چگونگی پیدایی و سرانجام «کتاب نمایش»
بخشی از تاریخ تاتر برونمرزی ایرانیان
با تبعید و مهاجرت شمار زیادی از ایرانیان به سراسر جهان، از همه مهمتر کشورهای اروپایی و آمریکا، سرازیر شدند. اینها از طبقات، اصناف و موقعیت فرهنگی ـ اجتماعی بسیار متنوع برخوردار بودند. در آغاز آمریکا، انگلیس و آلمان و فرانسه به ترتیب بیشترین تمرکز ایرانیان تبعیدی و مهاجر را شکل دادند. اما بعدها کانادا و استرالیا نیز به انتخاب تبعیدیان و مهاجرین اضافه شدند.
در آلمان، به ویژه سه شهر مهم هامبورگ، فرانکفورت و کلن، بیشترین فعالیتهای فرهنگی و تاتری شکل گرفت. در این میان اما «کلن» از آن دو شهر دیگر بیشترین تجمع ایرانیان اهل هنر و سیاست را داشت. انتشار کتاب نمایش در چنین بستر فرهنگی میسر شد. البته علاوه بر موقعیت فرهنگی شهر کلن علل بسیاری دیگری هم در پیدایش کتاب نمایش تاثیر داشتند که نگارنده در اینجا تنها به برخی از آنها اشاره خواهد کرد:
نکتۀ اول
روزی مقالهای در نقد و بررسی تاتر برونمرزی از سوی ناصر حسینی (مهر) که آن وقتها در شهر کلن آلمان میزیست، در مجلۀ گردون (۱) که سردبیرش عباس معروفی بود، منعکس شد. این مقاله با عنوان «تاتر مهجور ما» در نزد فعالین تاتری به درست یا نادرست هیاهویی برپا کرد. و هر یک از ما سعی در پاسخ بدان برآمدیم. تا آنجا که حافظۀ من یاری میکند، چند نوشته در پاسخ به نوشتۀ ناصر حسینی به عباس معروفی ارسال شد. از جمله نوشتههایی از مجید فلاحزاده، اکبر یادگاری، بهروز بهنژاد، محمدعلی مهمید و نگارندۀ این سطور.
عباس معروفی اما به دلایلی فقط پاسخ مجید فلاحزاده را منعکس و از درج نوشتههای دیگر پرهیز کرد. (۲) نوشتۀ فلاحزاده با لحن نسبتا گزنده و اندکی هم توهینآمیز یا به قول معروفی پرخاشگرانه بود و خود این پاسخ هم سبب هیاهوی تازهتری شد. عباس معروفی در شمارههای بعدی گردون نیز فقط به درج نوشتۀ کوتاه محسن یلفانی (به فلاحزاده) و پاسخ گلایهآمیز ناصر حسینی بسنده کرد. بحث اما به همینجا خاتمه نیافت. (۳)
نکتۀ دوم
مجلۀ «فصل تئاتر» به کوشش اکبر یادگاری از بهمن ۱۳۷۵ (فوریه ۱۹۹۷) در شهر کلن منتشر میشد و هفت شماره از آن تا زمستان ۱۳۷۷ (۱۹۹۸) ادامه داشت. در پی نوشتۀ ناصر حسینی و پاسخ مجید فلاحزاده، روزی عباس معروفی، اکبر یادگاری و نگارنده در مرکز نوا دیداری تصادفی داشتیم. در آن دیدار معروفی پس از بازخوانی پاسخ من به نوشتار ناصر حسینی سخت آن را پسندید و مناسب نشر در گردون یافت! و به من قول داد اگر من اکبر یادگاری را راضی کنم که نوشتۀ خودش را در مجلۀ فصل تئاتر درج کند، معروفی پاسخ مرا در گردون درج خواهد کرد! من با این منطق که این وظیفۀ من نیست کسی را برای این کار راضی کنم و معروفی باید خودش تصمیم بگیرد از تقبل چنین وظیفهای سرباز زدم. در همین دیدار بود که عباس معروفی برای جبران خسارت، شاید دلجویی یا شاید هم به دلایل دیگری مرا تشویق به همکاری با فصل تئاتر کرد. در حضور اکبر یادگاری قرار شد که بخش خبر را من تنظیم و هر از گاهی هم مقالههای تاتری برای مجله تهیه کنم.
نگارنده از شمارۀ سوم فصل تئاتر به گروه همکاران! پیوستم. اما همکاری من در همان یک شماره باقی ماند. چرا که در شمارۀ بعدی بر سر یک نوشته از من بر سر کاربرد واژۀ دیکتاتوری در ج. ا. ایران به اختلاف شدید با اکبر یادگاری برخوردم. نوشتۀ مذکور در شماره چهارم فصل تئاتر نشر نیافت و همکاری من نیز در همان یک شماره خلاصه شد.
نکتۀ سوم:
از این پس با مشورت با چند نفری به فکر راه انداختن جُنگ تاتری مستقل با حال و هوای تبعید و معضلات و مشکلات انسان در تبعید و مهاجر افتادم. پس نشر «کتاب نمایش» شکل گرفت. قرار شد هر سه ماه یک شماره از آن منتشر شود. در ابتدای کار تنهای تنها بودم. اما در همان اواسط شمارۀ نخست «کیوان بهادری» در بخش فنی و راستگردانی مطالب، کمی بعد «عباس کوشک جلالی» در تصحیح نسخههای چاپی و باز اندکی بعدتر «احمد نیکآذر» و بهروز قنبرحسینی مرا در بخش گزارش و خبر یاری رساندند. البته خانم پریناز حسینی هم با تایپ مطالب در بیشتر شمارههای کتاب نمایش یاور ما بودند. همچنین خانم نیلوفر بیضایی هم با ارسال مطلب برای هر شماره دلگرمی بزرگی برای کتاب نمایش بودند. علاوه بر ایشان شمار زیادی از همکاران تاتری با ارسال مقالات خود در غنی ساختن کتاب نمایش نقش موثر داشتند. پس در همین فرصت یک بار دیگر از همهی این عزیزان سپاسگزارم.
