• 0 آیتم -
    • سبد خرید شما خالی است

فصلنامۀ شورای نویسندگان و هنرمندان ایران،دورۀ دوم

رایگان

دورۀ دوم:

دفتر اول زمستان 1363

دفتر دوم و سوم سال 1364

دفتر چهارم سال 1365

دفتر پنجم سال 1366 (بهار و تابستان)

پاییز سال ۱۳۵۸، هیات دبیران و اکثریت اعضای کانون نویسندگان تصمیم گرفتند در اعتراض به کتابسوزان‌ها و قلم‌شکنی‌ها و اختناق و فاشیسمی که صدای گام‌هایش شنیده می‌شد شب‌هایی مشابه ” ده شب شعر” و به نام ” شب‌های آزادی و فرهنگ” در دانشگاه تهران برگزار کنند. گروهی از اعضای کانون نویسندگان از جمله به آذین، سیاوش کسرایی و فریدون تنکابنی که پیش برنده و مبلغ سیاست‌های حزب توده در کانون بودند با این برنامه مخالفت کردند تا آن جا که پس از جدل‌ها و تنش های بسیار کار به جدایی و انشعاب کشیده شد.

توده‌ای‌های جدا شده از کانون “شورای نویسندگان و هنرمندان ایران ” را برپا کردند که اهل قلم و هنرمدافع خط “امام خمینی” و “حکومت اسلامی” در آن گرد آمدند.

مسؤلین این شورا پس از جدایی از کانون برای نشان دادن اختلاف‌شان با کانونیان به قلم یکی از مسؤلان این شورا خطاب به خامنه‌ای، که آن هنگام رئیس جمهور بود، نوشتند:” ما دیگراندیش هم که باشیم باز مسلمانیم. شما برای ما واقعا مثل یک برادر، مثل یک پدر، مثل یک همرزم مقاوم هستید” .این شورا شعار ” پر دوام باد خط رهبری آزموده و استوار امام خمینی در انقلاب اسلامی ضد امپریالیستی و مردمی ایران ” را نیز زینت بخش فصل نامه ” شورای نویسندگان و هنرمندان ایران” کرد.

سال ۱۳۶۰ حکومت اسلامی با زبان و رفتاری خشونت آمیز‌، کانون نویسندگان ایران را به تعطیلی کشاند. اعدام سعید سلطانپور، عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان، دستگیری برخی از اعضای کانون و بالاخره حمله به دفتر کانون در خیابان مشتاق، تخریب و مصادره اموال آن در تیر ماه سال ۱۳۶۰، نقطه پایانی بود بر فعالیت‌های دوره دوم کانون نویسندگان ایران.

سرنوشتی مشابه در انتظار “شورای نویسندگان و هنرمندان ایران ” نیز بود. علی‌رغم حمایت حزب توده از انقلاب ایران در مقاطعی حساس از جمله در کودتای نوژه و جنگ ایران و عراق، اواخر سال ۱۳۶۱ و سال ۱۳۶۲، بسیاری از رهبران، اعضا و هواداران حزب به بهانه طرح کودتا دستگیر شدند. چندی پیش از دستگیری چندین نفر از اعضای هیئت دبیران شورای نویسندگان و هنرمندان ایران در پایان سال ۱۳۶۱ و آغاز سال ۱۳۶۲، انتشار دوره اول فصلنامه‌های این شورا با شمارۀ ششم متوقف شد. شمارۀ هفتم نیز که چاپ شده و آمادۀ توزیع بود، به دست عوامل وزارت ارشاد اسلامی به یغما رفت و خمیرش کردند.

تنی چند از جان‌به‌دربردگان هیئت دبیران شورا، از جمله سیاوش کسرایی، فریدون تنکابنی و شهاب موسوی‌زاده، توانستند در خارج با یک‌دیگر ارتباط برقرار کنند و نخستین شماره دوره دوم فصلنامۀ شورا را در آلمان منتشر کردند.

در سرآغاز نخستین شمارۀ دوره دوم سیاوش کسرایی نثری شعرگونه با عنوان «میثاق عاشقان» نوشت و یاران شورا را به تجدید عهد و تلاش برای زنده کردن شورای نویسندگان و هنرمندان ایران، این بار در خارج از ایران فرا خواند.

در مطلبی با عنوان «کارنامه شورای نویسندگان و هنرمندان ایران» هدف از شروع فعالیت دوباره در خارج از کشور چنین شرح داده شده بود:

۱- با جلب حمایت همۀ آزادمردان ایران و جهان و با اعتراض گسترده، جان و زندگی هنرمندان و اندیشمندان دربند ایران را نجات دهد.

