• 0 آیتم -
    • سبد خرید شما خالی است

تریبون

رایگان
مجله بررسی مسائل جامعۀ چندفرهنگی/ چوخ مدنیت‌لی جمعیت‌ین مسئله‌لرینی آراشدیران درگی
دوره سوم، دفتر یازدهم، دسامبر 2023؛ ویژه 21 آذر

دریچه

رایگان
گزیده‌ای از شعر، قصه و مقاله
ناشر: انتشارات بابک
تیرماه 2537
دریچه کتابی است که اسامی برخی نامداران عرصه فرهنگ و هنر دهه های 1340 و 50 را بر جلد بی‌پیرایه و دو رنگ خود دارد و مطالعه مقالات دست اولی را به خواننده نوید می‌دهد. اما انتشارات بابک در مقدمۀ کوتاه خود با عنوان «حرف‌های ناشر» این انتظار را از وی می‌ستاند:
“فرصتی بود تا اشتیاق عزیزان را پاسخ گوئیم اینکه دفتری از شعر، مقاله، ترجمه و قصه، یکجا و در کنار هم فراهم آید و منتشر شود «خود» زمانی طولانی می‌خواست تا اهل قلم را بیابیم و کارهای آماده از آنها بخواهیم. دیدیم ممکن است فرصت اندک «از دست برود» مجموعه حاضر را آنچنان که می بینید «پیرایش دادیم» چرا که همه آنها، قبل از این، در دفتری دیگر و با نامی دیگر به همت دوستی انتشار یافته بود. امید که بپذیرید.”
آنچه از این مقدمه برمی‌آید فرصت‌طلبی ناشر برای انتشار جُنگ است که گویا در آن دوران رونق داشته و گردانندگان این موسسه که انتشار هفت دفتر از جُنگ خواندنی و مهم ویژۀ سینما و تئاتر(به کوشش بهمن مقصودلو) را در کارنامه دارند، نخواسته‌اند بیش از این از قافله عقب بمانند. چنین اقدامی در نگاه امروزین خودزنی به شمار می‌آید و علت نگارش آن معلوم نیست.
مقدمه بعدی که ظاهرا به گردآورنده- که نامش در هیچ کجای جنگ ذکر نشده- تعلق دارد بر ابهام‌های پیرامون شکل‌گیری این کتاب می‌افزاید. در بند اول مقدمه نام فردی که در پا گرفتن این دفتر بیش از همه سهم داشته، حذف شده است. می‌گویم حذف شده، چون اختلاف میان نوع کلمات به کار برده شده در حروف‌چینی نشان می‌دهد که این اقدام بعد از چاپ صورت گرفته و به این فرد با واژه‌های «یکی از دوستان» اشاره شده است.
بند دوم به گلایه اختصاص دارد و محتوی آن نشان می‌دهد که بر خلاف گفته ناشر، همۀ مطالب نمی‌تواند به تمامی بازچاپ باشد. چون نویسندگان با توقع‌های خود گردآورنده را آزار داده‌اند و ایشان مجبور به حذف 70 صفحه از انتهای کتاب پس از حروف چینی و صفحه‌بندی شده است.
بند سوم نیز گلایه از حروف‌چین و ناشر است به خاطر غلط‌های گریزناپذیر چاپی و بند آخر سلب مسئولیت در بارۀ انتشار دفتر بعدی ” دیدار بعدی ما بیش از همه منوط به خوش قولی بروبچه‌های دست اندکار خواهد داشت برای دادن شعر و مطلب” که هرگز محقق نشده است.
قسمت اول جُنگ به شعر اختصاص دارد. گفتنی است که کتاب فاقد فهرست مطالب و گاه مطالب فاقد نام نویسنده یا مترجم است. این نقص در اولین مطلب خود را نشان می‌دهد. اولین نوشته با عنوان «بدانیم که» در واقع مقدمه‌ای مفید بدون نام نویسنده است در چهار صفحه در بارۀ بنگال و بنگلادش  برای اشعاری از جاسم الدین(شاگرد نذرالاسلام- شاعری شورشی و پیروی راه تاگور که جز به وحدت هندوها و مسلمانان نمی‌اندیشید)، سعیدعلی احسان(رئیس پیشین موسسۀ مطالعات بنگالی دانشگاه چیتاگونگ)، شمش الحق، علاءالدین آزاد، انتیسود جامان، عبدالغنی هزاری، شمس الرحمان و اسد چودوری که همه شاعران مسلمان بنگلاش هستند. در پانویس انتهایی هشت شعری که در ادامه آمده، به منبع تهیه گزارش و اشعار و اینکه قسمت‌های کوتاهی از آنها قبلا با ترجمه جهانگیر افکاری در روزنامه کیهان به چاپ رسیده اشاره شده است. اما نامی از مترجم باقیمانده اشعار در میان نیست.