گرچه در آغاز تعداد همکاران و مقالات ارسالی اندک بودند، اما چیزی نگذشت که کتاب نمایش بیشترین توان جذب نیروهای تاتری را از خود نشان داد. به طوری که خیلی زود ارسال مطالب از امریکا و کانادا در آن سو و اروپا در این سو بر کتاب نمایش سرازیر شد. به همین خاطر شمارههای آخر کتاب نمایش نه تنها به لحاظ چاپ و زیبایی رو به بهتر شدن داشت، بلکه به لحاظ تنوع مقالات هم چشمگیر شده بود. با توقف مجلۀ فصل تاتر، تعداد همکاران و مقالات و چه بسا مشترکین کتاب نمایش افزونتر شد.
هدف من در آن زمان توجه به فعالیتهای تاتری (اخبار)، سامان بخشیدن به آرشیو تاتر، نشر نمایشنامه و مقالات تاتری و طرح مشکلات تاتر تبعید و گسترش نقدنویسی در این عرصه بود. متاسفانه مشکلات مالی، دشواریهای توزیع کتاب نمایش و چند عامل کوچکتر ادامۀ کار را ناممکن ساخت.
کتاب نمایش از ۱۳۷۶/۱۹۹۸ با شمارۀ نخست خود آغاز به فعالیت کرد و سیزده شماره از آن منتشر شد. آخرین شمارۀ کتاب نمایش در سال ۱۳۸۱/۲۰۰۳، مانند شمارههای قبلی، در شهر کلن آلمان منتشر شد و با آنکه مطالب دو شماره و چند ویژهنامه را نیز تدارک دیده بودیم، از ادامۀ کار باز ماندیم. (۴)
اصغر نصرتی (چهره)
کلن، پنجم اکتبر ۲۰۲۱
(۱) مجلۀ گردون، شماره۵۳/۵۴- شماره ۱ و ۲ تبعید- تیر ۱۳۷۶، ص.
(۲) مجلۀ گردون، شماره ۵۵- شماره ۳ در تبعید-مرداد ۱۳۷۶، ص. ۵۵ تا ۶۶.
(۳) مجلۀ گردون، شماره۵۶- شماره ۴ در تبعید-مهر و آبان ۱۳۷۶، ص. ۷۵.
(۴) این نوشتار به تقاضای آقای امیر عزتی و به منظور نشر (پی دی اف) سیزده شمارۀ کتاب نمایش در باشگاه ادبیات انجام گرفته است.
دورۀ دوم:
دفتر اول زمستان 1363
دفتر دوم و سوم سال 1364
دفتر چهارم سال 1365
دفتر پنجم سال 1366 (بهار و تابستان)
پاییز سال ۱۳۵۸، هیات دبیران و اکثریت اعضای کانون نویسندگان تصمیم گرفتند در اعتراض به کتابسوزانها و قلمشکنیها و اختناق و فاشیسمی که صدای گامهایش شنیده میشد شبهایی مشابه ” ده شب شعر” و به نام ” شبهای آزادی و فرهنگ” در دانشگاه تهران برگزار کنند. گروهی از اعضای کانون نویسندگان از جمله به آذین، سیاوش کسرایی و فریدون تنکابنی که پیش برنده و مبلغ سیاستهای حزب توده در کانون بودند با این برنامه مخالفت کردند تا آن جا که پس از جدلها و تنش های بسیار کار به جدایی و انشعاب کشیده شد.
تودهایهای جدا شده از کانون “شورای نویسندگان و هنرمندان ایران ” را برپا کردند که اهل قلم و هنرمدافع خط “امام خمینی” و “حکومت اسلامی” در آن گرد آمدند.
مسؤلین این شورا پس از جدایی از کانون برای نشان دادن اختلافشان با کانونیان به قلم یکی از مسؤلان این شورا خطاب به خامنهای، که آن هنگام رئیس جمهور بود، نوشتند:” ما دیگراندیش هم که باشیم باز مسلمانیم. شما برای ما واقعا مثل یک برادر، مثل یک پدر، مثل یک همرزم مقاوم هستید” .این شورا شعار ” پر دوام باد خط رهبری آزموده و استوار امام خمینی در انقلاب اسلامی ضد امپریالیستی و مردمی ایران ” را نیز زینت بخش فصل نامه ” شورای نویسندگان و هنرمندان ایران” کرد.
سال ۱۳۶۰ حکومت اسلامی با زبان و رفتاری خشونت آمیز، کانون نویسندگان ایران را به تعطیلی کشاند. اعدام سعید سلطانپور، عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان، دستگیری برخی از اعضای کانون و بالاخره حمله به دفتر کانون در خیابان مشتاق، تخریب و مصادره اموال آن در تیر ماه سال ۱۳۶۰، نقطه پایانی بود بر فعالیتهای دوره دوم کانون نویسندگان ایران.
سرنوشتی مشابه در انتظار “شورای نویسندگان و هنرمندان ایران ” نیز بود. علیرغم حمایت حزب توده از انقلاب ایران در مقاطعی حساس از جمله در کودتای نوژه و جنگ ایران و عراق، اواخر سال ۱۳۶۱ و سال ۱۳۶۲، بسیاری از رهبران، اعضا و هواداران حزب به بهانه طرح کودتا دستگیر شدند. چندی پیش از دستگیری چندین نفر از اعضای هیئت دبیران شورای نویسندگان و هنرمندان ایران در پایان سال ۱۳۶۱ و آغاز سال ۱۳۶۲، انتشار دوره اول فصلنامههای این شورا با شمارۀ ششم متوقف شد. شمارۀ هفتم نیز که چاپ شده و آمادۀ توزیع بود، به دست عوامل وزارت ارشاد اسلامی به یغما رفت و خمیرش کردند.
تنی چند از جانبهدربردگان هیئت دبیران شورا، از جمله سیاوش کسرایی، فریدون تنکابنی و شهاب موسویزاده، توانستند در خارج با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و نخستین شماره دوره دوم فصلنامۀ شورا را در آلمان منتشر کردند.