۲- تصویری از جو خفقان‌آور حاکم بر ایران، و چگونگی سلب همه آزادی‌ها و حقوق دموکراتیک از جانب کارداران رژیم را در برابر جهان و جهانیان به نمایش گذارد.

۳-همه هنرمندان ایرانی را که در خارج کشور هستند، گرد آورد و پیوند آنان را با هنرمندان ایرانی در داخل کشور برقرار کند.

۴- فصل‌نامۀ شورا را مجدداً منتشر کند تا عرصه‌ای برای عرضۀ آثار هنرمندان و نویسندگان داخل و خارج کشور باشد.

۵- به انتشار کتاب‌هایی که امکان نشر آن در ایران نیست، بپردازد.

۶- جلسات سخنرانی ادبی و هنری، برپایی نمایشگاه‌های نقاشی، و سایر فعالیت‌های هنری را سازمان دهد.

۷- با سازمان‌های فرهنگی و هنری سراسر جهان ارتباط برقرار کند.

و…»

میزان فعالیت و موفقیت یا عدم موفقیت شورا در این عرصه‌های گوناگون را می‌توان در محتوای فصلنامه‌ها و اعلامیه‌ها، نامه‌های اعتراضی و… که در فصلنامه‌ها بازتاب یافته‌اند، پی‌جویی کرد. اما انتشار خود فصلنامه‌های دوره دوم پس از شماره پنجم به دلیل مشکلات مالی و مشکل توزیع فصلنامه متوقف شد.

اینک پس از گذشت سه دهه و اندی از توقف انتشار این فصلنامه آن را بازنشر می‌کنیم. چون یقین داریم اسنادی از دورانی هستند که زوایای آن بر بسیاری از ایرانیان پوشیده مانده است. دوره اول فصلنامه کم و بیش روی وب در دسترس است. دو اسکن کم و بیش قابل قبول از این دوره در آرشیو آنلاین نشریات دانشگاه منچستر و کتابخانه مجازی ادبیات وجود دارد. اما با معیارهای باشگاه ادبیات مطابق نیست. از این رو اسکن تازه و پیراسته‌تری فراهم کردیم تا همراه با دوره دوم در اختیار پژوهشگران و علاقمندان قرار دهیم.

اگر با دانلود فایل زیپ شدۀ دوره مشکل دارید، می‌توانید به صورت تک‌تک از کانال تلگرام ما دانلود کنید.

دورۀ اول

فصلنامۀ شورای نویسندگان و هنرمندان ایران،دورۀ اول

رایگان

دورۀ اول:

دفتر اول پاییز 1359

دفتر دوم زمستان 1359

دفتر سوم بهار 1360

دفتر چهارم تابستان 1360

دفتر پنجم زمستان 1360

دفتر ششم بهار 1361

پاییز سال ۱۳۵۸، هیات دبیران و اکثریت اعضای کانون نویسندگان تصمیم گرفتند در اعتراض به کتابسوزان‌ها و قلم‌شکنی‌ها و اختناق و فاشیسمی که صدای گام‌هایش شنیده می‌شد شب‌هایی مشابه ” ده شب شعر” و به نام ” شب‌های آزادی و فرهنگ” در دانشگاه تهران برگزار کنند. گروهی از اعضای کانون نویسندگان از جمله به آذین، سیاوش کسرایی و فریدون تنکابنی که پیش برنده و مبلغ سیاست‌های حزب توده در کانون بودند با این برنامه مخالفت کردند تا آن جا که پس از جدل‌ها و تنش های بسیار کار به جدایی و انشعاب کشیده شد.

توده‌ای‌های جدا شده از کانون “شورای نویسندگان و هنرمندان ایران ” را برپا کردند که اهل قلم و هنرمدافع خط “امام خمینی” و “حکومت اسلامی” در آن گرد آمدند.

مسؤلین این شورا پس از جدایی از کانون برای نشان دادن اختلاف‌شان با کانونیان به قلم یکی از مسؤلان این شورا خطاب به خامنه‌ای، که آن هنگام رئیس جمهور بود، نوشتند:” ما دیگراندیش هم که باشیم باز مسلمانیم. شما برای ما واقعا مثل یک برادر، مثل یک پدر، مثل یک همرزم مقاوم هستید” .این شورا شعار ” پر دوام باد خط رهبری آزموده و استوار امام خمینی در انقلاب اسلامی ضد امپریالیستی و مردمی ایران ” را نیز زینت بخش فصل نامه ” شورای نویسندگان و هنرمندان ایران” کرد.