نیمه دیگر این بخش به «شعر روس» اختصاص دارد با  ترجمۀ  رایا نوزادیان و محمدرضا فشاهی شامل اشعاری از الکساندر بلوک، ولادیمیر مایاکوفسکی، بوریس پاسترناک، یوگنی یفتوشنکو. در انتهای نیز شعر «وصیت‌نامۀ من» اثر تاراس شفچنکو با ترجمه کاظم شجاعی آمده است.
بخش دوم به مقاله اختصاص داده شده و شامل این عناوین است: آمریکا دیگری که در کار شکفتگی است، روژه گارودی ترجمۀ پاد؛ شعر محکوم، شعر مغلوب، محمدرضا فشاهی؛ ادبیات تشریفاتی در جامعۀ بوروکراسی، علی ماتک، شاعر از کوچه برمی خیزد، کاظم سادات اشکوری، شعر یک وظیفه است(فاقد نام نویسنده)؛ نمادهای جهانی در ادبیات، بهرام مقدادی؛ اهمیت اندیشه «وجدان امکان پذیر» در ارتباطات، لوسین گلدمن(فاقد نام مترجم)؛ ستم ورزی و ستم پذیری، جمشید مهرپویا؛ برخورد نظام‌ها: نظام قدیم و نظام جدید آموزش و پرورش، عیسی مهدی زاده؛ آیا خطاطی هنر است؟، علی حصوری.
فصل بعدی که با عنوان «شناخت اندیشه» متمایز شده اختصاص دارد به آشنایی با زندگی و ترجمه اشعاری از فدریکو گارسیا لورکا به ترجمۀ کامران فانی و در ادامه گفت‌وشنید جواد مجابی با جلال آل‌احمد آمده است.
در ادامۀ بخشی نیز به سینما اختصاص داده شده که در اولین مطلب آن محمود آذریار نگاه انداخته است به یکی از فیلم‌های کوتاه لکوسلاو مارشالک فیلمساز لهستانی در ششمین فستیوال بین‌المللی فیلم های کودکان و نوجوانات تهران و سپس فیلمداستان «عروسک و چترنجات» نوشته منوچهر لمعه آمده است.
بخش بعدی با عنوان «شعر امروز ایران-دفتر اول» با دو شعر از اسماعیل خویی آغاز و اشعاری از جواد مجابی، اسماعیل شاهرودی، کاظم سادات اشکوری(م. سرشک)، سیاوش کرایی،رضا مقصدی، رضا علوی، فرهنگ رزاقی را دربرمی گیرد.
بخش بعدی شامل سه قصه است: «چشم» نوشتۀ مجید دانش آراسته، «از نصحیت بیدار شدم» نوشتۀ احمد فتوحی و «با کبوترها بودیم» نوشتۀ احمدرضا دریایی که عمدۀ شهرت خود را سال‌ها بعد در زمینه روزنامه‌نگاری و انتشار هفته نامۀ «هدف» به دست آورد. دریایی در زمان جنگ ایران و عراق، به دلیل انتشار تصویری جنجال‌برانگیز در ویژه‌نامهٔ روزنامهٔ اطلاعات، مجبور به کناره‌گیری از تحریریهٔ این روزنامه شد و اگر پیگیری و حمایت سیدمحمود دعائی نبود به چنگ اسدالله لاجوردی افتاده و سرنوشتی دیگر می‌یافت.
نکتۀ حیرت‌آور این کتاب انتشار دفتر دومِ «شعر امروز ایران» در همین کتاب با فاصله ای 22 صفحه است که با شعرهای از اصلان اصلانیان، صالح وحدت، عباس آقابابایی، ح.ب. بهرام و محمدعلی سپانلو آغاز و به نوشته‌‌های و طرح‌هایی از پرویز شاپور و گیتی نوین می‌انجامد و کتاب با شعری از ایرج خالصی –که از نوع حرف و نداشتن شماره صفحه پیداست در آخرین دقایق به کتاب افزوده شده- به آخر می‌رسد.
کتاب «دریچه» با وجود شتاب‌زدگی در فراهم کردن مطالب و اشتباه در صفحه‌بندی که سبب شده نیمی از صفحات 82 و 95 خالی بماند، سندی است از یک دورۀ فرهنگی سپری شده و هنوز بسیاری از نوشته‌ها و ترجمه‌های آن خواندنی و قابل مراجعه است.
«دریچه» جُنگی است در 242 صفحه به قطع وزیری و از آخرین جنگ‌های پیش از انقلاب 1357 به شمار می‌رود که جلد دوم آن هرگز منتشر نشد.