در سرآغاز نخستین شمارۀ دوره دوم سیاوش کسرایی نثری شعرگونه با عنوان «میثاق عاشقان» نوشت و یاران شورا را به تجدید عهد و تلاش برای زنده کردن شورای نویسندگان و هنرمندان ایران، این بار در خارج از ایران فرا خواند.
در مطلبی با عنوان «کارنامه شورای نویسندگان و هنرمندان ایران» هدف از شروع فعالیت دوباره در خارج از کشور چنین شرح داده شده بود:
۱- با جلب حمایت همۀ آزادمردان ایران و جهان و با اعتراض گسترده، جان و زندگی هنرمندان و اندیشمندان دربند ایران را نجات دهد.
۲- تصویری از جو خفقانآور حاکم بر ایران، و چگونگی سلب همه آزادیها و حقوق دموکراتیک از جانب کارداران رژیم را در برابر جهان و جهانیان به نمایش گذارد.
۳-همه هنرمندان ایرانی را که در خارج کشور هستند، گرد آورد و پیوند آنان را با هنرمندان ایرانی در داخل کشور برقرار کند.
۴- فصلنامۀ شورا را مجدداً منتشر کند تا عرصهای برای عرضۀ آثار هنرمندان و نویسندگان داخل و خارج کشور باشد.
۵- به انتشار کتابهایی که امکان نشر آن در ایران نیست، بپردازد.
۶- جلسات سخنرانی ادبی و هنری، برپایی نمایشگاههای نقاشی، و سایر فعالیتهای هنری را سازمان دهد.
۷- با سازمانهای فرهنگی و هنری سراسر جهان ارتباط برقرار کند.
و…»
میزان فعالیت و موفقیت یا عدم موفقیت شورا در این عرصههای گوناگون را میتوان در محتوای فصلنامهها و اعلامیهها، نامههای اعتراضی و… که در فصلنامهها بازتاب یافتهاند، پیجویی کرد. اما انتشار خود فصلنامههای دوره دوم پس از شماره پنجم به دلیل مشکلات مالی و مشکل توزیع فصلنامه متوقف شد.
اینک پس از گذشت سه دهه و اندی از توقف انتشار این فصلنامه آن را بازنشر میکنیم. چون یقین داریم اسنادی از دورانی هستند که زوایای آن بر بسیاری از ایرانیان پوشیده مانده است. دوره اول فصلنامه کم و بیش روی وب در دسترس است. دو اسکن کم و بیش قابل قبول از این دوره در آرشیو آنلاین نشریات دانشگاه منچستر و کتابخانه مجازی ادبیات وجود دارد. اما با معیارهای باشگاه ادبیات مطابق نیست. از این رو اسکن تازه و پیراستهتری فراهم کردیم تا همراه با دوره دوم در اختیار پژوهشگران و علاقمندان قرار دهیم.
اگر با دانلود فایل زیپ شدۀ دوره مشکل دارید، میتوانید به صورت تکتک از کانال تلگرام ما دانلود کنید.
دورۀ اول:
دفتر اول پاییز 1359
دفتر دوم زمستان 1359
دفتر سوم بهار 1360
دفتر چهارم تابستان 1360
دفتر پنجم زمستان 1360
دفتر ششم بهار 1361
پاییز سال ۱۳۵۸، هیات دبیران و اکثریت اعضای کانون نویسندگان تصمیم گرفتند در اعتراض به کتابسوزانها و قلمشکنیها و اختناق و فاشیسمی که صدای گامهایش شنیده میشد شبهایی مشابه ” ده شب شعر” و به نام ” شبهای آزادی و فرهنگ” در دانشگاه تهران برگزار کنند. گروهی از اعضای کانون نویسندگان از جمله به آذین، سیاوش کسرایی و فریدون تنکابنی که پیش برنده و مبلغ سیاستهای حزب توده در کانون بودند با این برنامه مخالفت کردند تا آن جا که پس از جدلها و تنش های بسیار کار به جدایی و انشعاب کشیده شد.
تودهایهای جدا شده از کانون “شورای نویسندگان و هنرمندان ایران ” را برپا کردند که اهل قلم و هنرمدافع خط “امام خمینی” و “حکومت اسلامی” در آن گرد آمدند.
مسؤلین این شورا پس از جدایی از کانون برای نشان دادن اختلافشان با کانونیان به قلم یکی از مسؤلان این شورا خطاب به خامنهای، که آن هنگام رئیس جمهور بود، نوشتند:” ما دیگراندیش هم که باشیم باز مسلمانیم. شما برای ما واقعا مثل یک برادر، مثل یک پدر، مثل یک همرزم مقاوم هستید” .این شورا شعار ” پر دوام باد خط رهبری آزموده و استوار امام خمینی در انقلاب اسلامی ضد امپریالیستی و مردمی ایران ” را نیز زینت بخش فصل نامه ” شورای نویسندگان و هنرمندان ایران” کرد.
سال ۱۳۶۰ حکومت اسلامی با زبان و رفتاری خشونت آمیز، کانون نویسندگان ایران را به تعطیلی کشاند. اعدام سعید سلطانپور، عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان، دستگیری برخی از اعضای کانون و بالاخره حمله به دفتر کانون در خیابان مشتاق، تخریب و مصادره اموال آن در تیر ماه سال ۱۳۶۰، نقطه پایانی بود بر فعالیتهای دوره دوم کانون نویسندگان ایران.
سرنوشتی مشابه در انتظار “شورای نویسندگان و هنرمندان ایران ” نیز بود. علیرغم حمایت حزب توده از انقلاب ایران در مقاطعی حساس از جمله در کودتای نوژه و جنگ ایران و عراق، اواخر سال ۱۳۶۱ و سال ۱۳۶۲، بسیاری از رهبران، اعضا و هواداران حزب به بهانه طرح کودتا دستگیر شدند. چندی پیش از دستگیری چندین نفر از اعضای هیئت دبیران شورای نویسندگان و هنرمندان ایران در پایان سال ۱۳۶۱ و آغاز سال ۱۳۶۲، انتشار دوره اول فصلنامههای این شورا با شمارۀ ششم متوقف شد. شمارۀ هفتم نیز که چاپ شده و آمادۀ توزیع بود، به دست عوامل وزارت ارشاد اسلامی به یغما رفت و خمیرش کردند.
