ایمان داریم به نسل نوخاستۀ موشکاف که بی‌ملاحظه و محابا، به بند و بست‌های انحصارگرانۀ هنر و هر آنچه موجود است می‌تازد…»
از مطالب«ژغند»، «ترجمه و ریخت و پاش‌هایش در نثر» از ف. علاءالدین، «میرزا عبدالرحمن طالبوف» از رحیم رئیس‌نیا و عبدالحسین ناهید، داستان‌هایی از یوری ناگبین(ترجمۀ موسوی صولت آباد-نراقی)، عمر سیف‌الدین(ترجمۀ علی سیاه‌پوش)، یوسف نراقی، ع-ایلیا؛ شعرهایی از م. راما، کاطم سادات اشکوری، ح.ف. تبریزی، ناهید سلجوقی ،مفتون امینی، علی کاتبی و … را می‌توان نام برد.
شمارۀ دوم «نگرشی در هنر و ادبیات» تحت عنوان «پژواک» نیز با سطرهایی از شعر «نیما» آغاز می‌شود. این شماره که پربارتر و خواندنی‌تر از شمارۀ اول است، عزادار سه تن از اهل قلم است: نیما یوشیج، جلال آل‌احمد و صمد بهرنگی؛ از این رو طرح چهرۀ هر یک از این سه تن در صفحات «پژواک» به چاپ رسیده است.
شعرهایی از کاظم سادات اشکوری، ع. الف. پرواز، م. راما، فریدونی(آرش)، جبیب ساهر(ترجمۀ حسین منزوی)، ح.ف. تبریزی، ناهید سلجوقی، علی پرتوی، علی کوشان ،اصغر واقدی، بهرام حق‌پرست و … داستانی‌هایی از ابوالقاسم فقیری، کنستانتین پاستوفسکی(ترجمۀ م. پیک آذری)، ع. ایلیا، ارنست همینگوی(ترجمۀ ح.ش. شنگار)، یوسف نراقی، امین فقیری، «چند کلمه در بارۀ علم و هنر از چنگیز مرآتی(صمد بهرنگی)، فصل  از کتاب «سه مبارز جنبش مشروطۀ ایران» از رحیم رئیس‌نیا و عبدالحسین ناهید، نقد علی میرفطروس بر کتاب «پائیز در زندان»، «ساموئل بکت» از عبدالله فتوا، «غفور غلام(چهره‌ای از شرق) ترجمۀ جواد پارسای و …. از مطالب این شماره است.
دفتر سوم تحت عنوان «پژواک» با سطرهایی از شعر ا. بامداد و یادداشتی از گردآورنده آغاز می‌شود. یادداشت گردآورنده حکایت از بی‌مهری دوستی می‌کند و نیز حکایت از محبت دوستانی که خواهان دوام «پژواک» هستند و نمی‌خواهند میدان را خالی کنند.
از مطالب این شماره، شعرهایی از علی باباچاهی، بهرام حق‌پرست، ع.الف. پرواز، عبدالحسین موحد، کرامت تفنگدار، محمد جانفشان، محمود سجادی، ذبیح‌الله بداغی، بهروز وندادیان، رامین، احمد بهشتی و …داستان‌هایی از امین فقیری، ع. ایلیا، یوری ناگبین(ترجمۀ مهدی موسوی-یوسف نراقی)؛ «گزارش فستیوال الجزایر» ترجمۀ غلامحسین متین، نقد ی.ن. آذری بر کتاب «بعد از روز آخر»، «توفو» شرح حال و دو نمونه از آثارش ترجمۀ غلامحسین فرنود و … را می‌توان نام برد.
«نگرشی در هنر و ادبیات» در سه دفتر و 218 صفحه(دفتر اول به قطع رقعی و دفترهای دیگر به قطع وزیری) منتشر شده و از نشریات تندروی دهۀ چهل است.

