• 0 آیتم -
    • سبد خرید شما خالی است

سهند

رایگان
زیر نظر علی میرفطروس
دفتر اول   بهار 1349
دفتر دوم     ؟ 1349
«سهند»، فصلنامۀ هنر و ادبیات تبریز، جُنگی است خواندنی. نخستین دفتر «سهند» با ترجمۀ شعری از ب. چای‌اوغلو، تحت عنوان «سهند»، آغاز می‌شود.
در بخشی از مقالۀ آغاز دفتر تحت عنوان «سلامی، چو بوی خوش آشنایی …» نوشتۀ علی میرفطروس آمده است: «سهند» هوای تازه‌ایست، برای کسانی که بودن و خاستن را برگزیده‌اند – و نه نشستن را – و خاستگاه هنر و اندیشۀ آنانی است که اندیشه‌ای راستین – انسانی و راهیاب دارند و برای دست یازیدن به صبحی صادق – در شبی سنگین و ظلمانی – را می‌سپرند …»
این جُنگ نمی‌خواهد به صورت «زمزمه»‌ای ادامه یابد بلکه می‌خواهد «زمزمه» را به «فریاد» بدل کند؛ از این رو در شعرها و مقاله‌ها بیشتر به مسائل سیاسی و اجتماعی می‌پردازد و از طرح مسائل صرفا ادبی دوری می‌جوید.
دفتر اول «سهند» در چهار بخش تنظیم شده است: شعر، مقاله، قصه و نقد و بررسی.
در بخش شعر، شعرهایی از نیما یوشیج، سهراب سپهری، محمد زهری، بیژن نیری، خسرو گلسرخی، سیروس مشفقی، مفتون امینی، سیاوش کسرایی، محمود پاینده، اصغر واقدی، پرویز کریمی، سید محمدحسین شهریار، علیرضا نوری‌زاده، صادق همایونی، غلامحسین ده بزرگی، سعید سلطانپور، حسین درتاج، م. راما، رضا مقصدی، علیرضا طبایی، اسماعیل خویی، عبدالجواد محبی، عنایت‌الله نجدی سمیعی، بهرام حق‌پرست و … کاهه کولبی (شاعر ترکیه)، حبیب ساهر، کارل سندبرگ و … در بخش مقاله، مقاله‌هایی از جلال آل‌احمد، غلامحسین ساعدی، امیرحسین آریان‌پور، فریبرز مجیدی، رضا براهنی، عبدالله واعظ، هانری کاتان (ترجمۀ منوچهر هزارخانی)، نامۀ رومن رولان به ماکسیم گورکی، گفت و شنودی با دکتر مصطفی رحیمی، گفتاری از سارتر و … در بخش «نقد و بررسی»، «وظایف نقد ماتریالیستی» از پله‌خانف ترجمۀ منوچهر هزارخانی، «دکتر استوکمان» از محمد آذریار، «صمیمیت در شعر و برداشت اجتماعی شاعر» (بررسی دو منظومه از حمید مصدق) نوشتۀ م. ع. ناقوس و … به چاپ رسیده است.
طرح چهرۀ فروغ فرخ‌زاد از علی مسعودی و چهرۀ ژان‌پل سارتر از اردشیر محصص زینت‌بخش صفحات داخلی دفتر اول «سهند» است.
دفتر دوم «سهند» تحت عنوان «شراره‌های جاویدان – کتاب هنر و ادبیات امروز» منتشر شده است. از شعرها، مقاله، تصویری از تابلو «جلال» اثر هانیبال الخاص در آغاز نشریه و … می‌توان پی برد که این دفتر ویژۀ جلال آل‌احمد است.
در صفحۀ اول دفتر دوم «سهند» چند سطری از آل‌احمد نقل شده است:
«قلم، این روزها برای ما شده یک سلاح، و با تفنگ اگر بازی کنی، بچه‌های همسایه هم که به تیر اتفاقی‌اش مجروح نشوند، کفترهای همسایه که پر خواهند کشید … و بریده باد این دست اگر نداند که این سلاح را کجا به کار باید برد.»
بخش اول این دفتر شامل شعرهایی است از نیما یوشیج، م. سرشک، سیاوش کسرایی، اسماعیل خویی، صفورا نیری، خسرو گلسرخی، م. آزرم، اصغر واقدی، عبدالجواد محبی، غلامحسین متین، عزت‌الله زنگنه، رضا مقصدی، بهرام حق‌پرست، حسین درتاج، احمد نیکو صالح، آنا آخماتوا، ناظم حکمت(ترجمۀ ثمین باغچه‌بان)، محمود درویش (ترجمۀ علینقی منزوی)، هیمن، شاندور پتوفی، علی میرفطروس و … بخش دوم شامل مقالاتی از دکتر علی‌اصغر حاج سیدجوادی، اریک هارتلی (ترجمۀ کاوۀ دهگان)، م. ا. به‌آذین، پله‌خانف (ترجمۀ فریبرز مجیدی)، گئورگ لوکاچ (ترجمۀ فریبرز سعادت)، حمید حمید و …
در یادداشت پایان دفتر، به قلم گردآورنده، تحت عنوان «سلامی چو بوی خوش آشنائی … » اشاره شده است که این دفتر ادای دینی است به جلال آل احمد:
« … این وجیزه، ادای دین «ناتمام»ی است به انسانی که درد مجسم روزگارمان بود – و شرف، و شهامت را جلالت و اعتباری – در این بی اعتباری …» و نیز اشاره شده است به «توقف» و تأخیر در انتشار دفتر دوم: « … حقیقت اینست که این دفتر «آنچه که بود» و یا «آنچه که می‌خواست باشد» نیست، و این – البته ناشی از همان پریشانی‌هایی است که در کارمان رخ نمود و باعث آمد تا مدتی دراز را در «توقف» و انزوای کلی سپری سازیم …»
بعد از وقفه‌ای هشت ساله، در سال 1357 چند مقاله از «سهند، دربارۀ جامعه‌شناسی و ادبیات» توسط انتشارات صدا در 186 صفحه منتشر می‌شود. علی میرفطروس در ابتدای کتاب در متن کوتاهی با عنوان اشاره چنین نوشته است:
کتاب حاضر، حاوی مطالب و مقالاتی می‌باشد که روشنگر پاره‌ای از ضروری‌ترین مقوله ‌های جامعه‌شناسی و ادبیات مترقی است.
اکثر این مقالات –سال‌ها پیش- در «جُنگ سهند» (شماره 1 و 2) آمده است. خصلت علمی و کیفیت والای این مقالات و نیز فقدان و عدم دسترسی به آن جنگ‌ها، از انگیزه‌های نخستین چاپ و انتشار این کتاب است.
باشد که به همت یاران نیک اندیش، شماره‌های آیندۀ این دفتر، پربارتر و سرشارتر منتشر گردد.
اشاره میرفطروس به شماره‌های آیندۀ این دفتر(که در شناسنامه کتاب «صدا» عنوان شده) به حقیقت نپیوسته و کتاب دیگری با عنوان سهند یا صدا منتشر نشده است.
«سهند» در دو دفتر و 362 صفحه به قطع وزیری منتشر شده و از جُنگ‌های تندرو، و از جهت درج مقالات اجتماعی از جنگ‌های پُربار دهۀ چهل است.