تنی چند از جانبهدربردگان هیئت دبیران شورا، از جمله سیاوش کسرایی، فریدون تنکابنی و شهاب موسویزاده، توانستند در خارج با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و نخستین شماره دوره دوم فصلنامۀ شورا را در آلمان منتشر کردند.
در سرآغاز نخستین شمارۀ دوره دوم سیاوش کسرایی نثری شعرگونه با عنوان «میثاق عاشقان» نوشت و یاران شورا را به تجدید عهد و تلاش برای زنده کردن شورای نویسندگان و هنرمندان ایران، این بار در خارج از ایران فرا خواند.
در مطلبی با عنوان «کارنامه شورای نویسندگان و هنرمندان ایران» هدف از شروع فعالیت دوباره در خارج از کشور چنین شرح داده شده بود:
۱- با جلب حمایت همۀ آزادمردان ایران و جهان و با اعتراض گسترده، جان و زندگی هنرمندان و اندیشمندان دربند ایران را نجات دهد.
۲- تصویری از جو خفقانآور حاکم بر ایران، و چگونگی سلب همه آزادیها و حقوق دموکراتیک از جانب کارداران رژیم را در برابر جهان و جهانیان به نمایش گذارد.
۳-همه هنرمندان ایرانی را که در خارج کشور هستند، گرد آورد و پیوند آنان را با هنرمندان ایرانی در داخل کشور برقرار کند.
۴- فصلنامۀ شورا را مجدداً منتشر کند تا عرصهای برای عرضۀ آثار هنرمندان و نویسندگان داخل و خارج کشور باشد.
۵- به انتشار کتابهایی که امکان نشر آن در ایران نیست، بپردازد.
۶- جلسات سخنرانی ادبی و هنری، برپایی نمایشگاههای نقاشی، و سایر فعالیتهای هنری را سازمان دهد.
۷- با سازمانهای فرهنگی و هنری سراسر جهان ارتباط برقرار کند.
و…»
میزان فعالیت و موفقیت یا عدم موفقیت شورا در این عرصههای گوناگون را میتوان در محتوای فصلنامهها و اعلامیهها، نامههای اعتراضی و… که در فصلنامهها بازتاب یافتهاند، پیجویی کرد. اما انتشار خود فصلنامههای دوره دوم پس از شماره پنجم به دلیل مشکلات مالی و مشکل توزیع فصلنامه متوقف شد.
اینک پس از گذشت سه دهه و اندی از توقف انتشار این فصلنامه آن را بازنشر میکنیم. چون یقین داریم اسنادی از دورانی هستند که زوایای آن بر بسیاری از ایرانیان پوشیده مانده است. دوره اول فصلنامه کم و بیش روی وب در دسترس است. دو اسکن کم و بیش قابل قبول از این دوره در آرشیو آنلاین نشریات دانشگاه منچستر و کتابخانه مجازی ادبیات وجود دارد. اما با معیارهای باشگاه ادبیات مطابق نیست. از این رو اسکن تازه و پیراستهتری فراهم کردیم تا همراه با دوره دوم در اختیار پژوهشگران و علاقمندان قرار دهیم.
اگر با دانلود فایل زیپ شدۀ دوره مشکل دارید، میتوانید به صورت تکتک از کانال تلگرام ما دانلود کنید.
زیر نظر بهمن مقصودلو
پرونده برای ویژۀ سینما و تئاتر
منتشر شده در شماره 59 اندیشۀ پویا، خرداد و تیر ماه 1398
این نشریه به کوشش شهروز جویانی و مطالبی از احمد امینی، احمد کامیابی، ایرج کریمی، جهانبخش نورایی، حسن سیفی، شهریار بهترین، قاسم روبین، مجید مصطفوی، مسعود مدنی، ناصر زراعتی، وازریک درساهاکیان و … در شش دفتر به قطع پالتویی از سال 1360 تا 1364 منتشر شده بود.
جنگ چراغ به همت زنده یاد دکتر سیما کوبان در فاصله پاییز 1360 تا مهرماه 1363 در 5 دفتر و 1078 صفحه منتشر شد. چراغ شامل پژوهش، شعر، قصه، فیلمنامه، نمایشنامه، نقد و معرفی کتاب، طرح، گزارش، یادنامه، گفتگو و … بود.
سیما کوبان در یادداشت کوتاه ابتدای اولین شماره، چراغ را چنین معرفی کرده است:
چراغ مجموعهایست از آثار نویسندگان و هنرمندانی که معتقدند باید گفت و باید نوشت و باید منتشر کرد، هر چند که شب تیره باشد.
مجلۀ ویژۀ هنر تئاتر
به کوشش اکبر یادگاری
بنا بود این نشریه را همراه با گفتگو یا مطلبی از ناشر و سردبیر آن آقای اکبر یادگاری منتشر کنیم، اما گرفتاریهای طرفین مجال نداد. شاید در آینده به این آرزو جامۀ عمل بپوشانیم. تا آن روز از مطالب این نشریه گرانسنگ که دوران حیاتش چندان نپایید، استفاده کنید که از معدود بازتاب دهندگان فعالیتهای نمایشی ایرانیان در خارج از کشور و تئاتر ایران و جهان در گذشته و حال بود.
***********
فهرست مطالب
شماره اول، بهمن 1375/فوریه 1997
پرویز فنی زاده بازیگر تئاتر
نگرش صادق هدایت بر تئاتر زمانش به انضمام قضیه تیارت «طوفان عشق خون آلود»
نگاهی گذرا به سیر تاریخ نمایش در ایران/علی اصغر عسگریان که به بهرام بیضایی تقدیم شده است.
