سعید میرهادی در سال 1947 در تهران تولد یافت. در 17 سالگی وطن خود را ترک کرد. جوایز متعددی به آثار ادبی وی تلعق گرفت. فعالیت پیگیری سیاسی و تلاش های بی وقفه اش در حمایت از نویسندگان تحت پیگرد و زندانی، در سال 1997 نشان هرمان کستن را نصیب وی ساخت. سعید از ماه مه سال 2000 تا اواسط سال 2002 سمت دبیر اول پن را بر عهده داشت.
وی بیش از چهار دهه در آلمان زیست. او با «گوش سوم» تبعیدیان آلمانی را را شنید و با نگاه بیگانگان در آنان نگریست. این گزارش بازگویه یادهای تهران است، موطن کودکی هایش و روایت انس و الفت آهسته و پیوسته او با مونیخ، وطن دومش و نیز با مردم آلمان
تاملات سعید درباب «سنخ آلمانی» نگاهش به وحدت دو آلمان و به جریان جنبش دانشجویی در مقام یکی از اعضای آن که حاصل گفتگوهای متعدد او با ویلاند فرویند، ویراستار ادبی Die Welt است. تاملاتی که از آن یک غیر آلمانی، اما بار آمدۀ آلمان است.
چاپ 1306، رقعی، 58 صفحه(کاهی)، 4 قران، چاپ و صحافی مطبعۀ فاروس
شامل: دیباچه، فهرست و شرح مختصر بعضی از اسامی، پردۀ نخستین: جشن نوروز یازدهمین سال تاجداری خسروپرویز پس شکست خزر و تازیان، پردۀ دوم: شیرین و قصر، پردۀ سوم: نوروز سیزدهمین سال تاجداری خسروپرویز، پردۀ چهارم: جشن مهرگان سیزدهمین سال سلطنت خسرو، شب هشتم اسفند سب و هشتمین سال تاجداری خسرو
در قسمتی از دیباچه چنین آمده است: “در سال 1919 که بنده در دارالفنون کمبریج بودم راجع به افسانههای نظامی و جامی مشغول مطالعهای شدم که مرحوم پروفسور [ادوارد] براون در جلد سوم تاریخ ادبیات فارسی اشارهای به آن نموده است…. پس از مطالعۀ دقیق در سال 1920 اصل انگلیسی این کتاب را در چهار پرده برای سینماتوگراف ترتیب دادم و چون این افسانه کاملاً ایرانی و فیلم آن مستلزم مخارج گزافی بود و بایستی بدواً از طرف ایرانیان و یا دولت برای مخارج مقدماتی کمکی بشود آمال و آرزوی بنده و بیشتر از دوستان صورت تحقیقی به خود نگرفت ولی بنده هنوز امیدوارم و یقین دارم روزی بیاید که همین افسانه در سینماهای ایران و سایر ممالک به معرض نمایش گذاشته و فیالحقیقه اولین قدم برای فیلم کردن صدها افسانه شیرین ملی ایران شود.”
قرار بود این کتاب همراه با یادداشتی از عباس بهارلو دربارۀ اولین فیلمنامه ایرانی منتشر شده به زبان فارسی در باشگاه بازنشر شود. اما گرفتاریهای ایام کرونا و دیگر کارهای پژوهشی وی مانع شد. به تازگی یکی دو کانال نسخه نازیبایی از این کتاب را به اشتراک گذاشتند، بنابراین تاخیر بیش از این جایز نبود. امیدوارم بازنشر این فیلمنامه سبب نگارش مطالبی پژوهشی از سوی اندک کارشناسان تاریخ سینمای ایران شود.
چاپ دوم، تهران، 1335،رقعی، 226 صفحه، کاهی، 55 ریال، با کاغذ اعلا و زرکوب، 75 ریال، جلد گلاسه سه رنگ، چاپ آتشکده، مرکز فروش و توزیع کانون انتشارات نیل
از اولین فیلمنامههای منتشر شده به زبان فارسی که شامل مقدمۀ پروفسور سعید نفیسی، سرآغاز مولف، قسمتی از رسالۀ شادروان استاد بهار، نامۀ یزدگرد به مرزبانان توس-فردوسی، فردوسی از لحاظ دینی نگارش دکتر رضازاده شفق، فردوسی و روحیات ایرانیان نگارش نفیسی، فردوسی نگارش محمد حجازی، در خوابگاه فردوسی اثر طبع استاد مسرور، فردوسی و شاهنامه اثر ابوالحسن ورزی، سناریو فردوسی و امیر علی سیمجور، چند صفحه بر گذشتۀ ایران است.
بر عطف کتاب تاریخ 15 بهمن 1315 چاپ شده است. اما با توجه به دو تاریخی که مقدمههای سعید نفیسی و نامۀ قدردانی دربار شاهنشاهی دارد، تاریخ چاپ این کتاب در سال 1335 مسجل میشود. تاریخ آمده بر عطف احتمالا تاریخ چاپ اول کتاب است که نمونهای از آن را نیافتهایم.
قرار بود این کتاب همراه با یادداشتی از عباس بهارلو دربارۀ اولین فیلمنامههای ایرانی منتشر شده به زبان فارسی در باشگاه ادبیات بازنشر شود. اما گرفتاریهای ایام کرونا و دیگر کارهای پژوهشی وی مانع شد. به تازگی یکی دو کانال نسخه نازیبایی از این کتاب را به اشتراک گذاشتند، بنابراین تاخیر بیش از این جایز نبود. امیدوارم بازنشر این فیلمنامه سبب نگارش مطالبی پژوهشی از سوی اندک کارشناسان تاریخ سینمای ایران شود.
1.نقدی بر بیانیههای سازمان انقلابی حزب تودۀ خارج از کشور
2.تحلیلی از سه دورۀ تاریخی فعالیت جبهه ملی