صدا

رایگان
زیر نظر و مسئولیت رحمان کریمی
شمارۀ 1    تابستان 1351
شمارۀ 2   زمستان 1351
به کوشش فریدون مرد خرّم
شمارۀ 2   زمستان 1351
شماره 3  تابستان 1352
 
شمارۀ اول «صدا» زیرنظر رحمان کریمی و به همت فریدون مرد خرّم مدیر «انتشارات نیما»ی آبادان منتشر شده است و، شاید به سبب کدورتی، شمارۀ دوم «صدا» زیر نظر رحمان کریمی و به همت «انتشارات خانۀ کتاب» (کتابفروشی زند) شیراز؛ و شماره‌های دوم و سوم «صدا» زیرنظر فریدون مرد خّرم و به همت «انتشارات نیما»ی آبادان. از این رو از شمارۀ دوم «صدا» دو شماره منتشر شده است: یکی زیر نظر رحمان کریمی و یکی زیر نظر فریدون مرد خّرم.
شمارۀ اول «صدا» با تکه‌ای از «حرف‌های همسایه»ی نیما آغاز می‌شود.
شعرهایی از مهدی اخوان‌ثالث، منوچهر آتشی، اسماعیل خویی، علی باباچاهی، شفیعی کدکنی، سعید سلطانپور، منصور برمکی، محمد مختاری، محمود درویش، حسن کرمی، حسن پورکاظم، جعفر حمیدی، رحمان کریمی، پرویز پروین و … «آیا کیبوتص شکلی از سوسیالیسم است؟» از مارتین مونو ترجمۀ منوچهر هزارخانی، «گیله مرد من!» از اکبر رادی، داستان‌هایی از امین فقیری، نسیم خاکسار، رحمان کریمی، «مقدمه‌ای بر سه افسانۀ گوستاو فلوبر» از روبرت بالدیک ترجمۀ محمود معلم، نقد م. آزاد بر نمایشگاهی از نقاشی‌های الخاص، نقد علی باباچاهی بر «شعر جنوبی» (مجموعۀ شعر محمود سجادی)، گفت و شنودی با منوچهر آتشی – فریدون گیلانی (که بخشی از آن در این شماره به چاپ رسیده و در شماره‌های بعد ادامه نیافته است) و … از مطالب این شماره است.
طرح‌هایی از جمشید کریمی، بهرام داوری و علیرضا ظریف نیز در این شمارۀ «صدا» به چاپ رسیده است.
در شمارۀ دوم «صدا» (زیر نظر رحمان کریمی) به نقد کتاب توجه بیشتری شده است. نخستین مقالۀ این شماره نقد سیاوش روزبهان بر کتاب «از صبا تا نیما» تألیف یحیی آرین‌پور است.
«هنر طنز و جوناتان سویفت» از لوناچارسکی ترجمۀ محمود معلم، نقد عبدالعلی دستغیب بر «نامه‌های نیما»، هوتن راد بر «برگزیدۀ شعر شاعران اسپانیا» ترجمۀ قاسم صنعوی، بخشی از نمایشنامۀ «محاکمۀ میرزا رضای کرمانی» نوشتۀ گوهر مراد، داستان‌هایی از مجید دانش آراسته، لف توشنکی (ترجمۀ ناصر زرافشان)، لی‌لی پرومنت (ترجمۀ محمود گلابدره‌ای)، ابوالقاسم فقیری، امین فقیری، بزرگ علوی، رحمان کریمی، فیلمنامه‌ای از نظام رکنی، شعرهایی از منوچهر آتشی، م . آزاد، سعید سلطانپور، خسرو گلسرخی، پرویز خائفی، رضا مقصدی، رحمان کریمی، م. راما، منصور اوجی، منصور برمکی، محمدعلی میتراپور، علیرضا میبدی، ناظم حکمت(ترجمۀ ثمین باغچه‌بان)، چند هایکوی ژاپنی (ترجمۀ علیرضا میبدی)، میرسلاو هولوب(ترجمۀ پرویز امین‌زاده) و … «سیمای ماکسیم گورکی» از ک. زلینسکی ترجمۀ بابک رستگار و … از دیگر مطالب این شماره است.
سطرهایی از مقالۀ «هنر طنز و جوناتان سویفت» را از این شماره نقل می‌کنیم:
            « … طنزنویس ناظر و شاهد تیزبین قضایا است او در جامعه جنبه‌های نفرت‌انگیزی را مشاهده کرده است که این خود در برابر شما مسأله‌ای را قرار می‌دهد. شما خوانندگان او و مردم هنوز این جنبه‌های نفرت‌انگیز را ندیده‌اید یا اینکه توجه کافی بدان مبذول نمی‌دارید. یک واقعه‌نگار در نگارش یک رشته مطالب جدی و در جلب توجه شما به بلایا و مصایب اجتماع آن را به عنوان مانعی جدی و پر اهمیت در برابر سیر عادی امور در نظر می‌آورد. و آن را طوری تنظیم می‌کند تا شما را به وحشت اندازد. یک طنزنویس با واقعه‌نگار «جدی» تفاوت دارد او در نگارش طنز می‌خواهد شما گهگاه به این بلایا و مصایب و زشتی‌ها بخندید یعنی از شما می‌خواهد که دریابند که پیروز هستید و اینکه این زشتی و بلایا خود ناچیز و ضعیف است و شایستۀ توجه جدی نیست. و اینکه در سطحی پائین‌تر از شما قرار گرفته است و شما فقط می‌توانید به آن بخندید و آن را مسخره کنید. و بنابراین شما از نقطه‌نظر معنوی مافوق این مصایب و زشتی ها و برتر از آنها هستید و در سطحی بالاتر قرار دارید. این شیوۀ طنزنویس است که حمله بر دشمن را در حالی آغاز کند که او را تسخیرشده و شکست‌خورده اعلام کرده است و سپس از او مضحکه و مسخره‌ای بسازد. آدم شوخی‌هایی از این دست را دوست می‌دارد. چون اگر شما به کسی بخندید به این معنی است که زشتی‌های او و جنبه‌های عجیب وجودی او در شما ترس و یا «اعتراف» مثبت و یا منفی را برنمی‌انگیزاند. بدین طریق شما نیروی خویشتن را حس می‌کنید. با خندیدن به دیگران شما خود اعتراف می‌کنید که از او برتر هستید. تصادفاً این قدرت وحشتناک منبع شیوه‌ایست که چنین ماهرانه و پیروزمندانه در «بازرس کل» اثر گوگول به کار رفته است. شما به چه کسی می‌خندید؟ به خویشتن می‌خندید! یعنی آنچه در شما نیکوست و توسط من بیدار شده است به بدترین نشانه‌های ویژۀ شما به عنوان چیزی زشت و ناهنجار ولی قابل ترحم می‌خندد …»
شمارۀ دوم «صدا» (زیرنظر فریدون مرد خّرم) با شعری از نیما یوشیج آغاز می‌شود. در این شماره – به نسبت شماره‌های قبل- سهم شعر کمتری از مقاله و داستان است.
از مطالب این شماره، «جرج برنارد شاو» از آناتولی لوناچارسکی ترجمۀ ع. نوریان، «احتضار استعمار» از فرانتس فانون ترجمۀ خسرو گلسرخی – منوچهر صارمپور، «از نامه‌های همشهری» نوشتۀ اکبر رادی، نقد ع. روح‌بخشان بر کتاب «زندگی، جنگ و دیگر هیچ» اوریانا فالاچی، داستان‌هایی از فریدون تنکابنی، نسیم خاکسار؛ شعرهایی از ناظم حکمت(ترجمۀ حسن بایرامی)، ممدوح عدوان(ترجمۀ علیرضا نوری‌زاده)، رحمان کریمی، سعید سلطانپور، فیلمنامه‌ای از رحمان کریمی و … را می‌توان نام برد.
در شمارۀ سوم «صدا» (زیر نظر فریدون مرد خّرم) سهم شعر و داستان بیشتر از مقاله است.
این شماره با نامه‌ای از نیما یوشیج آغاز می‌شود. شعرهایی از سیاوش کسرایی، م. آزرم، اسماعیل خویی، خسرو گلسرخی، کریستف مکل(ترجمۀ بهروز تبریزی)، م. خاکسار، مایاکوفسکی (ترجمۀ کافیۀ جلیلیان)؛ داستان‌هایی از محمد ایوبی، م. ا. به‌آذین، فریدون تنکابنی، نسیم خاکسار، فریدون مرد خّرم؛ مصاحبۀ ا.جی. گوناواردانا با اوتپال دات ترجمۀ م. ح. سجودی، «همشهری!» از اکبر رادی و … از دیگر مطالب این شماره است.
لازم به ذکر است که در سال 1357 چهار سال بعد از انتشار شمارۀ دوم جنگ صدا، رحمان کریمی آن را تجدید چاپ کرده و برگزیده‌ای از دو شمارۀ جنگ صدا در 147 صفحه منتشر می‌کند.
«صدا» در چهار دفتر و 558 صفحه به قطع وزیری منتشر شده و از جُنگ‌های تندرو اوایل دهۀ پنجاه است. هر چند نقایصی در «صدا» به چشم می‌خورد از جمله چاپ نکردن ادامۀ گفت و شنود با منوچهر آتشی- فریدون گیلانی، امّا کوشش رحمان کریمی و فریدون مرد خّرم، با توجه به امکانات محدود شهرستان، ستودنی است.