نظری کوتاه به نقش زنان در تئاتر ایران/سرگذشت فاطمه نشوری/مهوش برگی
زبان نمایشی/اکبر یادگاری
گفتگوبا پروین دهقانی/مهوش برگی
بررسی و شرح کتاب بازیگری حرفهای نوشتۀ ملیسا برودر، لی مایکل کوهن، مدلین اُلنک، ناتانیل پولاک، رابرت پرویتو؛ ترجمۀ احمد دامود/اکبر یادگاری
از تعزیۀ اراک تا کارنوال کلن
روزنامه تیاتر صاحب امتیاز و نگارنده میرزا رضا نائینی/اکبر یادگاری
میرزاآقا تبریزی اولین نمایشنامه نویس ایران/اکبر یادگاری
نقدی بر نقدهای تئاتردرخارج از کشور/اکبر یادگاری
شماره دوم، اردیبهشت 1376/مه 1997
بهرام بیضائی، هنرمند تئاتر/اکبر یادگاری
تئاتر خلاق و تئاتر تولیدی/اکبر یادگاری
سیر نمایش در ایران(قسمت دوم)/علی اصغر عسگریان
یادداشتهای روزانه تمرینات «واقعۀ کارمن» به کارگردانی پیتر بروک/میشل روستن/ترجمۀ صدرالدین زاهد
نقش زنان در تئاتر ایران، گوشهای از تئاتر اصفهان/مهوش برگی
نگرشی بر نمایشنامه معمای ماهیار معمار/اکبر یادگاری
نقدی بر نمایش کی آنجاست؟ «هملت» به کارگردانی پیتر بروک/مهستی شاهرخی
بررسی و شرح کتاب بازیگری حرفهای(قسمت دوم)/اکبر یادگاری
نمایشنامه عشق آنتیگون/رجب محمدین
تئاتر خارج از کشور/اکبر یادگاری
نامهها
شماره سوم، مرداد 1376/اوت 1997
42 سال تئاتر،عباس مغفوریان و «تئاتر ایرانیان مونیخ»/اکبر یادگاری
نگاهی گذرا به سیر تاریخ نمایش در ایران(قسمت سوم)/علی اصغر عسگریان
به علی گفت مادرش روزی«مشکلات تئاتر خارج از کشور»/گروه گزارش
یادداشتهای روزانه تمرینات «واقعۀ کارمن» به کارگردانی پیتر بروک(قسمت دوم)/میشل روستن/ترجمۀ صدرالدین زاهد
گفتگو با محمد مطیع/مهوش برگی
شبنم و مهتاب«مشکلات تئاتر خارج از کشور»/گروه گزارش
جستجوی ایزیسی/احمد نوردآموز
حسن مقدم و نمایشنامۀ جعفرخان از فرنگ آمده/اکبر یادگاری
نمایشنامه جعفرخان از فرنگ آمده/حسن مقدم
نمایش خوانی در خارج از کشور/اکبر یادگاری
بررسی و شرح کتاب بازیگری حرفهای(قسمت سوم)/اکبر یادگاری
خبرهای تئاتری خارج از کشور/اصغر نصرتی
شماره چهارم، زمستان 1376/1997
ویژۀ عباس نعلبندیان
یک صحنه از نمایشنامۀ «قصۀ غریب سفر….» عباس نعلبندیان
نگاهی به اجرای «ناگهان…» به کارگردانی آربی اُوانسیان/ایرج زهری(نقل از مجله تماشا)
نمایش ایرانی جوانه می زند، نظراتی درباره نعلبندیان، آوانسیان و خلج، ایروینگ واردل، ترجمۀ ژانت لازاریان(نقل از روزنامه آیندگان)
عباس نعلبندیان و روزگار او/رضا قاسمی
نگاهی به نمایشنامه بارش مهر و مرگ/اکبر یادگاری
یادداشتهای روزانه تمرینات «واقعۀ کارمن» به کارگردانی پیتر بروک(قسمت سوم)/میشل روستن/ترجمۀ صدرالدین زاهد
روزهای خوش، نمایشنامهای از بکت به کارگردانی پیتر بروک/مهستی شاهرخی
داریو فو و جایزه نوبل/فرهاد فرنیا
بررسی و شرح کتاب بازیگری حرفهای(قسمت چهارم)/اکبر یادگاری
نمایشنامه داستانهایی از بارش مهر و مرگ/عباس نعلبندیان
نگاهی گذرا به سیر تاریخ نمایش در ایران(قسمت چهارم)/علی اصغر عسگریان گفتگو با رضا قاسمی
گفتگو با رضا قاسمی نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر/اکبر یادگاری
تئاتر را مقهور نکنیم/اکبر یادگاری
محمود تبریزی زاده درگذشت/مهستی شاهرخی
خبرهای تئاتری خارج از کشور
شماره پنجم، بهار 1377/1998
معرفت هم خوب چیزیست/بهمن فرسی
نگاهی گذرا به سیر تاریخ نمایش در ایران(قسمت آخر)/علی اصغر عسگریان گفتگو با رضا قاسمی
بررسی و شرح کتاب بازیگری حرفهای(قسمت آخر)/اکبر یادگاری
گزارش سمینار تئاتر در کلن/گروه گزارش
ارتباط تئاتر ایران در تبعید با تئاتر امروز دنیا/صدرالدین زاهد
بهرام بیضایی، گنوستی سیسم مدرن و کاربرد اجتماعی/بهرام جاسمی
بکت May B. و یک نامه/مهستی شاهرخی
تئاتر کوچک داروگ/گروه گزارش
فکر کردن تغییر کردن است، صدمین سال تولد برشت/مهوش برگی
یادداشتهای روزانه تمرینات «واقعۀ کارمن» به کارگردانی پیتر بروک(قسمت چهارم)/میشل روستن/ترجمۀ صدرالدین زاهد
گفتگو با رضا قاسمی نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر(قسمت دوم)/اکبر یادگاری
گروه تئاتر ایرانیان در سیدنی استرالیا/گروه گزارش
هنرمندان و تئاتر مدرن ایران «1» نمایش «پایان آهنگ» نوشتۀ ویلی هال، مترجم و کارگردان عباس مغفوریان/مهوش برگی
کتابشناسی تئاتر برون مرزی فهرست نمایشنامهها و کتابهای تئاتر، مقالات، نقدها و گزارش اجراهای منتشر شده به زبان فارسی در خارج از کشور از سال 1357 به بعد» /مهستی شاهرخی