تریبون

رایگان
مجله بررسی مسائل جامعۀ چندفرهنگی/ چوخ مدنیت‌لی جمعیت‌ین مسئله‌لرینی آراشدیران درگی
دوره سوم، دفتر دهم، اکتبر 2023؛ ویژه دریاچه ارومیه و شیوا فرهمند راد

کتاب سپهر

رایگان
ناشر: مرکز نشر سپهر
کتاب اول تیر 1348
«کتاب سپهر» هر چند از سوی ناشری منتشر شده و معمولاً می‌بایستی به مباحث نقد و بررسی کتاب بپردازد اما مجموعه‌ای است از شعر و داستان.
نخستین مطلب «کتاب سپهر» یادداشتی است تحت عنوان «اگر مردی وجود داشت …» از هنری میلر ترجمه منوچهر کاشف بر گرفته از کتاب «تولد شعر». مطلب دوم صفحه‌ای از «حرف‌های همسایه» نیما یوشیج است. نکته جالب اینکه بسیاری از جنگ‌های دهه چهل یا با شعری از نیما آغاز می‌شود و یا با سطرهایی از «حرف‌های همسایه» یا نامه‌هایش؛ و این خود نشانه مقبولیت عام «نیما» است و هم نشانه کاربرد عام یادداشت‌ها و شعرهایش.
دو قطعه از کتاب «چنین گفت زرتشت» فردریک ویلهلم نیچه به ترجمه داریوش آشوری و اسماعیل خوئی، «رفقا، یا حفره‌ای در قله» (قسمت‌هایی از یک بازی تک پرده‌ای) نوشته نورمن میلر ترجمه کامبیز فرخی، شعرهایی از اسماعیل خوئی، گودرز بیدلی ، م. خاکسار و سعید سلطانپور؛ «لورکا شاعر اسپانیا» و نمونه‌هایی از شعر او ترجمه عبدالعلی دستغیب، «اعلام به مقامات حکومتی» از گلوریا فوئرتس و «صدای نخستینم» از مانوئل التولا گیره ترجمه قاسم صنعوی، «آرزو» از نزار قبانی و «ای پل مقدس چوبی» از م. رهبانی ترجمه علیرضا نوری زاده، داستان کوتاهی از امین فقیری، آوای «حبش» از رسول هاشمی، «جاذبه، طبیعت، هنر» (از یادداشت‌های استانیسلاوسکی) ترجمه مهین اسکوئی، «از یادداشت‌های جنوب» نوشته .م. آزاد و نقد هوتن راد بر کتاب «دهکده پرملال» از دیگر مطالب این دفتر است.
کتاب «سپهر در ٦٤ صفحه به قطع رقعی منتشر شده است.

تریبون

رایگان
مجله بررسی مسائل جامعۀ چندفرهنگی/ چوخ مدنیت‌لی جمعیت‌ین مسئله‌لرینی آراشدیران درگی
دوره سوم، دفتر نهم، اگوست 2023؛ ویژه زنان آذربایجان
برای دریافت شماره‌های دوره اول و دوم به اینجا بروید

زن در دنیای امروز

رایگان
از اداره انتشارات و مطبوعات سفارت کبرای انگلستان، 1965-66
شماره اول تا پنجم به جز شماره سوم که به آن دسترسی نداشتیم.

انبوه

رایگان
مدیرمسئول و سردبیر: پویا شهرابی
شماره‌های بعدی به دلیل مخالفت معاونت فرهنگی دانشگاه هرگز چاپ نشد. انتشار اینترنتی این تک شماره پیشکشی است به یکی از همراهان این تک شماره: شایان بذری. مترجم بسیار بااستعداد و توانمندی که در جوانی فوت شد و کارهای ناتمام و منتشر نشده زیادی داشت که امکان دسترسی به آنها وجود ندارد.

تریبون

رایگان
مجله بررسی مسائل جامعۀ چندفرهنگی/ چوخ مدنیت‌لی جمعیت‌ین مسئله‌لرینی آراشدیران درگی
دوره سوم، دفتر هشتم، تابستان 2023
برای دریافت شماره‌های دوره اول و دوم به اینجا بروید

تریبون

رایگان
مجله بررسی مسائل جامعۀ چندفرهنگی/ چوخ مدنیت‌لی جمعیت‌ین مسئله‌لرینی آراشدیران درگی
دوره سوم، دفتر هفتم، بهار  2023
برای دریافت شماره‌های دوره اول و دوم به اینجا بروید