سال ۱۳۶۰ حکومت اسلامی با زبان و رفتاری خشونت آمیز‌، کانون نویسندگان ایران را به تعطیلی کشاند. اعدام سعید سلطانپور، عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان، دستگیری برخی از اعضای کانون و بالاخره حمله به دفتر کانون در خیابان مشتاق، تخریب و مصادره اموال آن در تیر ماه سال ۱۳۶۰، نقطه پایانی بود بر فعالیت‌های دوره دوم کانون نویسندگان ایران.

سرنوشتی مشابه در انتظار “شورای نویسندگان و هنرمندان ایران ” نیز بود. علی‌رغم حمایت حزب توده از انقلاب ایران در مقاطعی حساس از جمله در کودتای نوژه و جنگ ایران و عراق، اواخر سال ۱۳۶۱ و سال ۱۳۶۲، بسیاری از رهبران، اعضا و هواداران حزب به بهانه طرح کودتا دستگیر شدند. چندی پیش از دستگیری چندین نفر از اعضای هیئت دبیران شورای نویسندگان و هنرمندان ایران در پایان سال ۱۳۶۱ و آغاز سال ۱۳۶۲، انتشار دوره اول فصلنامه‌های این شورا با شمارۀ ششم متوقف شد. شمارۀ هفتم نیز که چاپ شده و آمادۀ توزیع بود، به دست عوامل وزارت ارشاد اسلامی به یغما رفت و خمیرش کردند.

تنی چند از جان‌به‌دربردگان هیئت دبیران شورا، از جمله سیاوش کسرایی، فریدون تنکابنی و شهاب موسوی‌زاده، توانستند در خارج با یک‌دیگر ارتباط برقرار کنند و نخستین شماره دوره دوم فصلنامۀ شورا را در آلمان منتشر کردند.

در سرآغاز نخستین شمارۀ دوره دوم سیاوش کسرایی نثری شعرگونه با عنوان «میثاق عاشقان» نوشت و یاران شورا را به تجدید عهد و تلاش برای زنده کردن شورای نویسندگان و هنرمندان ایران، این بار در خارج از ایران فرا خواند.

در مطلبی با عنوان «کارنامه شورای نویسندگان و هنرمندان ایران» هدف از شروع فعالیت دوباره در خارج از کشور چنین شرح داده شده بود:

۱- با جلب حمایت همۀ آزادمردان ایران و جهان و با اعتراض گسترده، جان و زندگی هنرمندان و اندیشمندان دربند ایران را نجات دهد.

۲- تصویری از جو خفقان‌آور حاکم بر ایران، و چگونگی سلب همه آزادی‌ها و حقوق دموکراتیک از جانب کارداران رژیم را در برابر جهان و جهانیان به نمایش گذارد.

۳-همه هنرمندان ایرانی را که در خارج کشور هستند، گرد آورد و پیوند آنان را با هنرمندان ایرانی در داخل کشور برقرار کند.

۴- فصل‌نامۀ شورا را مجدداً منتشر کند تا عرصه‌ای برای عرضۀ آثار هنرمندان و نویسندگان داخل و خارج کشور باشد.

۵- به انتشار کتاب‌هایی که امکان نشر آن در ایران نیست، بپردازد.

۶- جلسات سخنرانی ادبی و هنری، برپایی نمایشگاه‌های نقاشی، و سایر فعالیت‌های هنری را سازمان دهد.

۷- با سازمان‌های فرهنگی و هنری سراسر جهان ارتباط برقرار کند.

و…»

میزان فعالیت و موفقیت یا عدم موفقیت شورا در این عرصه‌های گوناگون را می‌توان در محتوای فصلنامه‌ها و اعلامیه‌ها، نامه‌های اعتراضی و… که در فصلنامه‌ها بازتاب یافته‌اند، پی‌جویی کرد. اما انتشار خود فصلنامه‌های دوره دوم پس از شماره پنجم به دلیل مشکلات مالی و مشکل توزیع فصلنامه متوقف شد.