مشکلات تئاتر ایران در تبعید/علی اوحدی
خبرهای تئاتری خارج از کشور/گروه گزارش
شماره ششم، تابستان 1377/1998
ویژه نامۀ شاهین سرکیسیان
چرا شاهین سرکیسیان؟/رضا قاسمی
شاهین سرکیسیان و تئاتر/آربی اُوانسیان
فهرست کامل برنامههای نمایشی که شاهین سرکیسیان کارگردانی کرده است/آربی اُوانسیان
شاهین سرکیسیان از ورای یادداشتها، نوشته ها و نامهها و گفتگویی با آربی اُوانسیان درباره او/گفتگوکنندگان رضا قاسمی و صدرالدین زاهد
یادداشتهای شاهین سرکیسیان «گروه مروارید»
برتولت برشت/ژنویو سه رو، ترجمۀ صدرالدین زاهد
صدمین سال تولد برتولت برشت،گفتگو با اکههارد شال/ترجمۀ مهوش برگی
برتولت برشت/کارل وبر، ترجمۀ حمید احیاء
یادداشتهای روزانه تمرینات «واقعۀ کارمن» به کارگردانی پیتر بروک(قسمت پنجم)/میشل روستن/ترجمۀ صدرالدین زاهد
نمایش خوانی بهمن فرسی در کلن/گروه گزارش
هنرمندان و تئاتر مدرن ایران «2» ماجرای باغ وحش نوشته ادوارد آلبی، مترجم و کارگردان عباس مغفوریان/مهوش برگی
یادداشتی بر «یادداشتهای روزانه یک دیوانه» نوشتۀ نیکلای گوگول، به کارگردانی رکن الدین خسروی/محمود کویر
نگاهی به نمایش زندگی قمرالملوک وزیری، نویسنده و کارگردان اکبر یادگاری/مسعود سعدالدین
بهار 77 در تئاتر شهر، هشت نقد تئاتر از ایران[کارنامۀ بندار بیدخش(بهرام بیضایی)، اینم از این(آتیلا پسیانی)، شیرین و فرهاد(پرویز ممنون)، بانو آئویی(یوکیو میشیما، بهرام بیضایی)، روز از نو(داریو فو، منیژه محامدی)، روزگار نازنین ماه طلعت مهربان(محمد چرمشیر، کهوری نژاد)، عاشق کشون(محمد چرمشیر، سیاوش تهمورث)، دوستان بامحبت(حمید جبلی، رضا ژیان)]/مهستی شاهرخی
زندگینامۀ هاینز مول
نمایشنامه موزر/هاینز مولر، ترجمۀ حسین سعدالدین
نمایشنامه عبور ناپیدا/مسعود سعدالدین
نمایش بی کلام/مسعود سعدالدین
لرتا، درخشش نگین انگشتری تئاتر ایران خاموش شد/نصرت کریمی
نمایشنامه کوچک باد خرخاکی/سیروس سیف
خبرهای تئاتری/گروه گزارش
شماره هفتم، پائیز و زمستان 1377/1998-99
شاهین سرکیسیان شهرت طلب نبود(نقل از مقالههای آربی اُوانسیان)/عباس مغفوریان
چخوف و تئاتر/نمیروویچ دانچنکو، ترجمۀ شاهین سرکیسیان(نقل از مجلۀ سخن)
تئاتر هنر دراماتیک/شاهین سرکیسیان
برشت در نقش کارگردان/کارل وبر، ترجمۀ حمید احیاء
صدمین سال تولد برشت، گفتگو با رگینه لوتس/ترجمۀ مهوش برگی
گزارش فستیوال اونیون 1998/مهستی شاهرخی
یادداشتهای روزانه تمرینات «واقعۀ کارمن» به کارگردانی پیتر بروک(قسمت ششم)/میشل روستن/ترجمۀ صدرالدین زاهد
ماشین هملت ساز/هاینر مولر، ترجمۀ حسین سعدالدین
هنرمندان و تئاتر مدرن ایران «3» پایان آهنگ/هژیر داریوش(نقل از مجله هنر و سینما)، اشباح نوشتۀ هنریک ایبسن، ترجمۀ مهدی فروغ به کارگردانی حمید سمندریان(نقل از مجله پست تهران هفتگی سینما)، انتقاد تئاتر[اشباح]/پرویز صیاد(نقل از هنر و سینما)/مهوش برگی
اجرای دایره گچی به کارگردانی حمید سمندریان/گروه گزارش
فستیوال تئاتر اونیون 1998/صدرالدین زاهد
جورجیو اشترلره و «وهم تئاتری»/مهستی شاهرخی
نمیشنامه آخرین شام ژاندارک/رجب محمدین
نمایش خوانی سلندر نوشتۀ بهرام بیضایی/گروه گزارش
نمایش سایه روشن/گروه گزارش
درگذشت صادق چوبک/گروه گزارش
3 نمایشنامه نوشته سیروس سیف/گروه گزارش
خبرهای تئاتری/گروه گزارش
نامۀ فرهنگستان، نشریۀ رسمی فرهنگستان ایران بود که در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۱۴ برای اصلاح زبان و خط فارسی به فرمان رضاشاه تأسیس شد و تا سال ۱۳۳۳ فعالیت کرد.
نامه فرهنگستان از سال ۱۳۲۲ شروع به انتشار کرد. از این نشریه، به سردبیری حبیب یغمایی، در سال اول چهار شماره، در سال دوم (۱۳۲۴) دو شماره، در سال سوم دو شماره، در سال چهارم یک شماره و در سال پنجم (۱۳۲۶) یک شماره منتشر شد(در مجموع ۱٠ شماره) .
فرهنگستان ایران مشهور به فرهنگستان اول، سلف فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی است و در میان اعضای آن سیاستمداران، دیپلماتها، نویسندگان و دانشمندان مشهور ایرانی آن زمان مانند عباس اقبال، بنیانگذار مجله یادگار و علی اکبر دهخدا بنیانگذار مجله صور اسرافیل و نویسنده فرهنگ نامه دهخدا (مهمترین و جامعترین فرهنگ لغت زبان و ادبیات فارسی) حضور دارند.