آپادانا

رایگان
مدیر مسئول: ا.س. عظیما
زیر نظر ابوالقاسم مسعودی[شمارۀ سوم و.د. سیاسی]
نشریۀ انجمن هنری آپادانا
شمارۀ اول              خرداد 1335
شمار ۀدوم                   تیر 1335
شمارۀ سوم(هنر نو)    آذر 1335
نشریۀ آپادانا به قصد نجات هنر از ابتذال رایج روز پا به میدان می گذارد. این نشریه مروج آثار پیشروان هنر است: کسانی که سالیانی به فرنگ رفته‌اند و با هنر آن دیار آشنا شده‌اند، و کسانی که هر چند در این دیار مانده‌اند، اما به راهی نو قدم می‌گذارند و در پی کشف روزنه های تازه‌اند.
این نشریه در سه شماره، به قطع جیبی، منتشر شده است.
در آغاز شمارۀ اول می‌خوانیم:
«مجموعۀ هنری آپادانا با انتشار این شماره آغاز جنبش هنری نوینی را اعلام می‌دارد. در این رهگذر ما با امید نیروی شگرف و انسانی خویش گام می‌نهیم و خوب آگهی داریم که ثمرۀ آن ارغنون کامکاری و خورشید حرارت بخشی در شهر خاموشان و یخ‌زدۀ هنری ما است.
کار ما ،هنر ما، هنر خلاق و عظیم زنده‌هاست. زنده‌هایی که مغرورانه می‌سرایند، رسم می‌کنند و از سوی دیگر، فریاد اعتراض خود را علیه ابتذال کارهای دلالان هنری بلند کرده‌اند.
این بانگ پرغرور، بت‌ها و دلقکان ابله و کوته‌فکری را بر گرد گمشدۀ آنها نوحه‌خوانی می‌کنند خاموش خواهد کرد…»
نخستین مقالۀ شمارۀ اول این نشریه زیر عنوان «مفهوم هنر نو» نوشتۀ ج.ض.(جلیل ضیاءپور) است. در این مقاله نخست نویسنده برخورد بیننده را با نقاشی نو شرح می‌دهد و آنگاه به اختصار دربارۀ مفهوم هنر نو بحث می‌کند. می‌نویسد:
«در حدود پنج شش سال است که هنر نو(خاصه نقاشی نو) بر سر زبان‌ها و مورد نظر است و بارها نمایشگاه‌هایی از این قبیل نقاشی‌ها ترتیب داده شده است ولی بینندگان ناراحت و غالباً نیز نقاشان را به سخریه گرفته‌اند.
نمی‌توانم بگویم که بینندگان حق ندارند، چون مسخره کردن طبیعی و روش آنهایی است که عادت به تفکر و تعقل و چون و چرا ندارند. و بعد نمی‌توان انکار کرد که غالب نقاشان مدرنیست ما راجع به هنر نو مطالعۀ دقیق و کافی ندارند و از این روی آثار مشروطی به وجود نمی‌آورند و بدیهی است که در برابر کنجکاوی‌ها و پرسش‌های به جای صاحبان ذوق و اهل دقت و تحقیق از دادن پاسخ های متین و قابل قبول فرو می‌مانند. از این روی یک توجه کلی به چگونگی و برخورد عمومی به طرف بفکر و بیان نقاشی نو لازم است…»
هر چند امروز –به نسبت آن زمان-اغلب نوآوران دربارۀ هنر نو مطالعۀ کافی دارند و می‌توانند از عهدۀ پاسخ پرسش‌ها برآیند، با این همه گویی تاریخ تکرار می‌شود. عجبا! که امروز هم برخی از بینندگان، هنر نو را به ریشخند می‌گیرند و گناه نادانی خود را به گردن خالق اثر می‌گذارند!
نویسندۀ مقاله نتیجه می‌گیرد: «… روشن است که هدف هنر نو مغلق و مبهم کردن مضمون‌ها نیست، اعصاب هنرمندان مدرنیست هم خراب نمی‌باشد، با مردم نیز هیچ گونه دشمنی ندارد، بلکه چون احساس هنرمندان مدرنیست قوی است و در دریافت پیش‌آمدهای نورس نسبت به سایرین سریع‌التأثیرترند، ناچار برای آن تأثرات دست به ترکیباتی می‌زنند که از نظر شکل و اصالت شباهت کافی به مضمون دارد ولی در ظاهر موافق دید عادی مردم نیست …»
از مطالب دیگر این شماره، بادها و گردبادها از هانری میشو ترجمۀ داریوش سیاسی، چرا به خواب رفته‌ای ای شمشیر؟ نوشتۀ غ. غریب، طنین شعری از سهراب سپهری، منظری از قدمت نهصد سالۀ تجرید در عرفان ایران از هوشنگ ایرانی، حرف‌های همسایه از نیما یوشیج، حس و حساب از صادق بریرانی، از سود و زیان تاریخ برای زندگی نوشتۀ فریدریش نیچه ترجمۀ دکتر منوچهر امیر مکری، درام جدید و سبک‌های مختلف آن از دکتر مهدی فروغ، همدم شعری از حسن قائمیان، سکوت از ادگار آلن پو ترجمۀ غ. تاج‌بخش، شراب آدمکش شعری از شارل بودلر ترجمۀ د.س. و … را می‌توان نام برد.