سهند

رایگان
زیر نظر علی میرفطروس
دفتر اول   بهار 1349
دفتر دوم     ؟ 1349
«سهند»، فصلنامۀ هنر و ادبیات تبریز، جُنگی است خواندنی. نخستین دفتر «سهند» با ترجمۀ شعری از ب. چای‌اوغلو، تحت عنوان «سهند»، آغاز می‌شود.
در بخشی از مقالۀ آغاز دفتر تحت عنوان «سلامی، چو بوی خوش آشنایی …» نوشتۀ علی میرفطروس آمده است: «سهند» هوای تازه‌ایست، برای کسانی که بودن و خاستن را برگزیده‌اند – و نه نشستن را – و خاستگاه هنر و اندیشۀ آنانی است که اندیشه‌ای راستین – انسانی و راهیاب دارند و برای دست یازیدن به صبحی صادق – در شبی سنگین و ظلمانی – را می‌سپرند …»
این جُنگ نمی‌خواهد به صورت «زمزمه»‌ای ادامه یابد بلکه می‌خواهد «زمزمه» را به «فریاد» بدل کند؛ از این رو در شعرها و مقاله‌ها بیشتر به مسائل سیاسی و اجتماعی می‌پردازد و از طرح مسائل صرفا ادبی دوری می‌جوید.
دفتر اول «سهند» در چهار بخش تنظیم شده است: شعر، مقاله، قصه و نقد و بررسی.
در بخش شعر، شعرهایی از نیما یوشیج، سهراب سپهری، محمد زهری، بیژن نیری، خسرو گلسرخی، سیروس مشفقی، مفتون امینی، سیاوش کسرایی، محمود پاینده، اصغر واقدی، پرویز کریمی، سید محمدحسین شهریار، علیرضا نوری‌زاده، صادق همایونی، غلامحسین ده بزرگی، سعید سلطانپور، حسین درتاج، م. راما، رضا مقصدی، علیرضا طبایی، اسماعیل خویی، عبدالجواد محبی، عنایت‌الله نجدی سمیعی، بهرام حق‌پرست و … کاهه کولبی (شاعر ترکیه)، حبیب ساهر، کارل سندبرگ و … در بخش مقاله، مقاله‌هایی از جلال آل‌احمد، غلامحسین ساعدی، امیرحسین آریان‌پور، فریبرز مجیدی، رضا براهنی، عبدالله واعظ، هانری کاتان (ترجمۀ منوچهر هزارخانی)، نامۀ رومن رولان به ماکسیم گورکی، گفت و شنودی با دکتر مصطفی رحیمی، گفتاری از سارتر و … در بخش «نقد و بررسی»، «وظایف نقد ماتریالیستی» از پله‌خانف ترجمۀ منوچهر هزارخانی، «دکتر استوکمان» از محمد آذریار، «صمیمیت در شعر و برداشت اجتماعی شاعر» (بررسی دو منظومه از حمید مصدق) نوشتۀ م. ع. ناقوس و … به چاپ رسیده است.
طرح چهرۀ فروغ فرخ‌زاد از علی مسعودی و چهرۀ ژان‌پل سارتر از اردشیر محصص زینت‌بخش صفحات داخلی دفتر اول «سهند» است.
دفتر دوم «سهند» تحت عنوان «شراره‌های جاویدان – کتاب هنر و ادبیات امروز» منتشر شده است. از شعرها، مقاله، تصویری از تابلو «جلال» اثر هانیبال الخاص در آغاز نشریه و … می‌توان پی برد که این دفتر ویژۀ جلال آل‌احمد است.
در صفحۀ اول دفتر دوم «سهند» چند سطری از آل‌احمد نقل شده است:
«قلم، این روزها برای ما شده یک سلاح، و با تفنگ اگر بازی کنی، بچه‌های همسایه هم که به تیر اتفاقی‌اش مجروح نشوند، کفترهای همسایه که پر خواهند کشید … و بریده باد این دست اگر نداند که این سلاح را کجا به کار باید برد.»