سینما و نمایشات

رایگان
روز ۱۱ اسفند ۱۳۰۷ خورشیدی، علی وکیلی، موسس و مالک اولین سینماهای مدرن ایران(گراند سینما و سینما سپه تهران که بعدها به زهره تغییر نام داد)، نامه‌ای برای ریاست اداره انطباعات وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه با این مضمون نوشت:
«… چون این بنده علی وکیلی می‌خواهم مجله‌ای به نام مجله نمایشات سینما که یکی از وسایل ترقی اخلاق جامعه و مملکت است دایر کنم و نشر دهم… از آن ریاست محترم تقاضای امتیاز و انتشار مجله مزبور را [می‌نمایم].»
با موافقت وزارت معارف، علی وکیلی موفق به انتشار مجله خود و نخستین مجله سینمایی ایران شد. نخستین شماره ماهنامه با عنوان «سینما و نمایشات» در اندازه ۲۰×۱۴ در ۳۶ صفحه (بدون احتساب جلد و اعلانات) یا ۴۸ صفحه در ۱ مردادماه سال ۱۳۰۹ به قیمت ۳ ریال منتشر شد.
علی وکیلی به عنوان موسس، صاحب امتیاز و مدیر مسئول این نشریه در نخستین شماره آن، در سرمقاله با عنوان «سرمایه تاسیس و مقصود»، هدف خود از انتشار این نشریه را چنین بیان می‌کند:
«امروز صنعت سینما در ایران نیز صورت نوینی به خود گرفته و با مساعدت‌های معنوی و فکری که از طرف دولت علیه و متصدیان امور می‌شود، امید آن می‌رود که با قدم‌های جدی‌تری در جاده این عامل مهم حیات اجتماعی و این اساس مهذب اخلاق جامعه برداشته شود و اما چون یگانه سرمایه پیشرفت در هر فن و شغلی معرفت کامل به آن فن و اطلاعات لازمه در آن شغل است، لذا ما نیز مقصد و مرام خود و مجله را این موضوع قرار دادیم که به قدر مقدور و درحدود مطالعات و تجربیات خود بتوانیم علاقه‌مندان سینما را از جریانات روزانه این صنعت در عالم و وسایل ترقی آن و اختراعات جدید مسبوق داریم و همچنین یگانه سرمایه ایجاد این مجله و وسیله موفقیت و پیشرفت خود همانا تشویق و ترغیب اهالی محترم و علاقه مندان گرام دانسته با اتکا به مراحم آنان قدم نخستین را برداشته و اینک شماره اول را تقدیم می‌داریم….»
در شماره اول این نشریه در کنار بررسی برخی فیلم‌های روز سینمای دنیا به موضوعاتی چون سینما در ایران، اخلاق آرتیست، فیلم‌های خوب (داستان فیلم چاه یعقوب)، سوانح عمر، مابل نورماند «ملکه فیلم‌های خنده‌آور»، سینماهای طهران و پروگرام‌های فعلی پرداخته شده است. این نشریه از همان نخستین قدم های خود اقدام به چاپ رپرتاژ آگهی کرده بود.  
اما توزیع نامناسب سبب شد تا از اولین نشریه سینمایی ایران استقبال خوشی صورت نگیرد. علی وکیلی و اسحاق زنجانی تصور کردند که بها ۳ ریال برای مجله زیاد است . لذا در شماره دوم قیمت مجله را به ده شاهی (معادل نیم ریال) کاهش دادند.
شماره دوم در ۲۸ صفحه به قطع کوچک (به غیر از صفحه اعلان که ضمیمه مجلد است) در چاپخانه سربی (اتحادیه طهران لاله‌زار) در شهریور ۱۳۰۹ چاپ شد. مندرجات این شماره عبارتند از:
احصائیه سینما در دنیا، صنعت مطلب‌نویسی فیلم، فیلم گویا، فیلم‌های خوب، ورزش و سینما، ریشارد تالماج ستاره سینما، سینماهای دایر طهران. در سرمقاله شماره دوم اسحاق زنجانی به عنوان مدیر و سردبیر بعد از تشکر از همراهی و استقبال خوانندگان در شماره اول اعلام کرد، تصمیم گرفته شده است «از اخذ وجه جزئی اشتراکی که در شماره اول مجله معین شده بود نیز صرف نظر کرده و مجله را مجانی به علاقه‌مندان چه در تهران و چه در ولایات تقدیم دارند.»
علی وکیلی یکی از سرشناس‌ترین چهره‌های نسل اول سینماداران ایران بود. او چندین سینما با اهداف خاص افتتاح کرد که اغلب آنها به تعطیلی انجامید از جمله سالنی ویژه برای بانوان و ساخت سالنی برای خانم‌ها و آقایان با بالکن‌هایی مخصوص بانوان که هر دوی این سالن‌ها تعطیل شدند. یکی دیگر از اقدامات او ترجمه فارسی فیلم‌ها بود. او ایده خود را با خان‌بابا معتضدی در میان گذاشت و فعالیت خود را شروع کردند، اما این اقدام هم بدون نتیجه ماند. در نهایت نیز پس از انتشار دو شماره از مجله «سینما و نمایشات» به تجارت و سیاست روی آورد و فعالیت‌های فرهنگی را کنار گذاشت. امتیاز نشریه به اسحاق زنجانی واگذار شد، اما او نیز چاپ نشریه را ادامه نداد و بعدها نشریه سینمایی دیگری منتشر کرد.

زنان پیشرو

رایگان
اولین شمارۀ نشریۀ نهضت زنان پیشرو، اردیبهشت 1331
با نوشته‌هایی از صبیحه ملکی، زینت صدر، ایران اطمینانی، ایران پیرشریفی، شریف دوشیری، روشنک دلپاک.