در شمارۀ دوم آپادانا شیوۀ شمارۀ اول ادامه می‌یابد. در این شماره سه قطعه شعر از سه شاعر معاصر به چاپ رسیده است که نشان می‌دهد در آغاز راه هستند و متأثر از ترجمه‌ها. شعر ا. مسعودی زیر نام «منِ من»، در حالی که مثل بسیاری از شعرهای آن زمان احساساتی و «رمانتیک» است، بیشتر به نثر شبیه است و تنها از جهت شکل ظاهر در آن نوآوری به چشم می‌خورد:
تو، ای من. رعشۀ رقاص جدار سیاهی‌ها
تو، من. ای تصویر ستاره‌ها، خلأ خشک شب
تو من. پلیدی نفرین‌زده، تمنیات انگیخته: نوسان رؤیا در
رگ لحظه‌ها و قرن‌های دور
تو، ای من. ای حرمان نسل‌های گمشده
تو، خانقاه نواگران عصیان
تو، تو. ای که بر سنگ صبور گذشته‌ها اندیشیده‌ای
تو، تو، که ژرفی تمناهایت را بر نقش خام یک شب، جاویدان کرده‌ای
تو، زخم نایافتن‌ها، نا آگاهی‌ها
تو، برگ زرد، بر دیوار چین
….
شعر سهراب سپهری زیر نام «سایه» به زبان عامیانه سروده شده است:
نه خواب بودم، نه بیدار
از تو بالاخونه چشمم افتاد به صحرا:
یه چراغ بادی داشت می‌سوخت، پهلویش به پسر بچه وایساده بود،
به سایه‌ش نگاه می کرد، سایه‌ش تا اون سر صحرا رفته بود …
در همین شماره دو شعر از پی‌یر رووردی به ترجمۀ سهراب سپهری نیز به زبان عامیانه است:
می‌خوای چی بشم
حس می‌کنم دارم می‌میرم
به دادم برس
آه پاریس … پُن نف
شهرو می‌شناسم …
انگار که در آن روزها دلمشغولی سهراب سپهری شاعر زبان و بیان عامیانه است که هم در شعر او و هم در ترجمه‌اش این علاقه به چشم می‌خورد.
شعری از نصرت رحمانی نیز در این شماره به چاپ رسیده است که بی وزن است و شبیه قطعه‌های ادبی آن زمان:
ای دریای آرام
امشب دهانت تهی است از سرود
بر پیشانی پُرغرور تخته‌سنگ‌های ساحلی
امشب می‌توان سرنوشتت را خواند
سرنوشتی از توفان
سرنوشتی از آرامش …
از دیگر مطالب شمارۀ دوم آپادانا، خروس غریب از غلامحسین غریب، راه برهمن و شرنگ شیخ از هوشنگ ایرانی که در بخشی از یادداشت آغاز مطلب آمده است: «… در اینجا تصور آفرینشی که سرایندگان وداها در بند 129 – 10 «رگ ودا» عرضه داشته‌اند … با تصور خلقت انسان شیخ نجم‌الدین رازی، که در حدود سه هزار و سیصد سال پس از آنها در «مرصاد العباد» آورده است، کنار یکدیگر نهاده شده است.»، ایو تانگی، نقاش بزرگ سور رئالیست از صادق بریرانی، اورلیا از ژرار دو نروال ترجمۀ داریوش سیاسی، پیام جنگل «لوح اسرار ایشا» از دکتر هوشنگ ایرانی، وعدۀ دیدار با مرگ از آلن سیگر ترجمۀ مسعود فرزاد، آری بوف کور هدایت را باید سوزانید از حسن قائمیان را می‌توان نام برد.
شماره سوم «آپادانا» با همان گروه نویسندگان زیر نام «هنر نو» منتشر شده است. یکی از مطالب خواندنی این شماره شعر «چهارشنبۀ خاکستر» ت. اس. الیوت به ترجمۀ دکتر هوشنگ ایرانی است. هرچند این شعر را در سال‌های بعد دیگران نیز ترجمه کرده‌اند، امّا ترجمۀ ایرانی همچنان خواندنی است.
از آنجا که مرا امید بازگشت نیست
از آنجا که مرا امیدی باقی نیست
از آنجا که مرا امید آن نیست
 
که استعدادی چون این و دانشی چون آن را آرزو کنم
دیگر نخواهم کوشید که برای چنان چیزهایی بستیزم
(عقاب فرتوت را با گشودن بال‌ها چه کار؟)
چرا بر عظمت نابودشوندۀ یک فرمانروایی مبتذل زاری کنم؟
زیرا که مرا امید آن نیست
که بار دیگر افتخار ناپایدار زمانه را دریابم …
از دیگر مطالب این شماره، آرایش خورشید از غلامحسین غریب، گل آینه شعری از سهراب سپهری، دو شعر از هانری میشو ترجمۀ داریوش سیاسی، از چهارمین آواز مالدورور از کنت دو لوتور آمون ترجمۀ د. س، «به بت‌شکن» از نیچه ترجمۀ دکتر محمدباقر هوشیار و … را می‌توان نام برد.
شمارۀ اول آپادانا در 96 صفحه، شمارۀ دوم در 68 صفحه و شمارۀ سوم در 80 صفحه منتشر شده است. شمارۀ اول و سوم ضمیمۀ ایران ما و شمارۀ دوم ضمیمۀ روزنامۀ آتش است. نداشتن امتیاز، بی‌نظمی در انتشار نشریه، مثلا تأخیر چهار ماهه در انتشار شمارۀ سوم، و لابد نشر مطالب سنگین و موارد دیگر را می‌توان سبب تعطیل آپادانا دانست.