فرهنگستان اول مهم ترین پیشگام تحقیقات زبانشناسی و اصلاحات زبان سدۀ گذشته بود که برای نیل به هدف اصلیاش -حفظ و محافظت از زبان فارسی- به انتشار نشریه دست زد و از آن برای انتشار معادل های فارسی جهت جایگزینی برخی از کلمات خارجی استفاده کرد.
کتاب روز
زیر نظر ناصر رحمانی نژاد
ناشر انتشارات روز
کتاب اول شهریور 1347
کتاب دوم آبان 1347
کتاب سوم اردیبهشت 1348
اگر با دانلود مجموعه از وبسایت مشکل دارید، روی عناوین کتابها کلیک کنید تا تک تک از سایت یاندکس دانلود کنید. سومین راه استفاده از کانال تلگرام ماست.
«کتاب روز» بیشتر به تئاتر میپردازد و مباحث مربوط به تئاتر را پیش میکشد و نیز نمایشنامههای ایرانی و خارجی را به چاپ میرساند.
سرمقالۀ کتاب اول مطلبی است تحت عنوان «نظری بر نقد تئاتر» نوشتۀ ا.وی. کوتون رئیس هیئت منتقدین «دیلی تلگراف» در زمینۀ تئاتر و باله به ترجمۀ یوسف بابایو و پرویز خضرائی.
بخشی از این مقاله را نقل میکنیم:
«هرگاه یک گیاهشناس که دربارۀ آناتومی گیاهان دانش وسیع دارد به تماشای جنگل برود و همچنان این مسئله ذهنش را اشغال کرده باشد، جنگل و زیبائیهای خارجی آن را نخواهد دید. چرا که او در خیال خود پوستههای تشکیلدهنده و آوندهای گیاه را از نظر میگذراند و لذا از ادراک لذت مناظر اطراف و رؤیت پیچ و خم گلها و پیچکها محروم خواهد ماند. و نیز منتقدی که در تماشای یک نمایشنامه تمامی دانشهای تکنیکی خود را به کار اندازد، مقدار زیادی از آنچه که روی صحنه در جریان است، از نظرش پنهان خواهد ماند و حاشیه روی مفرط ذهنیاش مانع از دیدن احیاناً نکات مثبت نمایشنامۀ مورد نظر میگردد. این یک هشدار و اعلام خطر است برای چنین منتقدینی. البته این بدان معنی نیست که یک منتقد فاقد هرگونه تجربه و آگاهی تکنیکی باشد، به هیچ وجه. چه، من هرگز با منتقدی برخورد نکردهام که در بحث و مقالههایش مجاب کننده و منطقی و ثمربخش باشد و از ریزهکاری داخلی تئاتر و عوامل تشکیل دهندۀ آن آگاه نباشد. هدف این بود که این طرف قضیه نقش استتار را در محاسن یک اثر ایفا نکند و کفۀ دیگر را در هوا معلق نسازد…»
«نامهای به استانیسلاوسکی» از اوگنی واختانگوف ترجمۀ فیروز بروشکی، «دو بخش از دو کتاب» (دربارۀ استانیسلاوسکی) ازهارولد کلورمن ترجمۀ ک.خسروی، «جستجوی بی پایان ژید…» از توماس مان ترجمۀ رحیم اصغرزاده، «مصاحبه با آندره بلوک» ترجمۀ ژن رمضانی، نقد و معرفی «آسیا و استیلای باختر»، «آوازهای پشت برگها»، «دفترهای روزن»، نمایشنامۀ تک پردهای «کارمندهای روز جمعه» نوشتۀ محسن یلفانی و چند کاریکاتور از محسن میردامادی از دیگر مطالب این دفتر است.
سرمقالۀ دفتر دوم تحت عنوان «اعتقادات یک منتقد» نوشتۀ هارولد کلورمن ترجمۀ گارگین آریکیان است. در بخشی از این مقاله آمده است:
«…از آنجا که تئاتر برای ما به یک کالای تجملی بدل شده است، شخصی که در جستجوی تفریح و سرگرمیاست، نیازمند راهنمائی عاجل میباشد، و منتقد روزنامه هم برای نوشتن گزارشهای روزانۀ لازم حاضر و آماده است. ستونهائی هم در اختیار دارد اما بیشتر اظهار عقیده را جانشین انتقاد میسازد، به طوری که تنها معدودی از خوانندگان وی هستند که میدانند انتقاد واقعاً چیست.
سردبیران روزنامه علاقۀ خاصی به تئاتر ندارند. نظریات آنها هم معمولاً همانند نظریۀ تماشاگرانعادی است. از این رو در مورد صلاحیت هر کسی که باید در مقام منتقد تئاتر به کار بپردازد کمتر پرس و جو میکنند. همین قدر که روزنامه نگاری ذی صلاحیت بوده و سلیقهاش هم زیاد عجیب و غریب نباشد که احیاناً خوانندگان را نومید سازد یا باعث رنجش خاطرشان گردد، سردبیر راضی خواهد بود. اگر علاوه بر اینها منتقد بتواند چربزبانی و بذلهگوئی کند و عقایدش را به صورت فرمولهائی که به اندازۀ شعارهای تبلیغاتی مؤثر باشند درآورد، سردبیر مشعوف خواهد شد، زیرا آنچه برای او اهمیت دارد تیراژ است. در واقع منتقد روزنامه در قبال هیچ کس مسئول نیست الا روزنامهاش. در زمینۀ فعلی وضع تئاتر، منتقدین دست کم سه یا چهار روزنامه(ستونهای روزنامههای مزبور حتی بیشتر از کسانی است که آنها را مینویسند) خیلی بیشتر از آنچه همگان بخواهند اعمال قدرت میکنند. البته منظور قدرتی است که در فروش مؤثر است. خود منتقد هم ممکن است از نفوذ تجاربی که اعمال میکند ناراحت باشد، حتی ممکن است بعضی مواقع تا آنجا پیش برود که ناقد بودن خود را انکار کند، و اعلام دارد که او تنها یک گزارهنویس است و سخنانش چندان معتبرتر از اشخاص دیگر نیست. از همۀ اینها گذشته، همان طور که غالباً گفته میشود، ناقد ناگزیر است در ظرف کمتر از یک ساعت پس از پایان اجرای نمایشنامه فوراً نقد خود را بنویسد. گرچه این مدافعات عموماً صادقانه هستند، اما نوعی ریا و تزویر ناخودآگاه دربردارند. به هر حال این واقعیت به جای خود باقیست که اکثر ناقدین روزنامهها نظریات خود را با نقد اشتباه میکنند. آنها نیز به اندازۀ خوانندگان از موضوع بیاطلاعند…»
«نمایش نگاری کارگردان» نوشتۀ م.رخلس ترجمۀ مهین اسکوئی مقالهای است که بخشی از آن در این دفتر و بخشی در دفتر سوم به چاپ رسیده اما همچنان ناتمام است.