جُنگ طُرفه

رایگان
ناشر انتشارات طُرفه
کتاب اول تیر 1343
کتاب دوم آبان 1343

 

داستان برپا کردن سازمان انتشارت «طُرفه» تقریبا دو دهه قبل در وبسایت «پویشگران» متعلق به اسماعیل نوری علا منتشر شد. این سایت و متاسفانه این نوشته اکنون در دسترس نیست. وقتی تصمیم به بازنشر «جنگ طُرفه» گرفته شد، قصد داشتیم مثل همیشه همراه با آن نوشته‌ای از پدید‌آورندگان این نشریه منتشر کنیم تا پشت صحنۀ طلوع و افول آن نیز جهت ثبت تاریخ مطبوعات ایران بازگو شود. چون بخشی از ماجرا پیشتر توسط آقای نوری علا گفته شده بود، پرسش‌هایی برای کامل‌تر کردن مطلب برای ایشان ارسال شد و پاسخ‌های وی را در ادامه مطلب پیشین خواهید خواند(فایل مصاحبه همراه با فایل‌های نشریه دانلود می‌شود). لازم می‌دانم از جناب نوری علا که از سر لطف به درخواست ما پاسخ مثبت دادند، سپاس‌گزاری کنم.

گفت و گو را می توانید در اینجا نیز بخوانید.

جزوۀ شعر

رایگان
زیر نظر اسماعیل نوری علا
ناشر: سازمان انتشارات طُرفه
شمارۀ ۱                 فروردین ۱٣۴۵
شمارۀ ٢                 اردیبهشت ۱٣۴۵
شمارۀ ٣ و ۴           خرداد و تیر ۱٣۴۵
شمارۀ ۵                 مرداد ۱٣۴۵
شمارۀ ۶                 شهریور ۱٣۴۵
شمارۀ ۷ و ۸           مهر و ابان ۱٣۴۵
شمارۀ ۹                 آذر ۱٣۴۵
شمارۀ ۱۰ و ۱۱        ؟ ۱٣۴۵

 

داستان برپا کردن سازمان انتشارت «طُرفه» تقریبا دو دهه قبل در وبسایت «پویشگران» متعلق به اسماعیل نوری علا منتشر شد. این سایت و متاسفانه این نوشته اکنون در دسترس نیست. وقتی تصمیم به بازنشر «جنگ طُرفه» گرفته شد، قصد داشتیم مثل همیشه همراه با آن نوشته‌ای از پدید‌آورندگان این نشریه منتشر کنیم تا پشت صحنۀ طلوع و افول آن نیز جهت ثبت تاریخ مطبوعات ایران بازگو شود. چون بخشی از ماجرا پیشتر توسط آقای نوری علا گفته شده بود، پرسش‌هایی برای کامل‌تر کردن مطلب برای ایشان ارسال شد و پاسخ‌های وی را در ادامه مطلب پیشین خواهید خواند(فایل مصاحبه همراه با فایل‌های نشریه دانلود می‌شود). لازم می‌دانم از جناب نوری علا که از سر لطف به درخواست ما پاسخ مثبت دادند، سپاس‌گزاری کنم.

گفت و گو را می توانید در اینجا نیز بخوانید.

توجه
متاسفانه به نسخ چاپی «جزوۀ شعر» دسترسی نداشتیم، از این رو تا زمان یافت شدن دوره کاملی از این نشریه به اسکن غیرحرفه‌ای و کم کیفیت روی وب بسنده کردیم. فقط چهار فایل(شماره های اول، دوم، نهم، دهم و یازدهم) قابل پیرایش بود که در حد توان تصحیح شد. امیدوارم ما را در یافتن شماره‌های این نشریه یاری کنید.

فصل‌های سبز

رایگان
کتابی در شعر، قصه، نمایش، طرح، نقد و نظر
زیرنظر هرمز ریاحی
دفتر اول زمستان 1347
دفتر دوم ؟ 1348
دفتر سوم ؟ 1350(چاپ و مقوا شد)
چاپ دوم، 1358

جُنگ اصفهان

رایگان
ظاهراً زیر نظر محمد حقوقی
دفتر اول      تابستان 1344
دفتر دوم      زمستان 1344
دفتر سوم     تابستان 1345
دفتر چهارم        بهار 1346
دفتر پنجم    تابستان 1346
دفتر ششم        بهار 1347
دفتر هفتم    زمستان 1347
دفتر هشتم  تابستان 1349
دفتر نهم        خرداد 1351
دفتر دهم    تابستان 1352
دفتر یازدهم تابستان 1360

چشم‌انداز

رایگان
به کوشش ناصر پاکدامن، محسن یلفانی

 

توجه: فایل‌های موجود دسترنج یکی از همکاران باشگاه است که با استانداردهای ما همخوانی چندانی ندارد. به زودی اسکن جدید و تمیز جایگزین خواهد شد.