تریبون

رایگان
مجله بررسی مسائل جامعۀ چندفرهنگی/ چوخ مدنیت‌لی جمعیت‌ین مسئله‌لرینی آراشدیران درگی
دوره سوم، دفتر پانزدهم، سپتامبر 2024؛ پروندۀ ویژه انتخابات ریاست جمهوری ایران، جبار باغچه‌‌بان

آسیای جوان

رایگان
دورۀ جدید، 5 شماره، از 9 مرداد 1358 تا 3 شهریور 1358
صاحب امتیاز سیروس بهمن
سردبیر یعقوب میرزالو
معاول سردبیر علیرضا وزل

نسیم کارون

رایگان

دفتر اول و دوم

مقدمه‌ای بر بازنشر نسیم کارون توسط باشگاه ادبیات
در اواخر سال 1372 نشر آنزان توانست مجوز کتاب نسیم کارون 1 را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بگیرد. در آن هنگام علی لاریجانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بود، اما برخی از کارکنان بخش ممیزی از بازماندگان دوره وزارت محمد خاتمی بودند. نسیم کارون 1 در سراسر ایران توزیع شد و در اهوار و دیگر شهرهای استان با استقبال رو به رو گردید.
در سال 1375 کتاب نسیم کارون 2 را برای اخذ مجوز چاپ به این وزارتخانه دادیم. کابینه دوم هاشمی رفسنجانی بود و مصطفی میرسلیم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی. اما این کتاب اجازه نشر نیافت. هر دو کتاب نسیم کارون 1 و نسیم کارون 2 مجموعه‌ای از شعر فولکلور و پژوهش در باره ادب و هنر مردم عرب اهواز (اقلیم عربستان) است و هیچ مطلب سیاسی ندارد.
من به عنوان گردآورنده و مولف قصد داشتم نسیم کارون را به صورت گاهنامه منتشر کنم که در شماره دوم با سد سانسور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رو به رو شدم. در سال 1376 محمد خاتمی رئیس جمهور شد و میرسلیم جایش را به عطاءالله مهاجرانی داد. او طی سه سال وزارت اجازه داد برخی از کتاب‌های موجود در اداره ممیزی منتشر شوند. در این دوره حتی کتاب درد زمانه محمدعلی عمویی نیز اجازه نشر یافت که خاطرات این کادر بازمانده رهبری حزب توده را در برمی‌گرفت. اما دستگاه سانسور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به نسیم کارون 2 اجازه نشر نداد.
در سال 1379 به هنگام وزارت احمد مسجد جامعی نیز پیگیر نشر کتاب بودم که به من گفتند ما اساسا اشتباه کردیم مجوز نشر نسیم کارون 1 را صادر کردیم. شما می‌خواهی با نشر کتاب نسیم کارون 2 خوزستان را از ایران جدا کنی و من در پاسخ گفتم «شما واقعا وضع مملکت را آن قدر سست و متزلزل می‌بینید که فکر می‌کنید با یک جنگ ادبی عربی-فارسی از هم می‌پاشد؟» پس از آن مهر قرمز بر کتاب زدند و آن گونه که شنیدم نشر آن را مطلقا ممنوع کردند.
در سال 1379 به دعوت یک انجمن اهوازی جهت شرکت در گردهمایی جمعیت فارغ‌التحصیلان اهوازی به هلند دعوت شدم و نسخه دوم حروفچینی شده کتاب را با خود به اروپا بردم. دوست پژوهشگر اهوازی مقیم آلمان به نام عبداالله حویس نسخه حروفچینی شده را از من گرفت و قول داد تا ناشری در آلمان برای آن پیدا کند. در بهمن 1379  انتشارات انجمن مطالعات اجتماعی و فرهنگی ایران در شهر دورتموند آلمان، نسیم کارون 2 را منتشر کرد و آن را در اروپا و آمریکا توزیع نمود.
بیست سال است کتاب نسیم کارون 2 در کشوهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران خاک می‌خورد و مهر غیرقابل چاپ و خطرناک بر آن زده‌اند. در سال‌های گذشته بارها دوستانی از داخل کشور از من خواستند تا این کتاب را در فضای مجازی منتشر کنم .
بیست و هشت سال بعد از ارایه این کتاب به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و 24 سال پس از نشر آن در خارج از ایران اینک کتاب از درون باطل السحر اینترنت به دست شما می‌رسد. آری دانش جدید، جادوی جمهوری اسلامی و وزارت ارشادش را باطل کرده است و کتاب نسیم کارون 2 با عبور از سدها و سیم‌های خاردار مرزهای سیاه سانسور و ممنوعیت را در نوردیده است.
بگذار آن حروف‌چینی اولیه در کشوهای وزارت ارشاد تا ابد خاک بخورد. از درون آن خاک خلیده و زمهریر ذهن سانسورچیان ققنوس نسیم کارون دوباره زاده شده است.
یوسف عزیزی بنی‌طرف

تریبون

رایگان
مجله بررسی مسائل جامعۀ چندفرهنگی/ چوخ مدنیت‌لی جمعیت‌ین مسئله‌لرینی آراشدیران درگی
دوره سوم، دفتر چهاردهم، آگوست 2024؛ ویژه مناسبات آذربایجان ـ آذربایجان در دو سوی آراز، انتخاب پزشکیان

تریبون

رایگان
مجله بررسی مسائل جامعۀ چندفرهنگی/ چوخ مدنیت‌لی جمعیت‌ین مسئله‌لرینی آراشدیران درگی
دوره سوم، دفتر سیزدهم، آوریل 2024؛ ویژه بازگشت به خویشتن آریایی-شیعی و تاثیر آن بر تاریخ معاصر ایران

تریبون

رایگان
مجله بررسی مسائل جامعۀ چندفرهنگی/ چوخ مدنیت‌لی جمعیت‌ین مسئله‌لرینی آراشدیران درگی
دوره سوم، دفتر دوازدهم، فوریه 2024؛ ویژه روز جهانی زبان مادری

راهنمای کتاب

رایگان
با توجه به تعداد شماره‌های این مجله و حجم سنگین نزدیک به یک و نیم گیگ آنها تصمیم گرفتیم به جای آپلود کردن فایل‌ها در وبسایت باشگاه اقدام به ایجاد کانالی اختصاصی کنیم. بنابراین برای دانلود این نشریه لطفا به این نشانی مراجعه بفرمایید:
https://t.me/Rahnemaye_Ketab

 

تریبون

رایگان
مجله بررسی مسائل جامعۀ چندفرهنگی/ چوخ مدنیت‌لی جمعیت‌ین مسئله‌لرینی آراشدیران درگی
دوره سوم، دفتر یازدهم، دسامبر 2023؛ ویژه 21 آذر