بخش اول این دفتر شامل شعرهایی است از نیما یوشیج، م. سرشک، سیاوش کسرایی، اسماعیل خویی، صفورا نیری، خسرو گلسرخی، م. آزرم، اصغر واقدی، عبدالجواد محبی، غلامحسین متین، عزت‌الله زنگنه، رضا مقصدی، بهرام حق‌پرست، حسین درتاج، احمد نیکو صالح، آنا آخماتوا، ناظم حکمت(ترجمۀ ثمین باغچه‌بان)، محمود درویش (ترجمۀ علینقی منزوی)، هیمن، شاندور پتوفی، علی میرفطروس و … بخش دوم شامل مقالاتی از دکتر علی‌اصغر حاج سیدجوادی، اریک هارتلی (ترجمۀ کاوۀ دهگان)، م. ا. به‌آذین، پله‌خانف (ترجمۀ فریبرز مجیدی)، گئورگ لوکاچ (ترجمۀ فریبرز سعادت)، حمید حمید و …
در یادداشت پایان دفتر، به قلم گردآورنده، تحت عنوان «سلامی چو بوی خوش آشنائی … » اشاره شده است که این دفتر ادای دینی است به جلال آل احمد:
« … این وجیزه، ادای دین «ناتمام»ی است به انسانی که درد مجسم روزگارمان بود – و شرف، و شهامت را جلالت و اعتباری – در این بی اعتباری …» و نیز اشاره شده است به «توقف» و تأخیر در انتشار دفتر دوم: « … حقیقت اینست که این دفتر «آنچه که بود» و یا «آنچه که می‌خواست باشد» نیست، و این – البته ناشی از همان پریشانی‌هایی است که در کارمان رخ نمود و باعث آمد تا مدتی دراز را در «توقف» و انزوای کلی سپری سازیم …»
بعد از وقفه‌ای هشت ساله، در سال 1357 چند مقاله از «سهند، دربارۀ جامعه‌شناسی و ادبیات» توسط انتشارات صدا در 186 صفحه منتشر می‌شود. علی میرفطروس در ابتدای کتاب در متن کوتاهی با عنوان اشاره چنین نوشته است:
کتاب حاضر، حاوی مطالب و مقالاتی می‌باشد که روشنگر پاره‌ای از ضروری‌ترین مقوله ‌های جامعه‌شناسی و ادبیات مترقی است.
اکثر این مقالات –سال‌ها پیش- در «جُنگ سهند» (شماره 1 و 2) آمده است. خصلت علمی و کیفیت والای این مقالات و نیز فقدان و عدم دسترسی به آن جنگ‌ها، از انگیزه‌های نخستین چاپ و انتشار این کتاب است.
باشد که به همت یاران نیک اندیش، شماره‌های آیندۀ این دفتر، پربارتر و سرشارتر منتشر گردد.
اشاره میرفطروس به شماره‌های آیندۀ این دفتر(که در شناسنامه کتاب «صدا» عنوان شده) به حقیقت نپیوسته و کتاب دیگری با عنوان سهند یا صدا منتشر نشده است.
«سهند» در دو دفتر و 362 صفحه به قطع وزیری منتشر شده و از جُنگ‌های تندرو، و از جهت درج مقالات اجتماعی از جنگ‌های پُربار دهۀ چهل است.

صدا

رایگان
زیر نظر و مسئولیت رحمان کریمی
شمارۀ 1    تابستان 1351
شمارۀ 2   زمستان 1351
به کوشش فریدون مرد خرّم
شمارۀ 2   زمستان 1351
شماره 3  تابستان 1352
 
شمارۀ اول «صدا» زیرنظر رحمان کریمی و به همت فریدون مرد خرّم مدیر «انتشارات نیما»ی آبادان منتشر شده است و، شاید به سبب کدورتی، شمارۀ دوم «صدا» زیر نظر رحمان کریمی و به همت «انتشارات خانۀ کتاب» (کتابفروشی زند) شیراز؛ و شماره‌های دوم و سوم «صدا» زیرنظر فریدون مرد خّرم و به همت «انتشارات نیما»ی آبادان. از این رو از شمارۀ دوم «صدا» دو شماره منتشر شده است: یکی زیر نظر رحمان کریمی و یکی زیر نظر فریدون مرد خّرم.