مفید

رایگان

ماهنامه علمی، فرهنگی و هنری

به کوشش شهروز جویانی

از بهمن 1365 تا مرداد 1367

یازده شماره، همراه با پروندۀ ماهنامه مفید منتشر شده در اندیشه پویا، شماره 48
توجه
اگر دانلود یکجای شماره ها به دلیل حجم فایل دشوار بود، می توانید شماره ها را تک تک از کانال تلگرام باشگاه دانلود کنید

 

ویژه‌نامۀ یدالله رویایی

رایگان
به کوشش بیژن اسدی پور
با آثاری از محمود عنایت، فریدون تنکابنی، عزت‌الله همایونفر، حسن فیاد، خلیل موحد دیلمقانی، حشمت جزنی، اسماعیل خوئی، جلال سرفراز، دنا رباطی، سهراب مازندرانی، فصل‌الله روحانی، فرامرز سلیمانی، جمال میرصادقی، و ….
با طرح‌هایی از بیژن اسدی پور، اردشیر معتمدی، مسعود نیری، وینچنزو بیانکینی، فریبا زیرک زاده، ویدا مریخی

میز ِگرد

رایگان
در سال­هاى 86-1985 مدت­ها به فكر ايجاد امكانى براى راه‌­اندازى مجله‌­اى بودم كه بتواند به دور از تعلق گروهى، نيروهاى مترقى را كنار هم قرار دهد. اين نشريه يا مجله می‌­بايست بلندگویى می‌شد كه همۀ گروه‌­ها بتوانند دور ميزى كه مهماندارش بودم، گرد هم آيند و با هم به گفت‌و‌گوی سياسى-فرهنگی و احياناً به همكارى موقتى بپردازند. در راستاى اين عقيده و فكر چند خطى نوشتم و آن را برای تمامى گروه‌­های چپ آن زمان فرستادم. دوست بسيار عزيزم، زنده ياد پرويز سيروس­‌نيا از سازمان ماركسيت- لنينيستى توفان سريعاً به من جواب داد و از اين پيشنهاد صميمانه پشتيبانى كرد و از جانب زنده­‌ياد دكتر غلامحسين فروتن گفت كه مرا را در اين راه و فكر همراهى خواهند كرد. و این كار را تا آخرين نشريه ميزگرد؛ شماره دهم دوره دوم، با صداقت ادامه دادند.
همزمان رفيق عزيزم زنده‌­ياد غلام كشاورز(بهمن جوادی) نزدم آمد و چندين نكتۀ اصلاحى را به نوشته من اضافه کرد و گفت که از طرف حزب كمونيست ايران با اين پلاتفرم حاضر به همكارى هستيم. و نيز نامه‌­اى نوشت و رفت كه متأسفانه جمهوری اسلامی ايران او را در قبرس در 26 آگوست 1989 ترور كرد. ولى رفقای سازمانی او چون رفيق ريبوار همكاريشان را با این مجله ادامه دادند. بايد بگويم كه من در چندين ديدار كوتاه كه غلام کشاورز را ملاقات كردم او را رفيقى دمكرات، نكته‌­سنج، دقيق و وفادار به آرمان­‌هاى مزدبگيران و ستمديدگان يافتم.
از «میز گرد» دوستان زیادی نیز که هیچ تعلق سیاسی و سازمانی نداشتند، استقبال کردند و در این راستا بود که مدت زمانی منتشر شد ولی عمر آن مانند بسیاری دیگر از نشریات تبعیدی دراز نماند.
اکنون ميزگردها را به ياد و به نام همكاران نشريه ميزگرد زنده‌­يادان پرويز سيروس‌نيا، دكتر غلامحسين فروتن و غلام كشاورز به واسطه باشگاه ادبیات تقديم خوانندگان می‌­نمایم.
باقر مرتضوى، 19 آپریل 2022
توجه:
شماره 6 دوره اول و شماره‌های 2 و 7-6 از دوره دوم در این مجموعه نیست. از کسانی که به این شماره‌ها دسترسی دارند، خواهشمندیم برای تکمیل دوره این نشریه با ما تماس بگیرند.
متشکرم

دفترهای سینما

رایگان

1359-60

به کوشش بهزاد رحیمیان

در فاصله دگرگونی‌های عظیم ماه‌های پایانی سال 1357 تا ایجاد ثباتی نسبتی در کشور، نشریات بسیاری آمدند و بسیار زود و گاه پس از انتشار یکی دو شماره برای همیشه تعطیل شدند. در این مقطع چهار ساله، چند نشریه سینمایی نیز منتشر شد که پرشماره‌ترین آنها تصویر(سیروس قهرمانی) بود و جدی‌ترین‌هایشان سینمای نوین(شهروز جویانی) و دفترهای سینما(بهزاد رحیمیان) که هنوز خواندنی، قابل ارجاع و دارای اهمیت تاریخی و برای بسیاری از سینما دوستان خاطره انگیز هستند.
دفترهای سینما، دست کم در سه شماره اولیه خود از نظر قطع، صحافی و صفحه‌آرایی بسیار متفاوت بود. الگوی اولیه از نشریه سینمایی رادیکال «جامپ کات» گرفته شده بود که تک و توک به دست خواننده ایرانی اهل فن هم می‌رسید. سه شماره اول دفترهای سینما با نگاهی به جامپ کات روی کاغذ زرد رنگ و قطع 24 در 34 منتشر شده و از وسط تا می‌شد. این اندازه از شماره چهارم تا شماره ششم به وزیری تغییر یافت که قطع رایج‌تری بود و شمایل کتاب یا جُنگ به دفترهای سینما می‌داد.
دفترهای سینما نشریه‌ای روشنفکرانه و نخبه‌گرایانه بود که بهزاد رحیمیان به همراه تعدادی از دوستانش -که برخی از آنها اکنون از نام آوران عرصه نقد فیلم در ایران هستند- آن را منتشر می‌کرد. تصمیم بر این بود که آقای رحیمیان و دست کم دو نفر از همکارانش مطلبی اختصاصی به مناسبت انتشار اینترنتی این نشریه گرانقدر برای باشگاه ادبیات بنویسید. متاسفانه آن دو همکار به دلایلی موفق نشدند به عهد خود وفا کنند. در تماسی هم که با جناب رحیمیان داشتم، ضمن ابراز خوشحالی و رضایت از انتشار نسخ الکترونیکی این نشریه قول دادند در آینده نزدیک مطلبی درباره این دوره کاری خود و انتشارات فاریاب نوشته و در مجلۀ فیلم امروز منتشر کنند. بی‌صبرانه انتظار انتشار این مطلب را می‌کشم که بازگو کنندۀ دورۀ مهمی از تاریخ مطبوعات و نشر ایران است.