دریچه

رایگان
گزیده‌ای از شعر، قصه و مقاله
ناشر: انتشارات بابک
تیرماه 2537
دریچه کتابی است که اسامی برخی نامداران عرصه فرهنگ و هنر دهه های 1340 و 50 را بر جلد بی‌پیرایه و دو رنگ خود دارد و مطالعه مقالات دست اولی را به خواننده نوید می‌دهد. اما انتشارات بابک در مقدمۀ کوتاه خود با عنوان «حرف‌های ناشر» این انتظار را از وی می‌ستاند:
“فرصتی بود تا اشتیاق عزیزان را پاسخ گوئیم اینکه دفتری از شعر، مقاله، ترجمه و قصه، یکجا و در کنار هم فراهم آید و منتشر شود «خود» زمانی طولانی می‌خواست تا اهل قلم را بیابیم و کارهای آماده از آنها بخواهیم. دیدیم ممکن است فرصت اندک «از دست برود» مجموعه حاضر را آنچنان که می بینید «پیرایش دادیم» چرا که همه آنها، قبل از این، در دفتری دیگر و با نامی دیگر به همت دوستی انتشار یافته بود. امید که بپذیرید.”
آنچه از این مقدمه برمی‌آید فرصت‌طلبی ناشر برای انتشار جُنگ است که گویا در آن دوران رونق داشته و گردانندگان این موسسه که انتشار هفت دفتر از جُنگ خواندنی و مهم ویژۀ سینما و تئاتر(به کوشش بهمن مقصودلو) را در کارنامه دارند، نخواسته‌اند بیش از این از قافله عقب بمانند. چنین اقدامی در نگاه امروزین خودزنی به شمار می‌آید و علت نگارش آن معلوم نیست.
مقدمه بعدی که ظاهرا به گردآورنده- که نامش در هیچ کجای جنگ ذکر نشده- تعلق دارد بر ابهام‌های پیرامون شکل‌گیری این کتاب می‌افزاید. در بند اول مقدمه نام فردی که در پا گرفتن این دفتر بیش از همه سهم داشته، حذف شده است. می‌گویم حذف شده، چون اختلاف میان نوع کلمات به کار برده شده در حروف‌چینی نشان می‌دهد که این اقدام بعد از چاپ صورت گرفته و به این فرد با واژه‌های «یکی از دوستان» اشاره شده است.
بند دوم به گلایه اختصاص دارد و محتوی آن نشان می‌دهد که بر خلاف گفته ناشر، همۀ مطالب نمی‌تواند به تمامی بازچاپ باشد. چون نویسندگان با توقع‌های خود گردآورنده را آزار داده‌اند و ایشان مجبور به حذف 70 صفحه از انتهای کتاب پس از حروف چینی و صفحه‌بندی شده است.
بند سوم نیز گلایه از حروف‌چین و ناشر است به خاطر غلط‌های گریزناپذیر چاپی و بند آخر سلب مسئولیت در بارۀ انتشار دفتر بعدی ” دیدار بعدی ما بیش از همه منوط به خوش قولی بروبچه‌های دست اندکار خواهد داشت برای دادن شعر و مطلب” که هرگز محقق نشده است.
قسمت اول جُنگ به شعر اختصاص دارد. گفتنی است که کتاب فاقد فهرست مطالب و گاه مطالب فاقد نام نویسنده یا مترجم است. این نقص در اولین مطلب خود را نشان می‌دهد. اولین نوشته با عنوان «بدانیم که» در واقع مقدمه‌ای مفید بدون نام نویسنده است در چهار صفحه در بارۀ بنگال و بنگلادش  برای اشعاری از جاسم الدین(شاگرد نذرالاسلام- شاعری شورشی و پیروی راه تاگور که جز به وحدت هندوها و مسلمانان نمی‌اندیشید)، سعیدعلی احسان(رئیس پیشین موسسۀ مطالعات بنگالی دانشگاه چیتاگونگ)، شمش الحق، علاءالدین آزاد، انتیسود جامان، عبدالغنی هزاری، شمس الرحمان و اسد چودوری که همه شاعران مسلمان بنگلاش هستند. در پانویس انتهایی هشت شعری که در ادامه آمده، به منبع تهیه گزارش و اشعار و اینکه قسمت‌های کوتاهی از آنها قبلا با ترجمه جهانگیر افکاری در روزنامه کیهان به چاپ رسیده اشاره شده است. اما نامی از مترجم باقیمانده اشعار در میان نیست.
نیمه دیگر این بخش به «شعر روس» اختصاص دارد با  ترجمۀ  رایا نوزادیان و محمدرضا فشاهی شامل اشعاری از الکساندر بلوک، ولادیمیر مایاکوفسکی، بوریس پاسترناک، یوگنی یفتوشنکو. در انتهای نیز شعر «وصیت‌نامۀ من» اثر تاراس شفچنکو با ترجمه کاظم شجاعی آمده است.
بخش دوم به مقاله اختصاص داده شده و شامل این عناوین است: آمریکا دیگری که در کار شکفتگی است، روژه گارودی ترجمۀ پاد؛ شعر محکوم، شعر مغلوب، محمدرضا فشاهی؛ ادبیات تشریفاتی در جامعۀ بوروکراسی، علی ماتک، شاعر از کوچه برمی خیزد، کاظم سادات اشکوری، شعر یک وظیفه است(فاقد نام نویسنده)؛ نمادهای جهانی در ادبیات، بهرام مقدادی؛ اهمیت اندیشه «وجدان امکان پذیر» در ارتباطات، لوسین گلدمن(فاقد نام مترجم)؛ ستم ورزی و ستم پذیری، جمشید مهرپویا؛ برخورد نظام‌ها: نظام قدیم و نظام جدید آموزش و پرورش، عیسی مهدی زاده؛ آیا خطاطی هنر است؟، علی حصوری.
فصل بعدی که با عنوان «شناخت اندیشه» متمایز شده اختصاص دارد به آشنایی با زندگی و ترجمه اشعاری از فدریکو گارسیا لورکا به ترجمۀ کامران فانی و در ادامه گفت‌وشنید جواد مجابی با جلال آل‌احمد آمده است.
در ادامۀ بخشی نیز به سینما اختصاص داده شده که در اولین مطلب آن محمود آذریار نگاه انداخته است به یکی از فیلم‌های کوتاه لکوسلاو مارشالک فیلمساز لهستانی در ششمین فستیوال بین‌المللی فیلم های کودکان و نوجوانات تهران و سپس فیلمداستان «عروسک و چترنجات» نوشته منوچهر لمعه آمده است.
بخش بعدی با عنوان «شعر امروز ایران-دفتر اول» با دو شعر از اسماعیل خویی آغاز و اشعاری از جواد مجابی، اسماعیل شاهرودی، کاظم سادات اشکوری(م. سرشک)، سیاوش کرایی،رضا مقصدی، رضا علوی، فرهنگ رزاقی را دربرمی گیرد.
بخش بعدی شامل سه قصه است: «چشم» نوشتۀ مجید دانش آراسته، «از نصحیت بیدار شدم» نوشتۀ احمد فتوحی و «با کبوترها بودیم» نوشتۀ احمدرضا دریایی که عمدۀ شهرت خود را سال‌ها بعد در زمینه روزنامه‌نگاری و انتشار هفته نامۀ «هدف» به دست آورد. دریایی در زمان جنگ ایران و عراق، به دلیل انتشار تصویری جنجال‌برانگیز در ویژه‌نامهٔ روزنامهٔ اطلاعات، مجبور به کناره‌گیری از تحریریهٔ این روزنامه شد و اگر پیگیری و حمایت سیدمحمود دعائی نبود به چنگ اسدالله لاجوردی افتاده و سرنوشتی دیگر می‌یافت.
نکتۀ حیرت‌آور این کتاب انتشار دفتر دومِ «شعر امروز ایران» در همین کتاب با فاصله ای 22 صفحه است که با شعرهای از اصلان اصلانیان، صالح وحدت، عباس آقابابایی، ح.ب. بهرام و محمدعلی سپانلو آغاز و به نوشته‌‌های و طرح‌هایی از پرویز شاپور و گیتی نوین می‌انجامد و کتاب با شعری از ایرج خالصی –که از نوع حرف و نداشتن شماره صفحه پیداست در آخرین دقایق به کتاب افزوده شده- به آخر می‌رسد.
کتاب «دریچه» با وجود شتاب‌زدگی در فراهم کردن مطالب و اشتباه در صفحه‌بندی که سبب شده نیمی از صفحات 82 و 95 خالی بماند، سندی است از یک دورۀ فرهنگی سپری شده و هنوز بسیاری از نوشته‌ها و ترجمه‌های آن خواندنی و قابل مراجعه است.
«دریچه» جُنگی است در 242 صفحه به قطع وزیری و از آخرین جنگ‌های پیش از انقلاب 1357 به شمار می‌رود که جلد دوم آن هرگز منتشر نشد.