«برتولت برشت/آیا یک نمایشنامهنویس مارکسیست است؟» از لاورنس ریان ترجمۀ م.ع. عموئی، «پایگاههای متقابل فرهنگ ملی و مبارزۀ آزادیبخش» از فرانتس فانون ترجمۀ علی طه، «هنر و رشد کامل فرد» ترجمۀ بزرگ امید که بخشی از آن در این دفتر و بخشی در دفتر سوم به چاپ رسیده است، شعرهایی از سعید سلطانپور، فرهنگ؛ نقد سیدجواد طباطبائی بر کتاب «سیر فلسفه در ایران»، نقدی بر نمایشنامههای «شهر قصه»، «هرکول و طویلۀ اوجیاس»، «ناقالدی»؛ چند کاریکاتور از اسماعیل خلج، «آناژنسکا امپراتریس بلشویک» نمایشنامه از جرج برنارد شاو ترجمۀ محمدتقی علیشاهی و مقدمهای بر «حادثه در ویشی» از آرتور میلر ترجمۀ رحیم اصغرزاده از دیگر مطالب این دفتر است.
سرمقالۀ دفتر سوم «دربارۀ انتقاد» نوشتۀ ن.ر. مهر است. نویسنده مقالهاش را با این سطرها آغاز میکند:
«کار نقدنویسی در کشور ما تا آنجا که انجام شده نه تنها رهنمون و سازندۀ راهی نبود، بلکه اغلب گمراه کننده و ویرانگر نیز بوده است. در این باب تا به حال حرفهای بسیاری زده شده، نوشتههای زیادی چاپ شده و به شکلهای گوناگون اشاراتی رفته؛ اما هر روز این اغتشاش و گمراهی بیشتر به چشم میخورد. به راستی چه باید کرد تا راه حلی برای این مشکل پیدا شود؟
به نظر میرسد که باید راه حل آن بسیار ساده باشد. زیرا آنچه که در این باره گفته شده تقریباً فاصلۀ بسیار کمی با اصول صحیح انتقاد داشته است. اما چرا در عمل این چنین نیست و باز هنگام خواندن یک نقد اعتقاد و باوری که میبایست در ما ایجاد شود، احساس نمیشود؟ شاید تنها یک چیز ساده ولی کمیاب در این نقدها و بررسیها نیست و آن صداقت و آگاهی کامل نسبت به موضوع مورد بحث است. بله، اگر تنها صداقت و آگاهی وجود داشته باشد، امیدی برای بررسی درست و راستین نیز میتواند موجود باشد. و در غیر این صورت، هیچ…»
نویسنده پس از بررسی «نقد»هایی که از کارهای هنری شده و نقدهایی که ارزش هنری دارد اما نوشته نشده، مقالهاش را با این سطرها به پایان میرساند:
«در این زمان مصیبت ما بیش از پیش به چشم میخورد. نه هنرمندانی داریم که در برابر فشارها مقاومت به خرج دهند، و نه منتقدانی که آشکارا بر این نابسامانی حمله برند. اکنون به منتقدانی نیازمندیم که هر اثر هنری برایشان حکم نوزادی را داشته باشد که برای حفظ و نگهداری او خود را موظف ببینند. منتقدانی که انتقاد کنند و آموزش دهند، نه آنکه تنها شلاق بزنند و سرزنش کنند. چرا که در این صورت بیم آن میرود نوزاد گنگ و ابله تربیت شود، و آن وقت دیگر، تغییر نسلی باید تا نوزادی سالم متولد و تربیت گردد.
و کلام آخر آنکه در شرایط امروز کسانی حق اظهار نظر در مقولۀ هنر را دارند که دارای شرف و وجدان پاک هنری بوده، با آگاهی، ایمان و وفاداری کامل به پیشروترین اندیشه و فلسفۀ اجتماعی دست به اقدام زنند.»
«آنتون آرتو و تئاتر معاصر فرانسه» از ل.ر. شامیر ترجمۀ م.ع. عموئی، «نخستین تروپهای تئاتری آذربایجان» نوشتۀ جعفر اخگری ترجمۀ صمد بهرنگی، «واختانگف-کارگردان» نوشتۀ نیکلای گارچاکف ترجمۀ دکتر ناصر صادقی-ژن رمضانی(که ناتمام میماند)، «سازمان هنرمندان فدراسیون روسیه» از میخائیل تزارف ترجمۀ ت.ب. هرمز، «خشونت، انقلاب و تحول در کشورهای آمریکای لاتین» نوشتۀ جان جراسی ترجمۀ شاهین، دو قطعه از کتاب «چنین گفت زرتشت» ترجمۀ داریوش آشوری-اسماعیل خوئی، شعرهایی از اسماعیل خوئی و جعفر کوش آبادی، داستان کوتاهی از محمد خلیلی، نقد کتابهای «زندگی من» و «دایره المعارف فارسی»؛ «27 واگن پر از پنبه» نمایشنامهای از تنسی ویلیامز ترجمۀ مهران رهگذار و … از دیگر مطالب این دفتر است.
«کتاب روز» در سه دفتر و 354 صفحه به قطع وزیری منتشر شده و یکی از جُنگهای خواندنی در زمینۀ مباحث تئاتر است.