شمارۀ اول «صدا» با تکه‌ای از «حرف‌های همسایه»ی نیما آغاز می‌شود.
شعرهایی از مهدی اخوان‌ثالث، منوچهر آتشی، اسماعیل خویی، علی باباچاهی، شفیعی کدکنی، سعید سلطانپور، منصور برمکی، محمد مختاری، محمود درویش، حسن کرمی، حسن پورکاظم، جعفر حمیدی، رحمان کریمی، پرویز پروین و … «آیا کیبوتص شکلی از سوسیالیسم است؟» از مارتین مونو ترجمۀ منوچهر هزارخانی، «گیله مرد من!» از اکبر رادی، داستان‌هایی از امین فقیری، نسیم خاکسار، رحمان کریمی، «مقدمه‌ای بر سه افسانۀ گوستاو فلوبر» از روبرت بالدیک ترجمۀ محمود معلم، نقد م. آزاد بر نمایشگاهی از نقاشی‌های الخاص، نقد علی باباچاهی بر «شعر جنوبی» (مجموعۀ شعر محمود سجادی)، گفت و شنودی با منوچهر آتشی – فریدون گیلانی (که بخشی از آن در این شماره به چاپ رسیده و در شماره‌های بعد ادامه نیافته است) و … از مطالب این شماره است.
طرح‌هایی از جمشید کریمی، بهرام داوری و علیرضا ظریف نیز در این شمارۀ «صدا» به چاپ رسیده است.
در شمارۀ دوم «صدا» (زیر نظر رحمان کریمی) به نقد کتاب توجه بیشتری شده است. نخستین مقالۀ این شماره نقد سیاوش روزبهان بر کتاب «از صبا تا نیما» تألیف یحیی آرین‌پور است.
«هنر طنز و جوناتان سویفت» از لوناچارسکی ترجمۀ محمود معلم، نقد عبدالعلی دستغیب بر «نامه‌های نیما»، هوتن راد بر «برگزیدۀ شعر شاعران اسپانیا» ترجمۀ قاسم صنعوی، بخشی از نمایشنامۀ «محاکمۀ میرزا رضای کرمانی» نوشتۀ گوهر مراد، داستان‌هایی از مجید دانش آراسته، لف توشنکی (ترجمۀ ناصر زرافشان)، لی‌لی پرومنت (ترجمۀ محمود گلابدره‌ای)، ابوالقاسم فقیری، امین فقیری، بزرگ علوی، رحمان کریمی، فیلمنامه‌ای از نظام رکنی، شعرهایی از منوچهر آتشی، م . آزاد، سعید سلطانپور، خسرو گلسرخی، پرویز خائفی، رضا مقصدی، رحمان کریمی، م. راما، منصور اوجی، منصور برمکی، محمدعلی میتراپور، علیرضا میبدی، ناظم حکمت(ترجمۀ ثمین باغچه‌بان)، چند هایکوی ژاپنی (ترجمۀ علیرضا میبدی)، میرسلاو هولوب(ترجمۀ پرویز امین‌زاده) و … «سیمای ماکسیم گورکی» از ک. زلینسکی ترجمۀ بابک رستگار و … از دیگر مطالب این شماره است.