تریبون

رایگان
مجله بررسی مسائل جامعۀ چندفرهنگی/ چوخ مدنیت‌لی جمعیت‌ین مسئله‌لرینی آراشدیران درگی
دوره سوم، دفتر دهم، اکتبر 2023؛ ویژه دریاچه ارومیه و شیوا فرهمند راد

کتاب سپهر

رایگان
ناشر: مرکز نشر سپهر
کتاب اول تیر 1348
«کتاب سپهر» هر چند از سوی ناشری منتشر شده و معمولاً می‌بایستی به مباحث نقد و بررسی کتاب بپردازد اما مجموعه‌ای است از شعر و داستان.
نخستین مطلب «کتاب سپهر» یادداشتی است تحت عنوان «اگر مردی وجود داشت …» از هنری میلر ترجمه منوچهر کاشف بر گرفته از کتاب «تولد شعر». مطلب دوم صفحه‌ای از «حرف‌های همسایه» نیما یوشیج است. نکته جالب اینکه بسیاری از جنگ‌های دهه چهل یا با شعری از نیما آغاز می‌شود و یا با سطرهایی از «حرف‌های همسایه» یا نامه‌هایش؛ و این خود نشانه مقبولیت عام «نیما» است و هم نشانه کاربرد عام یادداشت‌ها و شعرهایش.
دو قطعه از کتاب «چنین گفت زرتشت» فردریک ویلهلم نیچه به ترجمه داریوش آشوری و اسماعیل خوئی، «رفقا، یا حفره‌ای در قله» (قسمت‌هایی از یک بازی تک پرده‌ای) نوشته نورمن میلر ترجمه کامبیز فرخی، شعرهایی از اسماعیل خوئی، گودرز بیدلی ، م. خاکسار و سعید سلطانپور؛ «لورکا شاعر اسپانیا» و نمونه‌هایی از شعر او ترجمه عبدالعلی دستغیب، «اعلام به مقامات حکومتی» از گلوریا فوئرتس و «صدای نخستینم» از مانوئل التولا گیره ترجمه قاسم صنعوی، «آرزو» از نزار قبانی و «ای پل مقدس چوبی» از م. رهبانی ترجمه علیرضا نوری زاده، داستان کوتاهی از امین فقیری، آوای «حبش» از رسول هاشمی، «جاذبه، طبیعت، هنر» (از یادداشت‌های استانیسلاوسکی) ترجمه مهین اسکوئی، «از یادداشت‌های جنوب» نوشته .م. آزاد و نقد هوتن راد بر کتاب «دهکده پرملال» از دیگر مطالب این دفتر است.
کتاب «سپهر در ٦٤ صفحه به قطع رقعی منتشر شده است.

تریبون

رایگان
مجله بررسی مسائل جامعۀ چندفرهنگی/ چوخ مدنیت‌لی جمعیت‌ین مسئله‌لرینی آراشدیران درگی
دوره سوم، دفتر نهم، اگوست 2023؛ ویژه زنان آذربایجان
برای دریافت شماره‌های دوره اول و دوم به اینجا بروید

زن در دنیای امروز

رایگان
از اداره انتشارات و مطبوعات سفارت کبرای انگلستان، 1965-66
شماره اول تا پنجم به جز شماره سوم که به آن دسترسی نداشتیم.

انبوه

رایگان
مدیرمسئول و سردبیر: پویا شهرابی
شماره‌های بعدی به دلیل مخالفت معاونت فرهنگی دانشگاه هرگز چاپ نشد. انتشار اینترنتی این تک شماره پیشکشی است به یکی از همراهان این تک شماره: شایان بذری. مترجم بسیار بااستعداد و توانمندی که در جوانی فوت شد و کارهای ناتمام و منتشر نشده زیادی داشت که امکان دسترسی به آنها وجود ندارد.