کتاب نمایش

رایگان

چگونگی پیدایی و سرانجام «کتاب نمایش»

بخشی از تاریخ تاتر برون‌مرزی ایرانیان

با تبعید و مهاجرت شمار زیادی از ایرانیان به سراسر جهان، از همه مهمتر کشورهای اروپایی و آمریکا، سرازیر شدند. اینها از طبقات، اصناف و موقعیت فرهنگی ـ اجتماعی بسیار متنوع برخوردار بودند. در آغاز آمریکا، انگلیس و آلمان و فرانسه به ترتیب بیشترین تمرکز ایرانیان تبعیدی و مهاجر را شکل دادند. اما بعدها کانادا و استرالیا نیز به انتخاب تبعیدیان و مهاجرین اضافه شدند.

در آلمان، به ویژه سه شهر مهم هامبورگ، فرانکفورت و کلن، بیشترین فعالیت‌های فرهنگی و تاتری شکل گرفت. در این میان اما «کلن» از آن دو شهر دیگر بیشترین تجمع ایرانیان اهل هنر و سیاست را داشت. انتشار کتاب نمایش در چنین بستر فرهنگی میسر شد. البته علاوه بر موقعیت فرهنگی شهر کلن علل بسیاری دیگری هم در پیدایش کتاب نمایش تاثیر داشتند که نگارنده در اینجا تنها به برخی از آنها اشاره خواهد کرد:

نکتۀ اول

روزی مقاله‌ای در نقد و بررسی تاتر برون‌مرزی از سوی ناصر حسینی (مهر) که آن وقت‌ها در شهر کلن آلمان می‌زیست، در مجلۀ گردون (۱) که سردبیرش عباس معروفی بود، منعکس شد. این مقاله با عنوان «تاتر مهجور ما» در نزد فعالین تاتری به درست یا نادرست هیاهویی برپا کرد. و هر یک از ما سعی در پاسخ بدان برآمدیم. تا آنجا که حافظۀ من یاری می‌کند، چند نوشته در پاسخ به نوشتۀ ناصر حسینی به عباس معروفی ارسال شد. از جمله نوشته‌‌هایی از مجید فلاحزاده، اکبر یادگاری، بهروز بهنژاد، محمدعلی مهمید و نگارندۀ این سطور.

عباس معروفی اما به دلایلی فقط پاسخ مجید فلاح‌زاده را منعکس و از درج نوشته‌ها‌ی دیگر پرهیز کرد. (۲) نوشتۀ فلاح‌زاده با لحن نسبتا گزنده و اندکی هم توهین‌آمیز یا به قول معروفی پرخاشگرانه بود و خود این پاسخ هم سبب هیاهوی تازه‌تری شد. عباس معروفی در شماره‌های بعدی گردون نیز فقط به درج نوشتۀ کوتاه محسن یلفانی (به فلاح‌زاده) و  پاسخ گلایه‌آمیز ناصر حسینی بسنده کرد. بحث اما به همین‌جا خاتمه نیافت. (۳)

نکتۀ دوم

مجلۀ «فصل تئاتر» به کوشش اکبر یادگاری از بهمن ۱۳۷۵ (فوریه ۱۹۹۷) در شهر کلن منتشر می‌شد و هفت شماره از آن تا زمستان ۱۳۷۷ (۱۹۹۸) ادامه داشت. در پی نوشتۀ ناصر حسینی و پاسخ مجید فلاح‌زاده، روزی عباس معروفی، اکبر یادگاری و نگارنده در مرکز نوا دیداری تصادفی داشتیم. در آن دیدار معروفی پس از بازخوانی پاسخ من به نوشتار ناصر حسینی سخت آن را پسندید و مناسب نشر در گردون یافت! و به من قول داد اگر من اکبر یادگاری را راضی کنم که نوشتۀ خودش را در مجلۀ فصل تئاتر درج کند، معروفی پاسخ مرا در گردون درج خواهد کرد! من با این منطق که این وظیفۀ من نیست کسی را برای این کار راضی کنم و معروفی باید خودش تصمیم بگیرد از تقبل چنین وظیفه‌ای سرباز زدم.  در همین دیدار بود که عباس معروفی برای جبران خسارت، شاید دلجویی یا شاید هم به دلایل دیگری مرا تشویق به همکاری با فصل تئاتر کرد. در حضور اکبر یادگاری قرار شد که بخش خبر را من تنظیم و هر از گاهی هم مقاله‌های تاتری برای مجله تهیه کنم.

