• 0 آیتم -
    • سبد خرید شما خالی است

در بارۀ فئودالیسم ایران پیش از مشروطه

رایگان
برای روشن شدن نام اصلی نویسنده و شرایط چاپ کتاب در آن دوران، از مولف خواستیم تا یادداشتی در این خصوص بنویسید که در ادامه می‌خوانید:
من حتی در نوجوانی که در ایران بودم در نشریات «روشنفکری» آن سال‌ها -فردوسی و بامشاد- داستان کوتاه و شعر می نوشتم و از همان موقع از نام مستعار استفاده می کردم. جوجه‌هائی مثل بنده که به جای خود، ولی کمتر کسی در آن سال‌ها قلم می‌زد که اسم مستعار نداشته باشد! اگرچه این روزها اغلب گربه‌ها «زاهد» شده‌اند ولی استفاده از نام مستعار تحت یک نظام خودکامه و سرکوبگر بسیار گسترده است. چون تا وقتی که نام مستعاری لو نرفته باشد، حداقلی از امنیت به شما می‌دهد که حیوانات صد چشم امنیتی ممکن است ندانند که فلان کس به واقع کیست!
به همین خاطر برای این کتاب که در واقع اولین کتابی است که منتشر کرده‌ام، ترجیح دادم از نام مستعار بهروز امین استفاده کنم. البته در اینجا یک مصیبت دیگر هم بود- یعنی گذشته از آن که امنیتی‌ها ممکن بود به شما گیر بدهند- اگر درآن سال‌ها به یک نویسنده روسی و به اصطلاح از شوروی سابق می‌گفتید بالای چشمش ابروست، دوستان چپ‌اندیش هم برای شما « کارت عضویت در ساواک» منتشر می‌کردند!! در اغلب موارد هم کار نداشتند که طرف از چه زاویه‌ای به فلان مورخ «مارکسیست» روسی انتقاد کرده است.
و اما روایت نوشته شدن این کتاب هم احتمالاً جالب است. خواهر یکی از دوستان من که دست بر قضا در ایران زندانی سیاسی بود، پس از آزادی به انگلیس آمده بود و در برابر ادعای من که دوستان در ایران؛ تاریخ و به خصوص تاریخ‌نگاری مارکسی را جدی نمی‌گیرند با قاطعیت اعلام کرد که اشتباه می‌کنی چون چند کتاب خوب «مارکسیستی» منتشر شده است و از جمله از بهترین‌شان که کتاب آقای فشاهی بوده باشد سخن گفت. من درآن موقع تازه چند ماهی بود که دوره دکترا را شروع کرده بودم و برنامه داشتم ایران قرن نوزدهم را به عنوان یک «جامعه آسیائی» به تعبیر مارکس بررسی کنم و البته که باید تا حدودی تکلیفم را با مورخان شوروی روشن می‌کردم.
دردسرتان ندهم این دوست گرامی من اگرچه انتقادات مرا قبول نداشت ولی گفت اگر راست می‌گوئی بنویس و در ایران منتشرشان کن. حتما مارکسیست‌ها به تو پاسخ خواهند داد. و من هم دقیقاً همان کار را کردم ولی هنوز «رویم» نمی‌شد که مستقیما از نویسندگان شوروی سخن بگویم و به آنها خرده بگیرم. این البته کاریست که ده سال بعدش در اروپا کردم و «انتشارات نوید» «نقدی بر تاریخ‌نگاران شوروی» مرا چاپ کرد. چرایش را نمی‌دانم ولی ناشران داخل ایران به نشر این کتاب در ایران علاقه‌ای نشان ندادند و باز باید چند سالی می‌گذشت تا خلاصه‌ای از این مباحث و در واقع نسخه‌ای از پایان نامه‌ام که ناکام مانده بود را در کتاب «استبداد، مسئله مالکیت و انباشت سرمایه در ایران»(1380)  در ایران منتشر کنم.
خلاصه‌ای از نقدم بر تاریخ‌نگاران شوروی را در این کتاب آوردم و حتی وزارت فخیمه ارشاد هم زیر سبیلی در کرد که در دو فصل «بازخوانی مختصری از نوشته‌های مارکس» و «بازخوانی مختصری از نوشته‌های لنین» را منتشر کنم که در آنها تمرکز اصلی برروی شیوه تولید آسیائی بود.
احمد سیف

مکتوبات

رایگان

به کوشش باقر مؤمنی

«صدای معاصر» یکی از ره‌آوردهای زندگی روشنفکری باقر مؤمنی است. اندیشۀ این روزنۀ نشر، همزمان با رویداد سیاهکل شکل گرفت، به همیاری ناصر رحمانی‌نژاد و همت زنده‌یاد ولی‌الله محمدی، بنیان‌گذار انتشارات شبگیر. هدف صدای معاصر نشر نوشته‌ها، پژوهش‌ها و ترجمه‌های نویسندگان جوان معترض به وضع موجود بود، به ارزان ترین بها.