تریبون

رایگان
مجله بررسی مسائل جامعۀ چندفرهنگی/ چوخ مدنیت‌لی جمعیت‌ین مسئله‌لرینی آراشدیران درگی
دوره سوم، دفتر هشتم، تابستان 2023
برای دریافت شماره‌های دوره اول و دوم به اینجا بروید

تریبون

رایگان
مجله بررسی مسائل جامعۀ چندفرهنگی/ چوخ مدنیت‌لی جمعیت‌ین مسئله‌لرینی آراشدیران درگی
دوره سوم، دفتر هفتم، بهار  2023
برای دریافت شماره‌های دوره اول و دوم به اینجا بروید

سینما و نمایشات

رایگان
روز ۱۱ اسفند ۱۳۰۷ خورشیدی، علی وکیلی، موسس و مالک اولین سینماهای مدرن ایران(گراند سینما و سینما سپه تهران که بعدها به زهره تغییر نام داد)، نامه‌ای برای ریاست اداره انطباعات وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه با این مضمون نوشت:
«… چون این بنده علی وکیلی می‌خواهم مجله‌ای به نام مجله نمایشات سینما که یکی از وسایل ترقی اخلاق جامعه و مملکت است دایر کنم و نشر دهم… از آن ریاست محترم تقاضای امتیاز و انتشار مجله مزبور را [می‌نمایم].»
با موافقت وزارت معارف، علی وکیلی موفق به انتشار مجله خود و نخستین مجله سینمایی ایران شد. نخستین شماره ماهنامه با عنوان «سینما و نمایشات» در اندازه ۲۰×۱۴ در ۳۶ صفحه (بدون احتساب جلد و اعلانات) یا ۴۸ صفحه در ۱ مردادماه سال ۱۳۰۹ به قیمت ۳ ریال منتشر شد.
علی وکیلی به عنوان موسس، صاحب امتیاز و مدیر مسئول این نشریه در نخستین شماره آن، در سرمقاله با عنوان «سرمایه تاسیس و مقصود»، هدف خود از انتشار این نشریه را چنین بیان می‌کند:
«امروز صنعت سینما در ایران نیز صورت نوینی به خود گرفته و با مساعدت‌های معنوی و فکری که از طرف دولت علیه و متصدیان امور می‌شود، امید آن می‌رود که با قدم‌های جدی‌تری در جاده این عامل مهم حیات اجتماعی و این اساس مهذب اخلاق جامعه برداشته شود و اما چون یگانه سرمایه پیشرفت در هر فن و شغلی معرفت کامل به آن فن و اطلاعات لازمه در آن شغل است، لذا ما نیز مقصد و مرام خود و مجله را این موضوع قرار دادیم که به قدر مقدور و درحدود مطالعات و تجربیات خود بتوانیم علاقه‌مندان سینما را از جریانات روزانه این صنعت در عالم و وسایل ترقی آن و اختراعات جدید مسبوق داریم و همچنین یگانه سرمایه ایجاد این مجله و وسیله موفقیت و پیشرفت خود همانا تشویق و ترغیب اهالی محترم و علاقه مندان گرام دانسته با اتکا به مراحم آنان قدم نخستین را برداشته و اینک شماره اول را تقدیم می‌داریم….»
در شماره اول این نشریه در کنار بررسی برخی فیلم‌های روز سینمای دنیا به موضوعاتی چون سینما در ایران، اخلاق آرتیست، فیلم‌های خوب (داستان فیلم چاه یعقوب)، سوانح عمر، مابل نورماند «ملکه فیلم‌های خنده‌آور»، سینماهای طهران و پروگرام‌های فعلی پرداخته شده است. این نشریه از همان نخستین قدم های خود اقدام به چاپ رپرتاژ آگهی کرده بود.  
اما توزیع نامناسب سبب شد تا از اولین نشریه سینمایی ایران استقبال خوشی صورت نگیرد. علی وکیلی و اسحاق زنجانی تصور کردند که بها ۳ ریال برای مجله زیاد است . لذا در شماره دوم قیمت مجله را به ده شاهی (معادل نیم ریال) کاهش دادند.
شماره دوم در ۲۸ صفحه به قطع کوچک (به غیر از صفحه اعلان که ضمیمه مجلد است) در چاپخانه سربی (اتحادیه طهران لاله‌زار) در شهریور ۱۳۰۹ چاپ شد. مندرجات این شماره عبارتند از:
احصائیه سینما در دنیا، صنعت مطلب‌نویسی فیلم، فیلم گویا، فیلم‌های خوب، ورزش و سینما، ریشارد تالماج ستاره سینما، سینماهای دایر طهران. در سرمقاله شماره دوم اسحاق زنجانی به عنوان مدیر و سردبیر بعد از تشکر از همراهی و استقبال خوانندگان در شماره اول اعلام کرد، تصمیم گرفته شده است «از اخذ وجه جزئی اشتراکی که در شماره اول مجله معین شده بود نیز صرف نظر کرده و مجله را مجانی به علاقه‌مندان چه در تهران و چه در ولایات تقدیم دارند.»
علی وکیلی یکی از سرشناس‌ترین چهره‌های نسل اول سینماداران ایران بود. او چندین سینما با اهداف خاص افتتاح کرد که اغلب آنها به تعطیلی انجامید از جمله سالنی ویژه برای بانوان و ساخت سالنی برای خانم‌ها و آقایان با بالکن‌هایی مخصوص بانوان که هر دوی این سالن‌ها تعطیل شدند. یکی دیگر از اقدامات او ترجمه فارسی فیلم‌ها بود. او ایده خود را با خان‌بابا معتضدی در میان گذاشت و فعالیت خود را شروع کردند، اما این اقدام هم بدون نتیجه ماند. در نهایت نیز پس از انتشار دو شماره از مجله «سینما و نمایشات» به تجارت و سیاست روی آورد و فعالیت‌های فرهنگی را کنار گذاشت. امتیاز نشریه به اسحاق زنجانی واگذار شد، اما او نیز چاپ نشریه را ادامه نداد و بعدها نشریه سینمایی دیگری منتشر کرد.

زنان پیشرو

رایگان
اولین شمارۀ نشریۀ نهضت زنان پیشرو، اردیبهشت 1331
با نوشته‌هایی از صبیحه ملکی، زینت صدر، ایران اطمینانی، ایران پیرشریفی، شریف دوشیری، روشنک دلپاک.

جُنگ طُرفه

رایگان
ناشر انتشارات طُرفه
کتاب اول تیر 1343
کتاب دوم آبان 1343

 

داستان برپا کردن سازمان انتشارت «طُرفه» تقریبا دو دهه قبل در وبسایت «پویشگران» متعلق به اسماعیل نوری علا منتشر شد. این سایت و متاسفانه این نوشته اکنون در دسترس نیست. وقتی تصمیم به بازنشر «جنگ طُرفه» گرفته شد، قصد داشتیم مثل همیشه همراه با آن نوشته‌ای از پدید‌آورندگان این نشریه منتشر کنیم تا پشت صحنۀ طلوع و افول آن نیز جهت ثبت تاریخ مطبوعات ایران بازگو شود. چون بخشی از ماجرا پیشتر توسط آقای نوری علا گفته شده بود، پرسش‌هایی برای کامل‌تر کردن مطلب برای ایشان ارسال شد و پاسخ‌های وی را در ادامه مطلب پیشین خواهید خواند(فایل مصاحبه همراه با فایل‌های نشریه دانلود می‌شود). لازم می‌دانم از جناب نوری علا که از سر لطف به درخواست ما پاسخ مثبت دادند، سپاس‌گزاری کنم.

گفت و گو را می توانید در اینجا نیز بخوانید.