سطرهایی از مقالۀ «هنر طنز و جوناتان سویفت» را از این شماره نقل می‌کنیم:
            « … طنزنویس ناظر و شاهد تیزبین قضایا است او در جامعه جنبه‌های نفرت‌انگیزی را مشاهده کرده است که این خود در برابر شما مسأله‌ای را قرار می‌دهد. شما خوانندگان او و مردم هنوز این جنبه‌های نفرت‌انگیز را ندیده‌اید یا اینکه توجه کافی بدان مبذول نمی‌دارید. یک واقعه‌نگار در نگارش یک رشته مطالب جدی و در جلب توجه شما به بلایا و مصایب اجتماع آن را به عنوان مانعی جدی و پر اهمیت در برابر سیر عادی امور در نظر می‌آورد. و آن را طوری تنظیم می‌کند تا شما را به وحشت اندازد. یک طنزنویس با واقعه‌نگار «جدی» تفاوت دارد او در نگارش طنز می‌خواهد شما گهگاه به این بلایا و مصایب و زشتی‌ها بخندید یعنی از شما می‌خواهد که دریابند که پیروز هستید و اینکه این زشتی و بلایا خود ناچیز و ضعیف است و شایستۀ توجه جدی نیست. و اینکه در سطحی پائین‌تر از شما قرار گرفته است و شما فقط می‌توانید به آن بخندید و آن را مسخره کنید. و بنابراین شما از نقطه‌نظر معنوی مافوق این مصایب و زشتی ها و برتر از آنها هستید و در سطحی بالاتر قرار دارید. این شیوۀ طنزنویس است که حمله بر دشمن را در حالی آغاز کند که او را تسخیرشده و شکست‌خورده اعلام کرده است و سپس از او مضحکه و مسخره‌ای بسازد. آدم شوخی‌هایی از این دست را دوست می‌دارد. چون اگر شما به کسی بخندید به این معنی است که زشتی‌های او و جنبه‌های عجیب وجودی او در شما ترس و یا «اعتراف» مثبت و یا منفی را برنمی‌انگیزاند. بدین طریق شما نیروی خویشتن را حس می‌کنید. با خندیدن به دیگران شما خود اعتراف می‌کنید که از او برتر هستید. تصادفاً این قدرت وحشتناک منبع شیوه‌ایست که چنین ماهرانه و پیروزمندانه در «بازرس کل» اثر گوگول به کار رفته است. شما به چه کسی می‌خندید؟ به خویشتن می‌خندید! یعنی آنچه در شما نیکوست و توسط من بیدار شده است به بدترین نشانه‌های ویژۀ شما به عنوان چیزی زشت و ناهنجار ولی قابل ترحم می‌خندد …»
شمارۀ دوم «صدا» (زیرنظر فریدون مرد خّرم) با شعری از نیما یوشیج آغاز می‌شود. در این شماره – به نسبت شماره‌های قبل- سهم شعر کمتری از مقاله و داستان است.
از مطالب این شماره، «جرج برنارد شاو» از آناتولی لوناچارسکی ترجمۀ ع. نوریان، «احتضار استعمار» از فرانتس فانون ترجمۀ خسرو گلسرخی – منوچهر صارمپور، «از نامه‌های همشهری» نوشتۀ اکبر رادی، نقد ع. روح‌بخشان بر کتاب «زندگی، جنگ و دیگر هیچ» اوریانا فالاچی، داستان‌هایی از فریدون تنکابنی، نسیم خاکسار؛ شعرهایی از ناظم حکمت(ترجمۀ حسن بایرامی)، ممدوح عدوان(ترجمۀ علیرضا نوری‌زاده)، رحمان کریمی، سعید سلطانپور، فیلمنامه‌ای از رحمان کریمی و … را می‌توان نام برد.
در شمارۀ سوم «صدا» (زیر نظر فریدون مرد خّرم) سهم شعر و داستان بیشتر از مقاله است.
این شماره با نامه‌ای از نیما یوشیج آغاز می‌شود. شعرهایی از سیاوش کسرایی، م. آزرم، اسماعیل خویی، خسرو گلسرخی، کریستف مکل(ترجمۀ بهروز تبریزی)، م. خاکسار، مایاکوفسکی (ترجمۀ کافیۀ جلیلیان)؛ داستان‌هایی از محمد ایوبی، م. ا. به‌آذین، فریدون تنکابنی، نسیم خاکسار، فریدون مرد خّرم؛ مصاحبۀ ا.جی. گوناواردانا با اوتپال دات ترجمۀ م. ح. سجودی، «همشهری!» از اکبر رادی و … از دیگر مطالب این شماره است.