نگارنده از شمارۀ سوم فصل تئاتر به گروه همکاران! پیوستم. اما همکاری من در همان یک شماره باقی ماند. چرا که در شمارۀ بعدی  بر سر یک نوشته از من بر سر کاربرد واژ‌ۀ دیکتاتوری در ج. ا. ایران  به اختلاف شدید با اکبر یادگاری برخوردم. نوشتۀ مذکور در شماره چهارم فصل تئاتر نشر نیافت و همکاری من نیز در همان یک شماره خلاصه شد.

نکتۀ سوم:

از این پس با مشورت با چند نفری به فکر راه انداختن جُنگ تاتری مستقل با حال و هوای تبعید و معضلات و مشکلات انسان در تبعید و مهاجر افتادم. پس نشر «کتاب نمایش» شکل گرفت. قرار شد هر سه ماه یک شماره از آن منتشر شود. در ابتدای کار تنهای تنها بودم. اما در همان اواسط شمارۀ نخست «کیوان بهادری» در بخش فنی و راست‌گردانی مطالب، کمی بعد «عباس کوشک جلالی» در تصحیح نسخه‌های چاپی و باز اندکی بعدتر «احمد نیکآذر» و بهروز قنبرحسینی مرا در بخش گزارش و خبر یاری رساندند. البته خانم پریناز حسینی هم با تایپ مطالب در بیشتر شماره‌های کتاب نمایش یاور ما بودند. همچنین خانم نیلوفر بیضایی هم با ارسال مطلب برای هر شماره دلگرمی بزرگی برای کتاب نمایش بودند. علاوه بر ایشان شمار زیادی از همکاران تاتری با ارسال مقالات خود در غنی ساختن کتاب نمایش نقش موثر داشتند. پس در همین فرصت یک بار دیگر از همه‌ی این عزیزان سپاسگزارم.

گرچه در آغاز تعداد همکاران و مقالات ارسالی اندک بودند، اما چیزی نگذشت که کتاب نمایش بیشترین توان جذب نیروهای تاتری را از خود نشان داد.  به طوری که خیلی زود ارسال مطالب از امریکا و کانادا در آن سو و اروپا در این سو بر کتاب نمایش سرازیر شد. به همین خاطر شماره‌های آخر کتاب نمایش نه تنها به لحاظ چاپ و زیبایی رو به بهتر شدن داشت، بلکه به لحاظ تنوع مقالات هم چشمگیر شده بود. با توقف مجلۀ فصل تاتر، تعداد همکاران و مقالات و چه بسا مشترکین کتاب نمایش افزونتر شد.

هدف من در آن زمان توجه به فعالیت‌های تاتری (اخبار)، سامان بخشیدن به آرشیو تاتر، نشر نمایشنامه و مقالات تاتری و طرح مشکلات تاتر تبعید و گسترش نقدنویسی در این عرصه بود. متاسفانه مشکلات مالی، دشواری‌های توزیع کتاب نمایش و چند عامل کوچکتر ادامۀ کار را ناممکن ساخت.

کتاب نمایش از ۱۳۷۶/۱۹۹۸ با شمارۀ نخست خود آغاز به فعالیت کرد و سیزده شماره از آن منتشر شد. آخرین شمارۀ کتاب نمایش در سال ۱۳۸۱/۲۰۰۳، مانند شماره‌های قبلی، در شهر کلن آلمان منتشر شد و با آنکه مطالب دو شماره و چند ویژه‌نامه را نیز تدارک دیده بودیم، از ادامۀ کار باز ماندیم. (۴)

اصغر نصرتی (چهره)

کلن، پنجم اکتبر ۲۰۲۱

(۱) مجلۀ گردون، شماره۵۳/۵۴- شماره ۱ و ۲ تبعید- تیر ۱۳۷۶، ص.     

(۲) مجلۀ گردون، شماره ۵۵- شماره ۳ در تبعید-مرداد ۱۳۷۶، ص. ۵۵ تا ۶۶.

(۳) مجلۀ گردون، شماره۵۶- شماره ۴ در تبعید-مهر و‌ آبان ۱۳۷۶، ص. ۷۵.

(۴) این نوشتار به تقاضای آقای امیر عزتی و به منظور نشر (پی دی اف) سیزده شمارۀ کتاب نمایش‌ در باشگاه ادبیات انجام گرفته است.