اینک پس از گذشت سه دهه و اندی از توقف انتشار این فصلنامه آن را بازنشر می‌کنیم. چون یقین داریم اسنادی از دورانی هستند که زوایای آن بر بسیاری از ایرانیان پوشیده مانده است. دوره اول فصلنامه کم و بیش روی وب در دسترس است. دو اسکن کم و بیش قابل قبول از این دوره در آرشیو آنلاین نشریات دانشگاه منچستر و کتابخانه مجازی ادبیات وجود دارد. اما با معیارهای باشگاه ادبیات مطابق نیست. از این رو اسکن تازه و پیراسته‌تری فراهم کردیم تا همراه با دوره دوم در اختیار پژوهشگران و علاقمندان قرار دهیم.

اگر با دانلود فایل زیپ شدۀ دوره مشکل دارید، می‌توانید به صورت تک‌تک از کانال تلگرام ما دانلود کنید.

دورۀ دوم

عشق بازی

رایگان

رمان تازه‌ام که تمام شد، تصمیم سختی بود. نشر کاغذی یا انتشار مجازی؟ پیش از این سه رمان به صورت کاغذی با سه ناشر محترم چشمه، ققنوس و نیلوفر منتشر کرده‌ام. برای من همیشه ادبیات بخش جدایی‌ناپذیر از زندگی‌ام بوده با این حال هیچگاه حیات اقتصادی و اجتماعی‌ام به آن وابسته نبود. نوشتن این رمانها وقت و توان زیادی از من گرفت ولی هیچ‌گاه از آنها نه توقع معروفیت داشته‌ام و نه حتی بخشی از امورات زندگی‌ام را با آن گذرانده‌ام. ادبیات عشقی است شخصی که حالا فهمیده‌ام از آن گریزی نیست و این عشق در ارتباط با مخاطبینش به بلوغ می‌رسد.
انتشار کاغذی کتاب همیشه با پروسه‌ای طولانی همراه بوده؛ گپ و گفت با ناشر، دریافت مجوز و قرار گرفتن‌های طولانی در نوبت چاپ که در بهترین حالت بیش از یک سال بین نویسنده و مخاطبش فاصله می‌اندازد، گاه دو تا سه سال. از سوی دیگر این تیراژهای محدود، کتاب را در اختیار تعداد اندکی از مخاطبین ادبیات داستانی قرار می‌دهد. هنوز تعداد زیادی پیام دریافت می‌کنم از عزیزانی که در شهرهایی جز تهران زندگی می‌کنند و رمان‌های قبلی‌ام را نمی‌توانند در کتابفروشی‌ها پیدا کنند. با این تیراژهای پانصد و هزارتایی تعجبی هم ندارد. برای من داشتن سه رمان چاپی یا چهار اثر که پشت ویترین معدود کتابفروشی‌ها باشد فرق چندانی ندارد، دستاورد جدیدی نخواهد بود و هیچ تاثیری در زندگی‌ام نمی‌گذارد. ولی خوانده شدن این رمان، آسان در اختیار مخاطب قرار گرفتن و ارتباط مستقیم با آنها تجربه‌ای است که در احوالاتم موثر خواهد بود. سه سال از عمر من صرف نگارش این رمان شد. رمانی که عزیزترین است برای من. شخصیتهایی که سالها با آنها زندگی کرده‌ام و مثل انسانهایی حقیقی به زندگی‌ام اضافه شده‌اند؛ از آنها تاثیر گرفته‌ام، آزرده شده‌ام و شبهایی اشکهایم بی‌اختیار برای سرنوشتشان سرازیر بودند. تصمیم آسانی نبود انتشار مجازی آن. ولی به نفع مخاطب و داستان، این تصمیم را گرفته‌ام. این رمان را در همین صفحه رایگان منتشر می‌کنم، از شیر مادر حلال‌تر برای آنهایی که ادبیات را دوست دارند و می‌دانند مرتبه‌اش جایی بالاتر از زندگی است.
این رمان ناشر ندارد، شما ناشر آن باشید. این صفحه را معرفی کنید و لینک دانلود کتاب را به دست اهلش برسانید. این مهمترین لطفی است که در حق نویسنده و این رمان می‌کنید. اگر آن را دوست داشتید در موردش بنویسید و در اینستاگرام و یا در همین صفحه به دست من هم برسانید. این رمان را فقط به نفع همین ارتباط بی‌واسطه به صورت مجازی منتشر می‌کنم و شاید ادامه مسیر حرفه‌ای‌ام را معلوم کند.
همیشه باورم این بوده هر داستانی در همان صفحات اولیه تکلیفش را با مخاطب روشن می‌کند. اگر وعده دهنده نباشد مخاطب حق دارد از ادامه منصرف شود. من، شما را وعده می‌دهم به این عشق بازی.