لازم به ذکر است که در سال 1357 چهار سال بعد از انتشار شمارۀ دوم جنگ صدا، رحمان کریمی آن را تجدید چاپ کرده و برگزیده‌ای از دو شمارۀ جنگ صدا در 147 صفحه منتشر می‌کند.
«صدا» در چهار دفتر و 558 صفحه به قطع وزیری منتشر شده و از جُنگ‌های تندرو اوایل دهۀ پنجاه است. هر چند نقایصی در «صدا» به چشم می‌خورد از جمله چاپ نکردن ادامۀ گفت و شنود با منوچهر آتشی- فریدون گیلانی، امّا کوشش رحمان کریمی و فریدون مرد خّرم، با توجه به امکانات محدود شهرستان، ستودنی است.

آپادانا

رایگان
مدیر مسئول: ا.س. عظیما
زیر نظر ابوالقاسم مسعودی[شمارۀ سوم و.د. سیاسی]
نشریۀ انجمن هنری آپادانا
شمارۀ اول              خرداد 1335
شمار ۀدوم                   تیر 1335
شمارۀ سوم(هنر نو)    آذر 1335
نشریۀ آپادانا به قصد نجات هنر از ابتذال رایج روز پا به میدان می گذارد. این نشریه مروج آثار پیشروان هنر است: کسانی که سالیانی به فرنگ رفته‌اند و با هنر آن دیار آشنا شده‌اند، و کسانی که هر چند در این دیار مانده‌اند، اما به راهی نو قدم می‌گذارند و در پی کشف روزنه های تازه‌اند.
این نشریه در سه شماره، به قطع جیبی، منتشر شده است.
در آغاز شمارۀ اول می‌خوانیم:
«مجموعۀ هنری آپادانا با انتشار این شماره آغاز جنبش هنری نوینی را اعلام می‌دارد. در این رهگذر ما با امید نیروی شگرف و انسانی خویش گام می‌نهیم و خوب آگهی داریم که ثمرۀ آن ارغنون کامکاری و خورشید حرارت بخشی در شهر خاموشان و یخ‌زدۀ هنری ما است.
کار ما ،هنر ما، هنر خلاق و عظیم زنده‌هاست. زنده‌هایی که مغرورانه می‌سرایند، رسم می‌کنند و از سوی دیگر، فریاد اعتراض خود را علیه ابتذال کارهای دلالان هنری بلند کرده‌اند.
این بانگ پرغرور، بت‌ها و دلقکان ابله و کوته‌فکری را بر گرد گمشدۀ آنها نوحه‌خوانی می‌کنند خاموش خواهد کرد…»
نخستین مقالۀ شمارۀ اول این نشریه زیر عنوان «مفهوم هنر نو» نوشتۀ ج.ض.(جلیل ضیاءپور) است. در این مقاله نخست نویسنده برخورد بیننده را با نقاشی نو شرح می‌دهد و آنگاه به اختصار دربارۀ مفهوم هنر نو بحث می‌کند. می‌نویسد:
«در حدود پنج شش سال است که هنر نو(خاصه نقاشی نو) بر سر زبان‌ها و مورد نظر است و بارها نمایشگاه‌هایی از این قبیل نقاشی‌ها ترتیب داده شده است ولی بینندگان ناراحت و غالباً نیز نقاشان را به سخریه گرفته‌اند.