نخستین کتابی که صدای معاصر به انتشار رساند، ایران در آستانۀ انقلاب مشروطیت است. این کتاب در فروردین ماه 1350 پراکنده گشت. واپسین فرآورده صدای معاصر، از این ولایت نوشتۀ علی اشرف درویشیان است، به تاریخ خرداد 1352.

در این میان نوشته‌های محمود دولت‌آبادی، قدسی قاضی‌نور، علی‌اشرف درویشیان و ترجمه‌های زنده‌یاد عطا نوریان، علی کشتگر، ناصر زرافشان، محسن مینوخرد، علی طلوع و … نیز از سوی صدای معاصر در اختیار جامعۀ کتابخوان ایران آن روزگار قرار گرفت.

علی‌اشرف درویشیان یازده ماه پس از اینکه کتابش به انتشار رسید، در اردیبهشت 1353 به دست پایوران ساواک بازداشت شد و به زندان افتاد. بازداشت او چند ماه پس از دستگیری عطا نوریان و ابراهیم رهبر(دوست و همکار باقر مؤمنی) روی داد که به اتهام همکاری با چریک‌های فدایی خلق در اسفند 1352 زندانی شده بودند.

در فروردین 1352 ساواک ولی‌الله محمدی را به زندان انداخت. باقر مؤمنی در شهریور همان سال ایران را به سوی فرانسه ترک گفت. با دستگیری، محاکمه و حبس ناصر رحمانی‌نژاد در آذر ماه 1353 هرگونه امید به ادامۀ صدای معاصر از بین رفت.

صدای معاصر در طول حیات کوتاه خود 5 کتاب کودکان و 14 عنوان کتاب برای بزرگسالان منتشر کرد. یکی از این عناوین مکتوبات میرزا فتحعلی آخوندزاده در سال 1350 بود. باقر مؤمنی پیش از آن نیز آثاری از نویسندگان مدرن‌اندیش دوران مشروطه –از جمله تمثیلات میرزا فتحعلی آخوندزاده-را همراه با مقدمه‌ای روشنگرانه در معرفی اثر و مولف آن بازنشر کرده بود. اما مکتوبات از آن دست آثاری نبود که از صافی ادارۀ نگارش عبور کند، از این رو تصمیم به انتشار مخفیانه آن گرفته شد. مکتوبات که علیه اسلام، مذهب و آخوند بود با تیراژ 500 نسخه مخفیانه چاپ و به طور خصوصی و با قیمت همت عالی فروخته شد. کتاب‌ها نزد انتشارات شبگیر بود و مؤمنی و دوستانش افراد مورد اعتماد را همراه با یادداشتی نزد ولی‌الله محمدی می‌فرستادند تا نسخه‌ای را خریداری کنند. از اینکه چند نسخه از این کتاب به آشنایان مورد اعتماد فروخته شده، یا چه تعداد از آن به چنگ پایوران ساواک افتاده، اطلاع دقیقی در دست نیست. اما این نکته مسلم است که مکتوبات تا سال‌ها جزو کتاب‌های بسیار کمیاب بوده و هست و همین نسخه اکنون در بازار سیاه داخل کشور به قیمت‌های باورنکردنی فروخته می‌شود(آخرین نمونه مشاهده شده به قیمت 8 میلیون تومان عرضه شده است). در حالی که هدف آقای مؤمنی هنگام انتشار این آثار، ایجاد دسترسی ارزان علاقمندان به این گونه کتاب‌ها بود به همین دلیل دستمزدی برای خویش قائل نبود و از ناشر نیز تقاضا می‌کرد تا کتاب با کیفیتی مناسبی اما قیمتی بسیار اندک چاپخش شود.

چند سال پیش، آقای مؤمنی در آستانۀ 90 سالگی اجازه بازنشر تمامی آثار خود را به باشگاه ادبیات دادند و اکنون خوشحالیم که یکی از کمیاب‌ترین آثار وی را در اختیار خوانندگان قرار می‌دهیم. امیدوارم با فراهم شدن چند عنوان باقیمانده در آینده نزدیک مجموعه آثار وی در باشگاه ادبیات کامل شود.