نمی‌توانم بگویم که بینندگان حق ندارند، چون مسخره کردن طبیعی و روش آنهایی است که عادت به تفکر و تعقل و چون و چرا ندارند. و بعد نمی‌توان انکار کرد که غالب نقاشان مدرنیست ما راجع به هنر نو مطالعۀ دقیق و کافی ندارند و از این روی آثار مشروطی به وجود نمی‌آورند و بدیهی است که در برابر کنجکاوی‌ها و پرسش‌های به جای صاحبان ذوق و اهل دقت و تحقیق از دادن پاسخ های متین و قابل قبول فرو می‌مانند. از این روی یک توجه کلی به چگونگی و برخورد عمومی به طرف بفکر و بیان نقاشی نو لازم است…»
هر چند امروز –به نسبت آن زمان-اغلب نوآوران دربارۀ هنر نو مطالعۀ کافی دارند و می‌توانند از عهدۀ پاسخ پرسش‌ها برآیند، با این همه گویی تاریخ تکرار می‌شود. عجبا! که امروز هم برخی از بینندگان، هنر نو را به ریشخند می‌گیرند و گناه نادانی خود را به گردن خالق اثر می‌گذارند!
نویسندۀ مقاله نتیجه می‌گیرد: «… روشن است که هدف هنر نو مغلق و مبهم کردن مضمون‌ها نیست، اعصاب هنرمندان مدرنیست هم خراب نمی‌باشد، با مردم نیز هیچ گونه دشمنی ندارد، بلکه چون احساس هنرمندان مدرنیست قوی است و در دریافت پیش‌آمدهای نورس نسبت به سایرین سریع‌التأثیرترند، ناچار برای آن تأثرات دست به ترکیباتی می‌زنند که از نظر شکل و اصالت شباهت کافی به مضمون دارد ولی در ظاهر موافق دید عادی مردم نیست …»
از مطالب دیگر این شماره، بادها و گردبادها از هانری میشو ترجمۀ داریوش سیاسی، چرا به خواب رفته‌ای ای شمشیر؟ نوشتۀ غ. غریب، طنین شعری از سهراب سپهری، منظری از قدمت نهصد سالۀ تجرید در عرفان ایران از هوشنگ ایرانی، حرف‌های همسایه از نیما یوشیج، حس و حساب از صادق بریرانی، از سود و زیان تاریخ برای زندگی نوشتۀ فریدریش نیچه ترجمۀ دکتر منوچهر امیر مکری، درام جدید و سبک‌های مختلف آن از دکتر مهدی فروغ، همدم شعری از حسن قائمیان، سکوت از ادگار آلن پو ترجمۀ غ. تاج‌بخش، شراب آدمکش شعری از شارل بودلر ترجمۀ د.س. و … را می‌توان نام برد.
در شمارۀ دوم آپادانا شیوۀ شمارۀ اول ادامه می‌یابد. در این شماره سه قطعه شعر از سه شاعر معاصر به چاپ رسیده است که نشان می‌دهد در آغاز راه هستند و متأثر از ترجمه‌ها. شعر ا. مسعودی زیر نام «منِ من»، در حالی که مثل بسیاری از شعرهای آن زمان احساساتی و «رمانتیک» است، بیشتر به نثر شبیه است و تنها از جهت شکل ظاهر در آن نوآوری به چشم می‌خورد:
تو، ای من. رعشۀ رقاص جدار سیاهی‌ها
تو، من. ای تصویر ستاره‌ها، خلأ خشک شب
تو من. پلیدی نفرین‌زده، تمنیات انگیخته: نوسان رؤیا در
رگ لحظه‌ها و قرن‌های دور
تو، ای من. ای حرمان نسل‌های گمشده
تو، خانقاه نواگران عصیان
تو، تو. ای که بر سنگ صبور گذشته‌ها اندیشیده‌ای
تو، تو، که ژرفی تمناهایت را بر نقش خام یک شب، جاویدان کرده‌ای
تو، زخم نایافتن‌ها، نا آگاهی‌ها
تو، برگ زرد، بر دیوار چین
….
شعر سهراب سپهری زیر نام «سایه» به زبان عامیانه سروده شده است:
نه خواب بودم، نه بیدار
از تو بالاخونه چشمم افتاد به صحرا:
یه چراغ بادی داشت می‌سوخت، پهلویش به پسر بچه وایساده بود،
به سایه‌ش نگاه می کرد، سایه‌ش تا اون سر صحرا رفته بود …
در همین شماره دو شعر از پی‌یر رووردی به ترجمۀ سهراب سپهری نیز به زبان عامیانه است:
می‌خوای چی بشم
حس می‌کنم دارم می‌میرم
به دادم برس
آه پاریس … پُن نف
شهرو می‌شناسم …
انگار که در آن روزها دلمشغولی سهراب سپهری شاعر زبان و بیان عامیانه است که هم در شعر او و هم در ترجمه‌اش این علاقه به چشم می‌خورد.
شعری از نصرت رحمانی نیز در این شماره به چاپ رسیده است که بی وزن است و شبیه قطعه‌های ادبی آن زمان:
ای دریای آرام
امشب دهانت تهی است از سرود
بر پیشانی پُرغرور تخته‌سنگ‌های ساحلی
امشب می‌توان سرنوشتت را خواند
سرنوشتی از توفان
سرنوشتی از آرامش …
از دیگر مطالب شمارۀ دوم آپادانا، خروس غریب از غلامحسین غریب، راه برهمن و شرنگ شیخ از هوشنگ ایرانی که در بخشی از یادداشت آغاز مطلب آمده است: «… در اینجا تصور آفرینشی که سرایندگان وداها در بند 129 – 10 «رگ ودا» عرضه داشته‌اند … با تصور خلقت انسان شیخ نجم‌الدین رازی، که در حدود سه هزار و سیصد سال پس از آنها در «مرصاد العباد» آورده است، کنار یکدیگر نهاده شده است.»، ایو تانگی، نقاش بزرگ سور رئالیست از صادق بریرانی، اورلیا از ژرار دو نروال ترجمۀ داریوش سیاسی، پیام جنگل «لوح اسرار ایشا» از دکتر هوشنگ ایرانی، وعدۀ دیدار با مرگ از آلن سیگر ترجمۀ مسعود فرزاد، آری بوف کور هدایت را باید سوزانید از حسن قائمیان را می‌توان نام برد.
شماره سوم «آپادانا» با همان گروه نویسندگان زیر نام «هنر نو» منتشر شده است. یکی از مطالب خواندنی این شماره شعر «چهارشنبۀ خاکستر» ت. اس. الیوت به ترجمۀ دکتر هوشنگ ایرانی است. هرچند این شعر را در سال‌های بعد دیگران نیز ترجمه کرده‌اند، امّا ترجمۀ ایرانی همچنان خواندنی است.
از آنجا که مرا امید بازگشت نیست
از آنجا که مرا امیدی باقی نیست
از آنجا که مرا امید آن نیست
 
که استعدادی چون این و دانشی چون آن را آرزو کنم
دیگر نخواهم کوشید که برای چنان چیزهایی بستیزم
(عقاب فرتوت را با گشودن بال‌ها چه کار؟)
چرا بر عظمت نابودشوندۀ یک فرمانروایی مبتذل زاری کنم؟
زیرا که مرا امید آن نیست
که بار دیگر افتخار ناپایدار زمانه را دریابم …
از دیگر مطالب این شماره، آرایش خورشید از غلامحسین غریب، گل آینه شعری از سهراب سپهری، دو شعر از هانری میشو ترجمۀ داریوش سیاسی، از چهارمین آواز مالدورور از کنت دو لوتور آمون ترجمۀ د. س، «به بت‌شکن» از نیچه ترجمۀ دکتر محمدباقر هوشیار و … را می‌توان نام برد.
شمارۀ اول آپادانا در 96 صفحه، شمارۀ دوم در 68 صفحه و شمارۀ سوم در 80 صفحه منتشر شده است. شمارۀ اول و سوم ضمیمۀ ایران ما و شمارۀ دوم ضمیمۀ روزنامۀ آتش است. نداشتن امتیاز، بی‌نظمی در انتشار نشریه، مثلا تأخیر چهار ماهه در انتشار شمارۀ سوم، و لابد نشر مطالب سنگین و موارد دیگر را می‌توان سبب تعطیل آپادانا دانست.